مدافع

وقتی از این خاک شریف
با کوله ی خاکی میری
وقتی میبندی چشمتو
با روحِ افلاکی میری

وقتی با لبخند میبوسی
کتاب آسمونیتو
وقتی به هیشکی نمیگی
مقصدتو نشونیتو

یعنی حَرم محاصرس
یعنی جهاد تکلیفته
یعنی زیارت نامه ی
عاشوراییت توو کیفته

وقتی که "بیرق سیاه"
رسید به باغ یاس ها
یعنی حرم تنها شده
یعنی بیاید عباس ها

برو که لحظه لظه ی
نبردِ حق و باطله
برو خدا پشت و پنات
شهید این مقاتله

برو که آرزوم شده
"فاطمیون" شِ عایدت
شبیه "کوه صبر" بشم
به حرمت عقایدت

خداحافظ مدافعِ
حریم بانوی دمشق
شفاعت منم بکن
مجاهدِ صراط عشق

۲۳ خرداد ۹۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام متاسفانه چند روزی به نت دسترسی نداشتم عذرخواهی میکنم اگر نظرات بی جواب موند، امیدوارم غیبتم حمل بر بی ادبی نباشه.
  • سلام زیبا سرودید موفق..
  • سلام رضا جان.خیلی زیبا و قابل احترام بود.نوع نگاهتو به این سوزه واقعا دوست داشتم.موفق باشی
  • سلام رضا جان. چقد خوب و با احساس توصیف میکنی مجاهدت عاشقانه شهدا و رزمنده هارو. آفرین. البته یه سری اشکال کوچولو کارت داش مث این قسمت، که سنگینه خیلی. یعنی حَرم محاصرس یعنی جهاد تکلیفته یعنی زیارت نامه ی عاشوراییت توو کیفته اینجاشو بیشتر دوس داشتم: وقتی که "بیرق سیاه" رسید به باغ یاس ها یعنی حرم تنها شده یعنی بیاید عباس ها موفق باشی دوست من.
  • درود کار قشنگی بود اینجا ها چرا وزن رو سخت گرفتید راحتش کنید اینطوری : یعنی جهاد تکلیفته => یعنی جهاد یه تکلیفه عاشوراییت توو کیفته => عاشوراییت توی کیفه غلط املایی : برو که لحظه لظه ی => برو که لحظه لحظه ی از واژه "یعنی" زیاد استفاده کردید این واژه بد لحنه با "حالا " تعویضش کنید هم شعر جمعی تر میشه و هم روون تر موفق باشید سپاس
  • سلام جناب زال نژاد زیبا بود