عشق مجانی

سکه سکه تنت فروخته شد
تو به تعداد سکه می نازی
تیکه تیکه دلم شکسته شد و
منو یاد گذشته میندازی

یاد شش سال قد کشیدن عشق
پا به پای بلوغ عقل و تنم
یاد اون بوی عطر ورساچه
که هنوز مونده روی پیراهنم

یاد بوسه به نقطه نقطه ی تو
پشت چشم و رو گوش و زیر گلو …
سیب چنده؟ مظنه دستت هست؟
چند وقته رسیده فصل هلو؟؟؟

پدرت تاجری رو یادت داد
پدر من معلمی ساده س
روح من از حریر و ابریشم
قلب تو جنس سنگ و سمباده س

درس "خوبی " واسه تو سخته گلم
"بد شدن" رو به من تو یاد بده
خاطراتت رو از دلم بردار
عشق مجانی و به باد بده

سکه سکه فروختی تنتو
"بله" رو با طلا عوض کردی
نوش جونت یه شاخه خرما که
بی خبر با خدا عوض کردی
***
شوهرت رو به سادگی نفروش
ورشکستش نکن مث دل من
دست کم تووو همین تجارتتون
صادق و ساده باش ؛ خوشکل من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام.مدته کمیه که عضو آکادمی ترانه هستم.شاید حدودا یک ماه.ولی تو این مدت کوتاه با کسانی آشنا شدم که حس میکنم سالهاست میشناسمشون.مرداد روز تولدمه. :-x اگه منو لایق هدیه بدونی این بهترین هدیه ای بود که میتونستم از یاسر بهبهانی عزیز بگیرم. واقعا لذت بردم. @};- این بندو خیلی دوس داشتم و غمگینم کرد. ولی دوست نداشتم خانوما این بند رو بخونن. یاد بوسه به نقطه نقطه ی تو پشت چشم و رو گوش و زیر گلو … سیب چنده؟ مظنه دستت هست؟ چند وقته رسیده فصل هلو؟؟؟ =D> =D> =D> پدرت تاجری رو یادت داد پدر من معلمی ساده س روح من از حریر و ابریشم قلب تو جنس سنگ و سمباده س =D> =D> =D> شوهرت رو به سادگی نفروش ورشکستش نکن مث دل من دست کم تووو همین تجارتتون صادق و ساده باش ؛ خوشکل من =D> =D> =D>
    • 24 مرداد
      • سلام محسن عزیز. یه مدت نبودی غمگین شدیم. تولدت مبارک. اگه انقد خوشحالت می کنه ترانه های پر اشکال من باشه دو ترانه بعدیم هم کادوی تولدت باشه. ترانه "من تو رو دست عشق می سپارم" که تو لیست انتطار الان میتونی بخونیش و ترانه "احساس اصیل" که تو بروز رسانی جدید میاد تو سایت. فانوس و چتر و گل.... می گیرم از کسی چه دست ِ خالی ام ! امشب که می رسی..... شاید منو هنوز بشناسی از صدام! امشب خدا فقط دلواپسه برام هر لحظه بیقرار می پرسم از خودم شاید عوض شدی .. شاید عوض شدم نه !!! تو برام مث ِ دیدار ِ اولی شاید نبودنت جبران نشه ولی... یک آرزوی دور اما قشنگ کن با من به بوسه ای امشب درنگ کن "مونا برزویی"
  • :-) salam شوهرت رو به سادگی نفروش ورشکستش نکن مث دل من دست کم تووو همین تجارتتون صادق و ساده باش ؛ خوشکل من like =D> =D> =D>
    • سلام بانوی محترم آکادمی. ترانه سرای قهاری که من همه ترانه هاتونو دوست داشتمو دارمو خواهم داشت. خوش اومدید و افتخار دادید. از این زنــدگی ِ خالی منو ببــر به اون سالی... که تــو اسممو پرسیدی ... به روزی که منـــو دیدی !! _ به پله های خاموشی که با مــن رو به رو میشی یه جور زل بزن انگاری نمیشه چشم برداری !!! _ منـو بـبر به دنیامو ! به اون دستا که میخـوام و... به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیــدونـم... _ از این اشکی که می لرزه منو ببر به اون لحظه..... به اون ترانه ی شـــادی ! * که تو یاد ِ من افتادی ! _ به احساسی که درگیره به حرفی که نفســگـیـره !!!! از این دنیا که بی ذوقه منو ببر به اون موقع ! به اون موقع.... _ منو ببر به دنیامو ! به اون دستا که میخوام و... به اون شبا که خندونم .. که تقدیرو نمیدونــــم... _  از این دوری ِ طولانی منو ببر به دورانی که هر لحظه تــو اونجایی زیر ِ بارون ِ تنهایی ! منو ببر به اون حالت .. همون حرفا.... همون ساعت به کاغذ توی مشتی که..... به چشمای درشتی که .... تو چشمام خیره می مونن به من چیزی بفهمونن! _ منو ببر به دنیامو به اون دستـا که میخوام و... به اون شبها که خندونم که تقدیرو نـمیدونــــم... به اون شبا که خندونم که تقدیرو نمیـدونــــم... نمیدونـم نمی دونم .... "مونا برزویی"
  • سکه سکه فروختی تنتو "بله" رو با طلا عوض کردی نوش جونت یه شاخه خرما که بی خبر با خدا عوض کردی =D> @};- خیلی عالی بود دوست داشتم و می پسندم @};-
    • سلام موسی خان. ممنون از حضور روحیه بخشت. نزدیک میشم وقتی حواست نیست اونقد که مرزی جز لباست نیست ! از پشتِ سر چشماتو میگیرم بگو کی ام ؟ وگرنه می میرم ... نزدیک میشم وقتی حواست نیست اونقد که مرزی جز لباست نیست از پشت سر چشماتو میگیرم بگو کی ام که برگشتم !؟ بگو ! وگرنه می میرم منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست که با تموم دلتنگیش تولد ِ تو دعوت نیست ! شاید از صورت ِخستم.. از این لحن ِ غم آلودم بفهمی من کی ام امشب ! کجای زندگیت بودم ! نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم ... اگر اصرار میکردم تو رو از دست میدادم ! . . . منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی !! منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست ! که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست ! "مونا برزویی"
  • خوب بود پسندیدم ۱۴
