شاعر شبگرد

شاعرشبگرد

شاعرشبگرد

بعد تو هر خاطره ای شعر شد

قافیه هایش همه باران زده

شهرتِ من بعد تو اینگونه شد

شاعرِ شبگردِ خیابان زده

 

بعدِ تو مشغولِ چَریدن شدم

در نظرم غیرِ تو آدم نبود

یکسره در حالِ زمین خوردَنَم

یونجه یِ تَر بابِ دهانم نبود

 

قحطیِ لبخند و خوشی در دلم

بعدِ هَدر دادَنت آغاز شد

زخمِ ترک خورده یِ رویِ دلم

لحظه به لحظه دهنش باز شد

 

رفتنت آوار شده رویِ من

رویِ سرم خِشت و گِل و آهن است

بعد تو یک زلزله آغاز شد

مرکز پَس لرزه یِ آن در من است

 

رفتی و من ماندم و بی مِهری یَت

نمره یِ تنهایی یِ من بیست شد

گرچه مسلمانم و کفر است این

رفتی و بعد از تو خدا نیست شد

 

#آرزوبیرانوند

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/115434کپی شد!
279
۴
۴