"امید من"

تو این شبایی که دلم واسه تو بی قراره
جهان من یه کهکشون سکوت و انتظاره
دلم می گیره هر غروب ازین که نیستی اما
همین که عاشق توام برام یه اعتباره

امید من شروع روز دلپذیریه که
چشام مقابل چشای روشن تو واشه
کبوتر دلم که حبسه تو شبای غصه
یه صبح زود تو آسمون چشم تو رها شه

امیدمو نگیر ازم نگو همش سرابه
نگو یه قصه ی قشنگه یا فقط یه خوابه
خیال لمس تو منو به شهر آرزو برد
بدون تو تموم لحظه هام تو اضطرابه

اگه میون ما همیشه فاصله س غمی نیس
خدا نخواسته رنگ کهنگی بگیره این عشق
نخواسته ساده هر دو مون اسیر عادتا شیم
که لابلای روزمرگی بمیره این عشق

زمان دیدنت مث پرنده پر کشیدن
تموم واژه هایی که تو قلب عاشقم بود
هزار ترانه گفتم و برای هدیه دادن
یه جمله که لیاقتت رو داشته باشه کم بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: