مرسده

آزاده چون پرنده
شوریده همچو دریا
شاد از حماسه ی خون
در انتظار فردا
عشق و جنون با هم
سرمای خون مرده
بحران عشق اول
ترس شکست برده
لرز حریق مسموم
داغ شکنجه ی سرد
صبر و توهم عشق
خیس از عرق،پر از درد
نفرت ازین تشنج
حال بد یه ترسو
قصه برای بچه
وایکینگِ در هیاهو
تعبیر خواب امروز
طعم جنین مرده
زیر زبون مادر
خواهر جنینو خورده
می چسبه به تن من
تو عمق شب ستاره
هستش هنوز،اما
نوری فقط نداره
خیلی عجیبه این حس
بی مرسده نمیشه
با مرسدم نشد که
تیزی زدم به ریشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: