دریای بی ساحل
تویی طوفان شبگرد
و
منم دریای بی ساحل
تویی چشمه ی جوشان
و
منم کویر بی حاصل
ببار نورتو ای خورشید
منم اینجا دلم پوسید
دلم تو غربت چشماش
مث یک دونه گل خشکید
ببار بارون دستاتو
به این پاییز بی شاعر
به این جاده ی بی رحمی
که نداره حتی یک عابر
مرداد ۹۱
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد