تن تو
تو شب چشمای تو گم شدم و
تو شب چشمای تو گم شدم و
تو شبِ چشمای تو گم شدم و
نمیخوام دوباره پیدام کنی
بزار اینجا بمونم تو سایه ها
اگه حتی منو اعدام کنی
گم شدن میون چشمای تو هم
مثل پیدا شدن رو اینه ست
چشای مشکی که پایان نداره
بی تو دنیام کمتر از یه ثانیه ست
مثل بودن وسط دو اینه
رو تنم عشق تو تکثیر شده
تو چشای رنگ مشکی شبت
رو تنم مهر تو اکسیر شده
همه ی عطر گلا رو تن توست
معدن ناب طلا رو تن توست
می درخشی وسط ماه و زمین
تکه هایی از خدا رو تن توست
برهان جاوید
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد