شنیدم که مادرش….

هنوز هم دارم می بینم ، کنار خیابونامون

یه عده بچه نشستن ، پاره پاره پیرهناشون

یکی شون پوتین قرمز،پوشیده با یه کت زرد

توی دستاش یه عروسک،توی چشماش دفتری درد

مادرش بهش داده ،قول رفتن پیش باباش

اگه عصرها که بر می گرده،ده تا پول باشه تو جیب هاش

آخه باباش توی دام،اعتیاد رفته و مونده

حالا با پولای دختر،بابا رو پیش دکتر خوابونده

هنوز هم دارم می بینم،بچه ایی که شده گم

توی دستاش یه دفتر،اون یکی دراز پیش مردم

هنوز هم دو تا چشماش ،خالی از نور امیده

شنیدم که مادرش،توی بستر مرگ خوابیده

وقتهایی که خیابون شلوغ ِ،دفتر مشق و می بنده

یکی بهش پول میده و ،اون یکی بهش می خنده

نمی دونم تا کی باید،بعضی ها گرسنه بخوابن

بعضی مادرها همیشه ، توی فکر نون و آبن

دست بی رحم زمونه ، خیلی ها رو کرده تنها

خیلی ها برای موندن ، زده اند دل به دریا

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام جناب علیزاده کارتون رو خوندم و چون اولین بار بود که سعادت خواننشتون نصیبم شد،نقد خاصی نمیکنم فقط یکی دوتا نکته کوچیک عرض میکنم.قافیه بند اول صحیح نیست چون پسوند"ون" برای هردو به صورت یکسان استفاده شده پس باید "خیابونام" و "پیرهناش" با هم قافیه باشن که نیستن.نکته دیگه تو ساختار اثر هست که بعضی جاها انقدر ارکان جمله رو جابجا نوشتید که دنبالشون باید گشت تا پیداشون کرد.این بدجوری صدمه میزنه.مثل جمله ی" مادرش بهش داده ،قول رفتن پیش باباش" که در اصل اینه:مادرش بهش قول رفتن پیش باباش رو داده.مسلمه که هرچی به زبان گفتار عامیانه و محاوره نزدیکتر باشیم موفقتر خواهیم نوشت. خانم بیرانوند هم دستشون درد نکنه.منم باهاشون موافقم موفق باشید دوست عزیز
  • سلام لایک موفق باشید یاعلی
  • سلام...موضوع خوبی انتخاب کردید...چند تا پیشنهاد دارم که با اجازه تون اینجا مینویسم: "دفتری درد" توو زبان محاوره هیچ وقت نمیگیم دفتری درد....میگیم یه دفتر درد...حالا که اینجا به خاطر وزن ، نمیتونید بنویسید:"توی چشماش یه دفتر درد" میتونید بگید:"توو چشاش یه دفتر درد" "اگه عصرها که برمیگرده" من فقط جاهایی به وزن اهمیت میدم که کار، روان نباشه...اینجا هم روان نیست...اما اگه بنویسید: "اگه عصر که برمیگرده..." یه کم بهتر نشد؟! حالا با پولای دختر،بابا رو پیش دکتر خوابونده اینجا هم روان نیست و البته بعضی مصرعهای دیگه هم. اگه اون قسمتهایی که روون نیست رو درست کنید کار زیباتری میشه:) چون هم ولاتی هیسیم دلم میحا که پیشرفت بکی آقای علیزاده ی بزرگوار....وه خاطر جسارتم عذر میحام...
    • سلام و سپاس از شما خانم بیرانوند..... در بحث وزن ، حق با شماست بعضی جاها روون نیست ..."تووو چشاش دفتری درد " رو قبول دارم ... اما "عصر که بر میگرده " ، یه کم ،یه جوری، کوتاهه ی محدود ییه ، من " اگه عصرها که بر میگرده " رو انتخاب کردم به این دلیل که ، این دخترک کار گداییش به یه روز یا دو روز محدود نمیشه ، "عصرها" رو به کار بردم که معنایی به وسعت "دیروز ،امروز ،و فردا" رو داره ...یعنی در تمام روزها این دخترک رو به این کار وا میدارن .... مرسی هم دیار، هنی هر إ راهنمایی ت استفاده میر ِم...
  • درود حمزه عزیز ترانه ات خوب بود فقط جسارتا منظو.تو از کفش قرمز و کت زرد و انتخاب این رنگها نغهمیدم
    • سلام ... مرسی از اینکه خوندید و توجه کردید ..... رنگهای قرمز و زرد و به عنوان رنگهای اخطار به کار می برن ... داریم می بینیم حال و روز مردمی که از خط زرد و قرمز گذشته .... این روزها در میان ما، تفاوت رنگها غوغا می کند ....