اینجوری دور می شم از تو
دست تو سرد و هوا سرد و شب خاطره سرد
من دارم میرم از اینجا توی قلبم پر درد
جاده خیس و چشم من خیس و شب خاطره خیس
لحظه های بی تو بودن کم تر از فاجعه نیست
لحن حرفای تو تلخ و فال این قهوه چه تلخ
اینجوری دور میشم از تو ته این قصه چه تلخ
یاد آبی چشا و قلب مهربون تو
پر پرواز من و پاکی آسمون تو
توی آسمون چشمات میپریدم و می جستم
وقتی بارون می زد اما پروبالمو میبستم
حالا با یه بال زخمی توی این قفس اسیرم
شبا با یه بغض سنگین عکستو بغل میگیرم
برای واژه های دلشکسته
آغوش تو
پنجاه درجه