    • حضور شما هم خوب بود شبنم خانم.مرسی. @};- @};- @};- قاصدکای نقره ای ، خوش خبر اما بی صدان آیینه های قصه گو ، بی گفتگو ، بی ادعان صدای قلبِ عاشق و از تو نگاش میشه شنید روی سکوتِ ورقا میشه نوشت و نُـت کشید دستِ تو فانوسه شبه، جادویی ازآغوش ِ ماه از واژه ها طرحی بکش ، باهر اشاره ، هر نگاه میخونم از چشمای تو، حتی اگه تو نشنوی با من بیا با گوشِ دل تا آخر این مثنوی سکوتِ تو اوج ِ صداست ، از خاطره با من بگو از غربتِ آهنگِ آه ، از لحن ِ اشکِ آرزو پای سفر داری اگر! مهتاب و بردارو بیا فریاد کن هر واژه رو با دستهای بی ریا.. "مونا برزویی"
  • باز هم ترکوندی .ولی چرا انقد لایکا کمه.آقا یاسر شما به تنهایی بیش از نیمی از جذابیت این آکادمی واسه منی ;)) .جدا از ترانه هات که هر کدوم یه متن آموزشیه، شعرایی که میذاری همشو با دقت می خونم مگه اینکه تکراری باشن برام. همینجام که تعارفات زیاد شد تشکر کنم از همراهیات تو ترانه هام که بی شک روش حساب باز می کنم @};- @};- @};- ;)) :-x :-x عزیزی @};-
    • ممنون وحید جان. شما هم اغراق می کنی. ولی دلیل کم بودن لایکا اینه که کیفیت دوستیا واسم مهمتر از کمیت دوستامه. رابطه م با دوستای خوبی که همیشه همراه ترانه های من بودنو هستن انقد خوبه که داره به رابطه خانوادگی و رفت و آمد تبدیل میشه. شماره همراهمو هم که میبینی هروقت خواستی می تونی اس بدی یا تک بزنی من بزنگم. آخه تلفن مجانی دارم :-)) با ایمان جمشید پور و مجید صادقی و چند نفری در ارتباط تلفنی هستم و شاید یه گروه تو وایبر یا واتساپ تشکیل بدیم واسه ارتباط بیشتر و راحت تر. اگه میگیم بچه های آکادمی مثل یه خونواده هستن باید رفتارمونم اینو ثابت کنه و اعتمادامون بهم بیشتر از این حرفا باشه.راستی تا نرفتی خدمت و از اینترنت محروم نشدی تمام آلبومای محمد علیزاده و شهاب رمضان و مهدی یراحی و مهدی احمدوند و سعید سعادتمند وتک آهنگای سیامک عباسی رو دانلود کن و بریز تو ام پی تری که تو پادگان گوش بدی. این غزل زیبا هم تقدیم شما: شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر آنند که این مرغ شیدا کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد شب مرگ از بیم، آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا بر آمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی، آغوش وا کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد «مهدی حمیدی شیرازی»
      • اغراق نیست و حقیقته :p آقا من واتساپ اکتیوم حتما پیام میدم بهتون. راستی مگه میذارن ام پی تری پلیر ببری تو پادگان؟؟؟؟اگه بشه که حتما می برم!ولی ام پی تری من با یو اس بی شارژ میشه گمون نکنم بشه اونجا استفاده کرد :(
      • خوب پس یه گروه واتساپ تشکیل می دیم اسمشم میذاریم "همترانه". ام پی تری که سهله. بچه ها گوشی موبایلم قاچاقی می آوردن داخل. خرجش یه پاکت سیگاره که میذاری تو جیب سربازه که دم در وایساده و می گرده. @};- @};- @};-
      • بابت انتخاب شعر زیباتم ممنونم @};- :-x
      • قابلتو نداشت. بعضی کارا هست ده بار هم خونده باشی قبلا باز بخونی خوشت میاد. @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};-
  • پ َ تو آقا نه نه د اینقده آدم حسابین؟ 8-> زودتر میگفتی یوختی بیشتر روت حساب میکردیم :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) یاسر تو نمیری تَم قرار بوده یه چیزی بشی ولی به تو که رسیده کفگیرا خورده ته دیگ و شاعر شدی ;)) اشکال نداره غصه نخور شاعری درد لاعلاجی نیس خوب میشی ;)) میدونستی من معلم نی نیام،،شوورمم تاجره پولشم از پارو بالا میره دلتون بخواد:-))خدا نصیبتون کنه:-/(منظورم شوور پولداره);)) شوهرت رو به سادگی نفروش ورشکستش نکن مث دل من دست کم تووو همین تجارتتون صادق و ساده باش ؛ خوشکل من خدا رو شکر اینقده شوورم پولدار هس که ورشکست نشه ;)) نگران نباش ;)) لایک میدونی چیه؟؟؟ همون قلبه که اون بالاس کنارش نوشته پسندیدم و باید بزنیم روش که بشه نمی پسندم به این میگن لایک! فهمیدی چیه؟ من لایکت نکردم فقط خواستم آموزش بدم یاد بگیری مردمو نذاری سرکار :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) په نه په بیام لایکتم کنم ;)) مثلا لایک 13 :-/ یخ کنی یاسی جون ;)) اینقده حال میده حالا درکت کردم :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
    • مرسی از آموزشت. بیچاره اون نی نیا که زیر دست تو آموزش می بینن :-)) لایک اصلا از تهاجم فرهنگی اومده. میدونستی اینو؟ ریشش فیس بوک لعنت اله علیه هست بخاطر همین باید کلا از آکادمی برداشته بشه . جدا شووور پولدارت عاشق چی تو شده؟ درکش نمیکنم اصلا :-)) حال کلفتتون چطوره راستی؟ اذیتش نمی کنی که؟ موظب باش شووورتو نقاپه کلفت مارموز. والا ما بچه بودیم معلما حقوقشون کم بود هی می نالیدن. بزرگ شدیم رفتیم مهندس شدیم. یهو حقوق معلما زیاد شد و کار واسه مهندسا نایاب. شانس نداریم دیگه. حالا تو سه ماه تابستون ما باید جون بکنیم و معلما برن سفر فرنگ. @};-
      • تنها معیار شوورم واسه انتخاب همسر این بود :::: یه زن سرخوش و خوش مشرب و شاد و بامزه که خدای ارحم راحمین نصیبش کرد :-x :-x :-x :-x :-x :-x اگه بدونی شوورم هرروز چن بار دورم میگرده از حسودی دق میکنی :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-)) :-)) :-)) قبل از ازدواجمم 32 تا خواستگار دکتر مهندس داشتم ;)) تنها کساییم که رد کردم و جیگرم خونک شد مهندسا بودن ;)) اینقده حال میداد :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) اوفففففففففففیش :-)) :-)) اما من زن تو رو درک میکنم و بش حق میدم ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) طفلکی ;)) کلفتمون روزانه عوض میشه اینا خوب کارشونو انجام نمیدن من بهتر غذا میسوزونم و ظرف نمشورم :-)) :-)) :-)) خوب کردی معلم نشدی آخه آدم از تو چی چی یاد بگیره;)) ;))
      • یعنی تا یه شعر تقدیمش نکنم و هولش ندم از این صفحه نمیره بیرون. علی یاری-آمنه بیاید ببرید این خانمو. کممممممممممممممککککککککککککککککککککککککککک یک ارتباط غیر کلامی درست کن با شعر ساختار زبان را به هم بریز در قهر بوسه کن، وسط خنده گریه باش با بی خیال قر بده، با رقص غم بریز یک جور غیرمنتظره عاشقانه باش توی غذای امشب این مرد سم بریز من مست مستم آآآآه برایم غزل بخوان تقدیم عشوه های تو این پیک! کم بریز! ■ زن بی صداترین شبح ِ توی خانه بود با خط ّ چشم های عجیب و رژ ِ لبش معشوقه ی تمام غزل های کهنه و دل می ربود! با حرکات مؤدّبش یک قرص ضدّ حاملگی توی کیف داشت یک ارتباط ِ غیرکلامی ته ِ شبش پر کرده بود پیک تو را... آآآآآه بس کنید! این زن در استراحت ِ مطلق نشسته ام! با چسب زخم روی دهان، خون ِ لای پا در انتظار ِ دکتر ِ احمق نشسته ام دیگر شکسته بغض عروسک، نگاه کن! در زندگی و مرگ معلّق... نشسته ام پایان شعر را بنویسم ولی هنوز سم در غذای مرد اثر... نه! نداشته! دکتر کنار همسر خود خواب رفته و از ساعت ِ قرار خبر... نه! نداشته! نه! هیچ چیز جای خودش نیست! هیچ چیز! حالا تو ساختار جهان را به هم بریز! "فاطمه اختصاری"
      • سلام داداش یاسر معلما اسمشون بد در رفته همه فقط سه ماه تابستونو نگاه می کنن طول سال تحصیلی رو که نمی بینن که چه پوستی می ندازه یه معلم بد بخت
      • سلام. روز معلمو چرا نمیگید اونهمه کادوهای قشنگ گیرتون میاد ;))
      • نه بابا اونم میگن بهمون ندن فوقش یه گل بهمون میدن همین
  • متاسفانه من متوجه روایت و منظور کار نشدم اگه یه توضیح بدید ممنون میشم. در بعضی بندها هم به صورت مستقیم اگه بخوام اشاره کنم من متوجه استفاده ی بعضی از کلمات نشدم. مثل بند 3 و بند 6 مثل: سیب و هلو یا یه شاخه خرما موفق باشید. :-) @};-
    • سلام آقای شریفی عزیز.چشم توضیح میدم.جوانک فقیری عشق مجانی رو شش سال مدام با محبت و دلدادگی خودش و بوسه های عاشقانه ش از ابتدای نوجوانی تا سن ازدواج آبیاری می کنه و بعد دختر ازدواج عاقلانه رو به ازدواج عاشقانه ترجیح میده. پسر احساس میکنه این ازدواج یه رابطه مقدس نیست بلکه بیشتر شبیه تجارت و تن فروشی می مونه. تمام بندهای ترانه درد دل های طعنه آمیز همین جوانک هست. طعنه به معشوق که میوه های رسیده تنت رو که من آبیاریشون کردم به دیگری فروختی و تو بزنگاه انتخاب زندگیت -با اشاره به مثل معروف هم خدا رو میخوای هم خرما رو- میگه تو مال دنیارو انتخاب کردی و عشق معنوی که بینمون بود رو دور انداختی و رابطه با مردی رو پذیرفتی که با سکه و طلا اون عشق رو خریده. اگه ابهامی بود باز توضیح میدم. از دفتر دلم حرفای كال من هی مُرده می‌رسن ، هی خاك می‌كنم از رو نمیرم و خسته نمیشم و هی مینویسم و هی پاك می‌كنم دارم به سوژه‌ی چشمات می‌رسم من رو ببخش اگه احساسی‌ام یه كم هی می‌نویسم و هی پاك می‌كنم دست خودم كه نیس ، وسواسی‌ام یه كم موهای روشن و چشم سیات منو غربی نمی‌كنه ، شرقی نمی‌كنه وقتی كه روز و شب دنیای من تویی سمتش برای من فرقی نمی‌كنه هرچی كه از توئه ، شیرینه واسه من گاهی رسیدنه ، گاهی جداییه اینكه به دست تو دستم نمی‌رسه شاید یه حكمته، شاید خـــداییه "یاسر قنبرلو"
  • سلام یاسر جون کار بسیار زیبایی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • ممنون امین جان. @};- @};- @};- گناه بچه ها چیه میون این قرن جنون که بی صدا پرپر میشن تو شعله های جنگ و خون گناه بچه ها چیه که سرپناهی ندارن که شب ها با حسرت و بغض سر روی بالش می ذارن دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست دنیای تلخی که هنوز بازیچه ی خودکامه هاست هر کس به نام امنیت جهانو به خون می کشه لالایی هر کودکی صدای بمب و ترکشه گناه بچه ها چیه که دنیا انقدر سیاست که جنگ و فقر و بی کسی تقدیر تلخ ملتاست کی میشه جغد شوم فقر از این جهان پر بکشه سایه ی آزادی و عشق روی زمین گسترده شه کی میشه که از آسمون بارون شادی بباره فرشته ی مهر و امید روی زمین پا بذاره ای کودک بی سرزمین شب میشکنه طاقت بیار شاخه گلی تو لوله ی داغ مسلسلا بذار "بابک صحرایی"
  • ترانه عالی بود و لذت بردم ولی این بند ترانه برای من عجیب بود چون حتی جزییاتش هم دقیقا زندگی من بود...شش سال عشق...عطر ورساچ...روی پیرهن...بلوغ...همش زندگی چند سال پیش من بود یاد شش سال قد کشیدن عشق پا به پای بلوغ عقل و تنم یاد اون بوی عطر ورساچه که هنوز مونده روی پیراهنم @};- @};- @};- @};-
    • همین شباهت هاست که ما رو مثل یه خونواده گرد هم آورده داداش. @};- @};- @};- اگه تو جاده ی دنیا، حواسم پرت شد گاهی یه حسی با صدای تو، به من می گفت تو پرتگاهی تو رو هرجا كه گم كردم، درست اون لحظه بد بودم چه بد شد گم شدم راهو، با اینكه من بلد بودم به دادم می رسید چشمات، تو هر جایی كه درموندم یكم من بیشتر ای كاش، به عكست خیره میموندم كلید رمز من با تو، میدونستم كه یک آهه اگه پیدام نمی كردی، می مُردم توی بیراهه خیال كردم ازم دوری، تو رو تو آسمون دیدم كنارم راه می رفتی، نمی دیدم نفهمیدم ببخشم حتی یك لحظه، اگر كردم فراموشت كمك كن مهربون من، كه برگردم به آغوشت "فرید احمدی"
  • جناب بهبهاني! فكر كنم اولين كاري بود كه بنده از شما افتخار خوندشو داشتم ، عالي بود و لذت بردم . تصوير سازي عالي ، زاويه ديد عالي تر . ممنون @};-
    • خوشحالم از آشنایی با بانوی ترانه سرایی به خوبی شما. ترانتون رو خوندم و پسندیدم. @};- @};- @};- ای ماه بانوی ِغزل ٬زیبای ِ پشت ِ پنجره رویای من ٬ تن ِ تورو ، امشب به سرقت می بره مهتاب و موسیقی و من ، وُدکا و شعر شاملو خوش آمدی امشب به این ضیافت تک نفره! تا تو طلوع می کنی ٬ ترانه شب شکن میشه جنگلی از رنگین کمون ٬ توو پنجره روشن میشه پل میزنه جان ِ من از پنجره ی ِ تو به جهان جهان جهانِ همه نه ٬ جهان جهانِ من میشه عریان که میشی ٬ با تنم ٬شعله روایت می کنی تن لرزه ی خواستن میشی به من سرایت می کنی به تک تک ثانیه هام شبنم و گل می بخشی و بین همه ستاره ها خورشید قسمت می کنی ای ماه بانوی ِغزل ٬زیبای ِ پشت ِ پنجره رویای من٬ تن ِ تورو، امشب به سرقت می بره مهتاب و موسیقی و من ، وُدکا و شعر شاملو خوش آمدی امشب به این ضیافت تک نفره! "جنتی عطایی"
  • :-S 8-> یکم بی انصافی بودا :-) ولی چون یاسری باید لایک کنم دیگه ;))
    • بستگی به زاویه دید داره دیگه. اگه از جانب دختر بخوایم داستانو ببینیم میشه یه ترانه عکس این گفت. که عشق واسه خوشبختی کافی نیست. لایک نکنی هم عزیزی. @};- @};- @};- وقتی تو گریه میکنی ثانیه شعله ور میشه گر میگیره بال نسیم گلخونه خاکستر میشه وقتی تو گریه میکنی ترانه ها بم تر میشن شمعدونیا میترسنو آیینه ها کمتر میشن وقتی تو گریه میکنی ابرای دل نازک شب آبی میشن برای تو ستاره ها میسوزنو مثل یه دست رازقی پرپر میشن به پای تو وقتی تو گریه میکنی غمگین میشن قناریا بد میشه خوندن براشون پروانه ها دلگیر میشن نقش و نگار میریزه از رنگین کمون پراشون وقتی تو گریه میکنی وقتی تو گریه میکنی "جنتی عطایی"
  • عالی می نویسی
    • شما که عالی تر می نویسی: میشه فردایی بهتر ساخت توی دریایی از سختی یه ساحل رو به آرامش یه خونه غرق خوشبختی @};- @};- @};- نون و پنیر و هق‌هق سفره سرد عاشق نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق نون و پنیر و حلوا سوخته حریر دریا نون و پنیر و گردو قصه شهر جادو نون و پنیر و بادوم یک قصه ناتموم نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می‌ارزی پای همه گلدسته‌ها دوباره اعدام صدا دوباره مرگ گل سرخ دوباره‌ها دوباره‌ها حریق سبز جنگلها بدست کبریت جنون از کاشی‌های آبیمون سرزده فواره خون نون و پنیر و بادوم یک قصه ناتموم نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می‌ارزی قصه جادوگر بد که از کتابها میومد نشسته بر منبر خون عاشق‌ها رو گردن می‌زد کنار شهر آینه جنگل سبز شیشه بود برای گیس‌گلابتون اون روز مثل همیشه بود پونه می‌ریخت تو دامنش تا مادرش چادر کنه می‌رفت که از بوی علف تمام شهر رو پر کنه غافل از اینکه راهش رو جادوگر دزدیده بود روصورت خورشید خانم خط سیاه کشیده بود آهای، آهای یکی بیاد یه شعر تازه‌تر بگه برای گیس‌گلابتون از مرگ جادوگر بگه از مرگ جادوگر بد که از کتابها میومد چشم‌های گیس‌گلابتون چیزی بجز شب نمی‌دید هوا نبود نفس نبود قصه به آخر نرسید قصه‌های مادربزرگ آیینه خود منه طلسم جادوگر باید با دستهای تو بشکنه با دستهای رفاقتت تاریکی وحشت نداره نوری که حرف آخره به قصه‌مون پا می‌زاره حیفه که شهر آینه سیاه بشه حروم بشه قصه تو قصه من اینجوری ناتموم بشه تا شعر گیس‌گلابتون یه شعر پر امید باشه آیینه‌های تو به تو هر کدومش خورشید باشه نون و پنیر و فندق رخت عزا تو صندوق نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می‌ارزی "شهیار قنبری"
  • سلام دوست من نگاه متفاوت و جالبی بود دوس داشتم
    • مرسی مهدی جان. @};- @};- @};- می‌بینم صورتمو تو آینه، با لبی خسته می‌پرسم از خودم: این غریبه کیه؟ از من چی می‌خواد؟ اون به من یا من به اون خیره شدم؟ باورم نمی‌شه هر چی می‌بینم، چشام‌و یه لحظه رو هم می‌ذارم، به خودم می‌گم که این صورتکه، می‌تونم از صورت‌ام ورش دارم! می‌کشم دست‌ام‌و روی صورت‌ام، هر چی باید بدونم دست‌ام می‌گه، من‌و توی آینه نشون می‌ده، می‌گه: این تو یی، نه هیچ کس دیگه! جای پاهای تموم قصه‌ها، رنگ غربت تو تموم لحظه‌ها، مونده روی صورت‌ت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا! * آینه می‌گه: تو همونی که یه روز می‌خواستی خورشیدو با دست بگیری، ولی امروز شهر شب خونه‌ت شده، داری بی‌صدا تو قلبت می‌میری! می‌شکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته‌ها حرف بزنه! آینه می‌شکنه هزار تيکه می‌شه، اما باز تو هر تيکه‌ش عکس منه! عکسا با دهن‌کجی بهم می‌گن: چشم امید و ببُر از آسمون! روزا با هم دیگه فرقی ندارن، بوی کهنگی می‌دن تمومشون! "اردلان سرفراز"
  • سلام یاسر جان بزرگترین امتیاز کارات ، ضربه هاییه که تو پاره ی چارم مخاطبو غافلگیر میکنه کارات عامه پسند و خوبه اما عمق ندارن لایک
    • مرسی یاسرجان. عمق دارن ها. به ظاهر ترانه نگا نکن که یه درد دل شخصی هست از یه مرد بی پول که عشقش با یه مرد پولدار ازدواج کرده. تو لایه های زیرینش نگاه نقادانه ای هست به ازدواجای سنتی که بدون عشق و به طرز عجیبی شبیه تجارت و مبادله پایاپای و تعیین سکه و ...انجام میشه.ترانه ای هم شخصی هم اجتماعی.زیباییشم تو احساس دوگانه ای هست که تو دل عاشق شکست خورده هست و با اینکه دلشکسته شده از ازدواج به ظاهر عاقلانه معشوق ولی کینه ای ازش نداره و ته دلش بهش حق میده و جز با گلم و خوشکلم خطابش نمیکنه. ولی بازم فک میکنم با سلیقه شما سازگار نیست ترانه هایی که دغدغه اونا عشق زمینی و حالت پرستش گونه توصیف اندام زن و رنگ و بوی میل جنسی داشتن عشق توصیفی هست. یه ترانه عمیق تقدیم یاسر عمق دوست من: شکلِ «کاترین دونوو» می‌خندی... «مونالیزا» می‌افته از سکه روبروی شکوهِ لبخندت همه دارو ندارمو می‌دم واسه این‌که دقیقه‌ای باشم جای سنجاقکِ‌ گلوبندت منو از بینِ دود سیگارم، مثلِ گنجشکِ بی‌گذرنامه راهی کردی به سرزمینِ تنت خوش دارم که سفر کنم دائم آخرِ هفته‌های کشدارو سمتِ مازندران پیرهنت پیرهنِ سبزتو که می‌پوشی یه درختِ صنوبری انگار که سرش خم نمی‌شه از شن‌باد من تگرگم، غریزه‌ای وحشی عطشِ عاصیِ زمستونم که درختو برهنه‌تر می‌خواد مثلِ نقاشیِ «فریدا»یی مثلِ پاریسِ آخرین تانگو، مثل خطِ خوشِ رضا مافی با همون دستای پر از شعرت برای شونه‌های لرزونم داری بی‌وقفه شال‌ می‌بافی واسه این من که داره می‌پوسه بس‌که با مرگ زندگی کرده، بس‌که از مرگ زندگی‌ ساخته بس‌که با پاهای خودش رفته هفته به هفته سمتِ یه آدرس، اون‌جایی که عرب نِی انداخته راهش از کوچه‌ی علی چپ نیست، عمریِ مرگ رو بغل کرده تا مبادا به تب بشه راضی خط زده می‌شه و خبر داره، دایناسورهای شورای شعراَم منقرض می‌‍شن آخرِ بازی مثل یه کاغذِ مچاله‌س که ائتلافِ کریه و ننگینه بین قیچی و سنگو می‌بینه حتا از پشتِ صدتا چشم‌بندم اعتصابِ غذای یه مادر تو یه سلول تنگو می‌بینه لقباش دم به دم عوض می‌شن چپِ چپ کرده، الکلی، معتاد، عاملِ خارجی، لاییک، مزدور اما اون هیچ کدوم از اینا نیست تنها یه شاعرِ که رؤیاهاش می‌شه کابوسِ هر رییس جمهور توی قرنی که کفره بیداری بین این آدمای تکراری یه کمی خاص باشی می‌میری وقتی خرچنگ ابوعطاخونه وقتی‌دنیا «بیانسه»بارونه، «اِمی‌واین‌هاوس»باشی می‌میری شکلِ «کاترین دونوو» می‌خندی تا نذاری تموم بشه فیلمی که تَهش قهرمانا می‌میرن دنیای بوفِ کوریمو دریاب سایه‌هامون تماشایی‌می‌شن وقتی که دستِ هم رو می‌گیرن // "یغما گلرویی"
      • مرسی یاسر جان که انقد با حوصله جواب میدی @};-
  • زیبا بود دوس من تبریک @};-
    • افتخار دادید آقای مقدم. @};- @};- @};- تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابه چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه تو خوابه تو کدوم خلیج سبزی که عمیق اما زلاله مثل آینه پاک و روشن مهربون مثل خیاله کاش از اول می‌دونستم که تو صندوقچه قلبت کلیدی داری برای درهای همیشه بسته کاش از اول می‌دونستم که تو دستای نجیبت مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته تو به قصه‌ها شبیهی ساده اما حیرت‌آور شوق تکرار تو دارم وقتی می‌رسم به آخر تو پلی پل رسیدن روی گردابه تردید منو رد می‌کنی از رود منو می‌بری به خورشید کاش از اول می‌دونستم که تو صندوقچه قلبت کلیدی داری برای درهای همیشه بسته کاش از اول می‌دونستم که تو دستای نجیبت مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته "جنتی عطایی"
  • @};- @};- پسندیدم آقا یاسر گل
    • مرسی حسن آقای مهربون. @};- @};- @};- وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود میون این شب زده ها کسی به فکر من نبود وقتی تو شب گم میشدم همخونه خواب گل میدید همسایه از خوشه خواب سبد سبد خنده میچید آوازخون کوچه ها شعرشو از یاد برده بود چراغا خوابیده بودن شعله شونو باد برده بود آخ اگه شب شیشه ای بود پل به ستاره میزدم شکسته آیینه شب و نیزه خورشید می شدم آخ اگه مرگ امون میداد دوباره باغ میشدم تو رگ یخ بسته شب نبض چراغ میشدم وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود میون این شب زده ها کسی به فکر من نبود آخ که تو اقیانوس شب سوختنم’ کسی ندید تو برزخ بیداد شب کسی به دادم نرسید وقتی تو شب گم میشدم دلم میخواست شعله بشم رو سایه های یخ زده دست نوازش بکشم دلم میخواست آشتی بدم تگرگ و با اقاقیا خورشید مهربونی رو مهمون کنم تو خونه ها آخ اگه مرگ امون میداد دوباره باغ میشدم تو رگ یخ بسته شب نبض چراغ میشدم وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود میون این شب زده ها کسی به فکر من نبود وقتی تو شب گم میشدم همخونه خواب گل میدید همسایه از خوشه خواب سبد سبد خنده میچید "جنتی عطایی"
  • لایک 6 تقدیم به شما @};- @};- @};-
    • مرسی مینا خانم. از ارتفاع می ترسم اما چاره ایی نیست پرتم کن از چشمای تو باید بیافتم باید بهت می گفتم این احساس تلخو باید بهت می گفتمو چیزی نگفتم من هیچ چیزی از خودم بهت نگفتم با اینکه یک ثانیه هم ساکت نبودم من بین آغوش تو و مسیر برگشت میرفتمو می اومدم ثابت نبودم.... ای کاش هیشکی دستای ما رو نمی خوند ای کاش این حس بین ما یه راز می شد ای کاش خونه مون به هم نزدیکتر بود این پنجره رو به اتاقت باز می شد "زهرا عاملی"
  • سلام جناب بهبهانی ترانه زیبایی بود درود بر شما سکه سکه فروختی تنتو "بله" رو با طلا عوض کردی نوش جونت یه شاخه خرما که بی خبر با خدا عوض کردی =D> =D> =D> =D> ***
    • سلام سمیه خانم. ترانه اجرا شده از شما هم زیبا بود. مرسی که تشریف آوردید. وقتی که شب سهم نگاه من شد وقتی که تنها شدم از ستاره اجازه دادم عشق من بمیره اجازه دادم بغض من بباره ترسیدی از طوفان احساس من ترسیدی بغضم تو رو بارون کنه بشکنه این سد قدیمی یه روز سیل نگاهم تو رو ویرون کنه چیزی به آینه ها نمی گم از تو لبخند من شبیه هق هق شده هوای اینجا بوی گریه می ده گمونم این هوا هم عاشق شده شاید برای کشف تازه دورم شاید برای عاشقانه دیرم من انتقام مرگ احساسمو مجبورم هر شب از خودم بگیرم.... "زهرا عاملی"
  • سلام. فبلان خوندم دوباره خوندمو لذت بردم مرسی =D> @};- @};- @};- کلان رفتی تو کار میوه ;))
    • سلام خاله. آره دیگه بس که میوه دوس دارم. بخصوص انار که شاه میوه هاست.-با گلپر- یا نمک بریزی رو آلبالو که الانم فصلشه و از یخچال بیاری خنک بزنی تو رگ. هندونه پیوندی اومده بیرونش سبزه داخلش سفید عین خربزه. جل الخالق. یه نفر تو زندگیم بود یه روز...که قدم زدن رو خیلی دوست داشت عاشق فصل بهار بود ولی...یه زمستون من رو خیلی دوست داشت با یه لبخند بزرگم می کرد...با یه آغوش به بادم می داد اون که می کشت منو یک عمری...زندگی کردنو یادم می داد رنگ های سردو خیلی دوست داشت...تو اتاقش همه چی آبی بود عطرهای گرم می زد به تنش...عشق،دیوونه ی جذابی بود یه نفر تو زندگیم بود که رفت...رفت و از رابطه مون کم می کرد دردِ عشقش دردِ بی رحمی بود...که نمی کشت،بزرگم می کرد یادمه بد شد برای هردومون...طعنه هاشو وقتی می خندید زد مهربون بود ولی خنجرشو...با همون دستی که می بخشید زد شهرِ من دفترِ خاطراتمه...رد نمی شم از یه جاهایی هنوز توی این شهر یه خیابونه که توش...یه نفر با من قدم می زد یه روز یه نفر تو زندگیم بود یه روز... "زهرا عاملی"
      • آره میوه خوبه تازه ویتامینم داره.نوش جان ;)) مرسی از ترانه زیبات.
  • @};- @};- =D> =D> =D> خوشم میاد که تو انتخاب موضوع تکی آقا یاسر @};- @};- خیلی خوب بود @};-
    • مرسی مهشاد خانم.تمام ترانه های زهرا عاملی رو تو وبلاگش بخونید. خیلی خوبه. من عادت ندارم به این زندگی به اینکه تو از فکر من دور شی به اینکه تو باشی ولی خسته شی بمونی نخندی و مجبور شی من عادت ندارم به این زندگی به احساس بی رحم دلمردگی به اینکه دری بین ما وا نشه تو از من بنالی من از زندگی تو حق داری پروازو نفرین کنی نگاهت از عاشق شدن خالیه یه چیزی تو دستای تو گمشده ببین؟...جای دستای من خالیه نذار قهر باشیم نذار این شبا با عکسای همدیگه صحبت کنیم فراموش کن چی گذشته نذار به این حال بد هر دو عادت کنیم.... من عادت ندارم به این زندگی "زهرا عاملی"
      • مرررسی حتما میخونم @};- @};- @};-
  • سلام آقای بهبهانی . خیلی ترانه زیبایی نوشتید پدرت تاجری رو یادت داد پدر من معلمی ساده س روح من از حریر و ابریشم قلب تو جنس سنگ و سمباده س این بیت و خیلی دوس داشتم شاید به خاطره اینکه پدر منم معلمی سادس .مرسی @};- @};- @};-
    • مرسی سعید جان. من هم پدرم معلمی ساده ست و هم مادرم و هم خواهر کوچیکم. @};- @};- @};- دلم شاده که اینجایی...چشام رو چشمِ تو ماته نجابَت تو حجابِت نیست...نجابت توی چشماته چه معصومانه می خندی...چه معصومانه آرومی چه بی اندازه می خوامت...چه بی اندازه خانومی تو شیرینی مثل لیلا...مثل فرهاد مجنونم از این که پاک می مونی...اَزت مردونه ممنونم نذار که بی تو کافر شم..که ایمان بی تو می میره تو که هستی خدا هست و...تو که می ری خدا می ره منی که تو خودم گم بود...تو آغوشِ تو پیدا شد شبی که دل به تو بستم...گره از کارِ من وا شد کنارت حالِ من خوبه...منو با بوسه بهتر کن تمومِ باورم هستی...منو با بوسه باور کن پریده رنگِ شب با تو...شبو با خنده جادو کن به دستای تو دل بستم...با دستات دستمو رو کن "صابر قدیمی"
  • پدرت تاجری رو یادت داد پدر من معلمی ساده س روح من از حریر و ابریشم قلب تو جنس سنگ و سمباده س =D> =D> =D> =D> =D> سلام آقای بهبهانی کارتون زیبا بود فقط یه جا حس کردم وزن تغیر کرد موفق باشید
    • سلام علی جان. خوشحال میشم راهنمایی کنید اصلاح کنم. بیا لب واکنیم هم غصه ی من بیا بیدار کنیم خوابیده ها رو بیا آشتی بدیم با قصه هامون تمام دستای از هم جدا رو بیا گلخونه کن ویرونه ها رو که قمری جای زاغا رو بگیره نمی خوام گلدون مادربزرگم رو طاقچه از بوی غربت بمیره قفلای خونی صندوقچه ی ما هزارون ساله گم کرده کلیده بیا با قلبامون رستم بسازیم که اون که دشمنه ، دیو سفیده بیا قفل و کلید رو مهربون کن که سخته سوت و کور خونه هامون بیا با دستای هم پل ببندیم که رد شه قاصد از رودخونه هامون اگه شب مثل زندون تنگ و تاره کلید صبحمون تو دستای ماست اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست چراغ راهمون خورشید فرداست "ایرج جنتی عطایی"
  • سلام ياسر جان خيلي خيلي عالي بود كارت رو خيلي زياد دوست داشتم مرسي =D> =D> =D> =D>
    • سلام مجید عزیز. همیشه مهربونی. @};- @};- @};- کجا رو اشتباه رفتم که احساست به من کم شد که این تنهاییِ مطلق همه دار و ندارم شد کجا رو اشتباه رفتم که مُشتم پیش تو وا شد که پایان حضور تو برام پایان دنیا شد مدارا با عذابی که تو قلبم مونده راحت نیست آخه حسی که من دارم بهت از روی عادت نیست تو این خونه بدون تو ببین انگار تبعیدم بهِت بدجوری دل بستم دارم تاوانشو می‌دم چه احساس بدی بی تو به آغوش خودم دارم نباشی توی آیندم من از آینده بیزارم جدایی انتخابم نیست ولی انگار محکومم دارم آتیش می‌گیرم ولی در ظاهر آرومم "روزبه بمانی"
  • خیلی زیباست...فقط آخراش حس کردم یه کم وزنش به هم خورد ولی خیلی حس خوبی داره موفق باشید
    • مرسی رقیه خانم. ممنون میشم دقیقا راهنماییم کنید اصلاح کنم. @};- @};- @};- وقتی تو فکرِ تو می رم پیش چشمامی همیشه به تو فکر کردنِ سادَم واسه من خاطره می شه بس که تو فکرِ تو می رم از خوشی دیوونه می شم زیر هر سقفی که باشی عاشق اون خونه می شم از بس قلبمو گرفتی کسی تو فکرم جاتو نمی گیره حتی از دل من واسه یک لحظه یاد تو نمی ره تو هوای تو نبودن چیزی جز دیوونگی نیست زندگی بدونِ اسمت دیگه اسمش زندگی نیست توی فکر تو که باشم توی یه دنیای دیگَم تازه از حالی که دارم خیلی چیزا رو نمی گم "روزبه بمانی"
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • آمنه عزیز. مرسی. باز نشستی توو آخرین سیگار با کتابات که اونور ِ تختن مث یه گرگ پیر، غمگینی! گوسفندا چقدر خوشبختن! چیزایی هست که «تو» می فهمی که به کابوس و عشق مرتبطه بی صدا زوزه می کشی توو خودت راستی ظاهرا تولدته! توی تقویم یه علامت هست روز پرداخت آخرین قبضه! یه پلیس ایستاده اون پایین رنگ خوابای ما هنوز سبزه نسل ما رو فرشته ها کشتن توو کتابای دینی و درسی تو که می دونی آخرش هیچه دیگه از هیچ چی نمی ترسی رو لبت یه سرود غمگینه توو چشات برق خشمه و الکل نمی تونن تو رو بخوابونن با دیازپام یا ترامادول تو یه میدون توو غرب تهرانی با یه رؤیای غیر قابل ذکر! سهمت از روزگار ما اینه فحش یک مشت لات و روشنفکر از کجا اومدی؟ کجا می ری؟ کوچه هامون هنوز بن بستن مطمئنّم یه روز می کُشنت همینایی که عاشقت هستن! کون لقّ کبوترای سفید تو می میری اگه اسیر بشی راستی ظاهرا تولدته تا که یک سال دیگه پیر بشی... "مهدی موسوی"
      • طبق معمول یکی از شعرهای پست مدرن وبلاگمو واست میذارم امیدوارم دوستش داشته باشی: ((درد از هر طرف تو را خوانده)) دفن يك اتفاق در دل هيچ فكر يك لحظه بي تو افتادن عشق/ بازی ِ چند خر مگس ِ لعنتي كه تو را به من دادن درك يك زندگي قلابي وسط ِ فكر هاي آهسته مي شكستي خيال هاي مرا با دهاني كه قفل را بسته بي تفكر كشيدن سيفون در زماني كه درد مي كشي و توي جشن تولد يك درد فصل ها را كه سرد مي كشي و اين همه اتفاق در سر تو اين همه اشتياق در تن مرگ مغز تو زير بار ِ يك كلمه مثل پاييز مانده در تن برگ هق هق فصل آخر تمساح وسط نعره هاي يك شليك آرزوهاي مانده در سر خاك مرگ در زير پاي يك شليك سقط ِ يك حس مرده در دل مرگ زندگي زير سايه ي ترديد مي شود لحظه اي كنار آمد زندگي را كه واقعي تر ديد باختن به تغزّل ِ يك درد وسط دست شاعري خسته حس يك لحظه بي خيالي مرد توي سيگارهاي در بسته تير هاي كشيده ي دهنت بعد از آن آتش به پا كرده زخم يك لحظه بي زبان بودن كه تو را مثل مرده ها كرده لحظه ي احتمالي عصبيت پشت لبخندهاي خشكيده روي قبري عزيز جان دادن و تو را زندگيت ماليده سراینده:آمنه نقدی پور پنجشنبه 26/3/90
      • سپاااااااااااااااااس @};- @};- @};-
      • @};-
  • سلام آقای بهبهانی واقعا زیبا اما عطر ورساچه یعنی چه مارک یه عطره؟؟؟؟؟؟؟؟ معلومات من کمه ببخشید اما واقعا خیلی زیبا سرودین پدرت تاجری رو یادت داد پدر من معلمی ساده س روح من از حریر و ابریشم قلب تو جنس سنگ و سمباده س لایک سوم تقدیمتون
    • سلام نسترن خانم. معلومه از اون خانما نیستید که مدام در حال خرید کیف و کفش و اودکلونو .... هستن. ورساچه مارک معروفیه واسه یه شرکت ایتالیایی که کیف، کفش، جواهرات گرون‌قیمت، عطر و لوازم خانگی تولید میکنه. اودکلنی که خودم استفاده میکنم ورساچه هست. من تو رو اشتباهی گرفتم! با کسی که همه زندگیمه ! ... با کسی که مثِ یه نوازش توی آرامش ِ من سهیمه ... . من تو رو اشتباهی گرفتم .. توی اون کوچه های مه آلود.. حال ِ من مثلِ تصویر ِ برکه .. لحظه ی کوچ ِ مرغابیا بود.... . من مریضت شدم زیر ِ بارون... رفتن و از کی آغاز کردی ؟ مشتمو باز کردم ببینیــم ! مثل ِ پروانه پرواز کردی ! من تو رو اشتباهی گرفتم .. مثل یه شاخه از صخره ای سرد که نجاتم نداد از سقوط و .. هی ترک خورد و.. زخمی ترم کرد... "مونا برزویی"
