سه شنبه ی شوم !!!

سه شنبه های من دیگه چه شومن

از اون روزی که برفیه خیابون

از اون روزی که تو دیگه نبودی

همش می شینه حسرت تو دلامون

شروع نحس روزای نبودت

نفس هاتن که از من دور میشه

چشایی یَن که دیگه رو به من نیس

لبایی یَن که بستس تا همیشه

یه دنیا حرف ناگفته تو این دل

یه عالم حسرت بوسیدن تو

چقد از سنگ باشم که بتونم

ببینم لحظه ی پوسیدن تو

سه شنبه دیگه یعنی نحس بودن

همون روزی که تو چشماتو بستی

همون روزی که دنیا زیرو رو شد

همون روزی که قلبم رو شکستی

چقد سخته بشینم رو به این خاک

همین خاکی که دستام روی تو ریخت

همش سر می کنم با بوی عطرِ

همین چند تاری که از موی تو ریخت

چقد خالیه جات امشب همینجا

تو این خونه که عمری با تو بودم

فقط من موندم و یه قاب عکسی

که بغضم رو به پای اون شکوندم

پ.ن :

درود بر همه ی شما بزرگواران

سه شنبه ۲۱ اذر ۹۱ خالم فوت کرد و دنیام تاریک شد ، دیگه این روز هیچوقت برام قشنگ نخواهد بود :(

می دونم ترانم از لحاظ وزنی ایراد زیاد داره ولی احساساتم بودکه شب تشییعش نوشتم و برای اصلاحش نه وقت داشتم نه حوصله اما  دلم نیومد تو آکادمی نذارمش امیدوارم من رو ببخشید…

عذرخواهم بابت اینکه چند وقتیه ترانه هاتون رو نخوندم و برای تک تکتون  آرزوی بهترین ها رو دارم . امیدوارم هیچ وقت حال این روزای من رو تجربه نکنید

بامهر

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1293
۱۱۹