خواب پوشالی
با توام که بی تفاوت رد شدی از خاطراتم
ببین اینجا تک و تنها پر تشویش و عذابم
دل از این خواب پوشالی دیگه جونش به لب رفته
بیا برگرد و با من باش که بیتو زندگی سخته
بگو توی خاطراتت ردی هست از دل خستم
توی سرمای زمستون خالی کردی هر دو دستم
من که تو دنیا به جز تو هیچ کسی رو دوست نداشتم
هنوزم تو قاب عکسات عکس دیگه ای نذاشتم
قلبی که از تو شکسته هنوزم میگه برگرد
روزی که میخواستمش اون خیلی ساده منو ترک کرد
تورو دوست دارم و انگار قلب تو یه تیکه سنگه
تو بدی کردی و اما باز دلم واسه تو تنگه
جادوی چشمای نازت منو از خودم رها کرد
بی وفاییهات عزیزم دل سادمو فنا کرد
ای خدا خودت نگاه کن بعد اون روزام سیاهه
بعد دل شکستن اون دیگه زندگیم تباهه
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد
دیدگاهها بسته هستند.