      • اتفاقا آقای بهبهانی من همیشه دنبال شیک پوشیدن هستم اما زیاد به مارک بودن اهمیت نمی دم یادم باشه برم فروشگاه دنبال عطر ور ساچه ببینم چه رایحه ای داره @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • اتفاقا آقای بهبهانی من همیشه دنبال شیک پوشیدن هستم اما زیاد به مارک بودن اهمیت نمی دم یادم باشه برم فروشگاه دنبال عطر ور ساچه ببینم چه رایحه ای داره @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- در ضمن ممنون بابت شعری که برام گذاشتین واقعا زیبا ست کپی کردم تو کامپیوترم
  • لایک یادم رفت لایک2 @};-
    • مرسی کوثر خانم. شما بخاطر احساس فوق العاده خودتون ارتباط برقرار کردید. ناراحتت کردم دم ِ رفتن .. خواستم که نا امید بشی از من این عادلانه نیست ! میدونم ! ... ازم نپرس چطور میتونم !؟ یه کم واسه ت لازمه بی رحمی .. دلیلشو حالا نمی فهمی . . به بغض وادارم نکن انقد .. این گریه ها باشه برای بعد ! تو قلب ِ من یه امپراطوره .. تسلیم میشه چونکه مجبوره برو نباید مال ِ من باشی... خواهش نکردم ! این یه دستوره ! نفرین به این وجدانِ بیهودم! .. ایکاش من خودخواه تر بودم غرور ِ من این بار حق داره ... دنیا به من خیلی بدهکاره !! سکوت یعنی مُرده فریادم .. باید تو رو از دست میدادم از من به تو پنجره ای وا نیست.. وقتی که خوشبختیت اینجا نیست تو قلب ِ من یه امپراطوره ! تسلیم میشه چونکه مجبوره.... برو نباید مال ِ من باشی ! خواهش نکردم ! این یه دستوره "مونا برزویی"
      • بسیارزیباممنونم این هم ازمریم حیدرزاده تقدیم احساس شما @};- @};- سلام بهونه قشنگ من برای زندگی اره بازم منم همون دیونه همیشگی فدای مهربونیات چه می کنی باسرنوشت دلم برات تنگ شده بوداین نامه روواست نوشت حال منواگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگات بدجوری توصحن چشام خالیه ابراهمه پیش منن اینجاهواپرازغمه ازغصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه دیشب دلم گرفته بودرفتم کناراسمون فریادزدم یاتوبیا یامنوپیشت برسون فدای تو!نمیدونی بی توچه دردی کشیدم حقیقت روواست بگم به اخرخط رسیدم رفتی ومن تنهاشدم باغصه های زندگی قسمت توسفرشدوقسمت من اوارگی ........
      • ممنون و متشکر @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};- @};-
  • یادشش سال قدکشیدن عشق به پای بلوغ عقل وتنم یاداون بوی عطرورساچه که هنوزمونده روی پیرهنم =D> =D> =D> =D> همه جای کارتودوس داشتم درعین سادگی خیلی رساوپخته بود به جرات میگم ازکارهای قبلی بیشترباهاش ارتباط برقرارکردم ممنونم موفق باشین @};- @};-
    • مرسی امیرسینا. @};- @};- @};- با قطاری که می‌ره از تهران، یه بغل شعر جا به جا می‌شه از مسیری که توی هر وجبش راه‌بندِ سوال و تفتیشه چمدونم پُر از کتاب و پُر از عکسای دوستای مُرده‌ی من خوابت آروم و روزگارت خوش! پایتختِ گلوله خورده‌ی من! می‌رم از پایتختِ وحشت تا تو فراموشیِ خودم گم شم شعر بودن دوای مردم نیست، باید از جنسِ نونِ گندم شم پشت سر یه چراغٍ قرمزه و رو به رومم چراغٍ سبزی نیست دوستام یه خیالِ کمرنگن، دشمنم کاغذی و فرضی نیست تو خودم حبس می‌کشم هر روز، مثلِ زندانیِ ابد خورده وطنم ضجه می‌زنه دائم مثل یه گربه‌ی لگد خورده گربه‌ای که به خون نشسته ولی زخم‌های تنم رو می‌لیسه بچه‌هاشو همیشه می‌بلعه اما چشماش تو مرگشون خیسه من سفر می‌کنم از این شهری که رابین‌هودو خواب می‌بینه شهری که از زمان مشروطه داره دائم سراب می‌بینه شهری که بیست سالِ پیش جای نوجوونی همیشه عاشق بود که همه دلخوشی و سرگرمیش پرسه تو پهلویِ سابق بود با چنارای کهنه گپ می‌زد، شعرای شاملو رو ازبر بود یه دبیرستان عاشقش بودن، با رفیقاش مثِ برادر بود... شهر اون تو قیام پرپر شد، مثل یه برده رام شد آخر وقتی که بادِ معده‌ی یک دیو شکلِ ختم کلام شد آخر... تو قطاری که می‌ره از تهران، یه نفر بغض می‌شه بی‌وقفه می‌ره تا دور باشه از شهری که تو اون حرفِ حق نمی‌صرفه... // "یغما گلرویی"
  • =D> =D> @};- @};- :-)
    • تنِ زیبایِ پر مهرت لباسِ گرمِ آغوشم مرسی از حضورت علیرضا. @};- @};- @};- در شب ِ بي‌نئون كنار ِ رهبران رو به هر موعظه در قصر ِ واتيكان ته ِ ايست‌گاه در فرودگاه در آسانسور سر ِ چارراه بغلم كن بغلم كن وسط ِ جريمه سر ِ هر امتحان آخر ِ خط ِ شب معبد ِ شاعران پاي ديوار سر ِ بازار نوك ِ تپه زير ِ رگبار بغلم كن بغلم كن بهترين جاي جهان فرصت ِ آغوش ِ تو مثل ِ يك در، پشت ِ سر خوش‌صداتر بسته شو روز ِ كنكور شب ِ بي‌ماه ته ِ موزه در ورزشگاه بغلم كن بغلم كن بغلم كن بغلم كن بغلم كن بغلم كن به رسم ِ مرغ ِ دريايي پُر از پَر ِ تماشايي به سوز ِ ساز ِ تنهايي در اين سيلاب ِ زيبايي برقص برقص برقص به پيچ و تاب ِ يك پيچك به شكل ِ آخرين ميخك به ياد ِ شمعي در رگبار دو سايه، در هم، بر ديوار برقص برقص برقص برقص برقص برقص بغلم كن... "شهیار قنبری"