گلایه های یک زن

حرف هامو تو نامه می نویسم
شاید این نامه هم اثر نکنه
لا اقل من نباشم و حرفات
چشم هامو دوباره تر نکنه

چی شد عشقم که اون محبتمون
عمرش از نصف سال کمتر شد؟
من هنوزم همش تو حسرت اون
غنچه ی عشقیم که پرپر شد

حسرت اون صدای پر احساس
وقت روخونی یه شعر فروغ
بارش بوسه های وحشی تو
روی نارنج های باغ بلوغ

تو دقیقا مثال عکس منی
عاشق مهمونای شر و شلوغ
عشق من وقتیه که توو خلوت
دل می بندم به وعده های دروغ

عشق من اینه اعتماد تو رو
هیچ حرفی به مرز شک نکشه
تو خصوصی ترین روابطمون
مادر و خواهرت سرک نکشه

اونقدر هی منو کوچیک نکنی
که فقط توووی مشت تو جا شم
اونقدر سرد پیش من نشینی
که من از ترس یخ زدن پاشم

عشقم اینه میون این همه تیر
مثل سنگر پناه من باشی
اشتباهی اگر ازم سر زد
رازپوش گناه من باشی

عشقم اینه که حرف هیچ کسی
لرزه توو زندگیم نندازه
آشنا و غریبه فک نکنه
که در خونه رو همه بازه

خواستم که بدونی همسر تو
واسه چی چند وقتیه تو لکه
برمی گردم ˛ فقط بگو که دلت
تنگ این زندگی مشترکه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: