عصرهای دلتنگی

عصرهای دلتنگی

دلم از همه ی دنیا گرفته اینو می دونی
توی قلبم نگاه غم شکفته اینو می دونی
شبیه سیمرغ تنها دارم می سوزم از یادت
تموم عمر با قلبم دارم می شنوم فریادت
همیشه بوی عشق تو نشسته در وجود من
همه عصرهای دلتنگی حضور تو سرود من
دارم حس می کنم غم رو که با تو در من آسوده
همیشه بی تو من تنهام در این زندان آلوده
در این جمعه ی بی باران که غم باز می پوسد
دگر از غم دوری ت خورشید هم نمی سوزد
اگه می باره بارون میدونم از دعای توست
تویی که عاشق مایی جهان عشق برای توست
دلم از مه ی دنیا شکایت دارد ای جانم
از این عشق های دنیایی حکایت دارد ای جانم
بیا که از دوریت نمونده طاقتی ما را
دیدی هیشکی نمی دونه کجایی ای گل رعنا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: