در و دروازه

{{در و دروازه}}

چند قرنه که توی این خونه
ما دوتا رازدار هم نیستیم
جز برای ناهار یا شامی
لحظه ای هم کنارهم نیستیم

دوستای مجازییییت هر شب
تووو حریم دل تو لم دادن
غصه ت اینه که عکس تازت رو
نارفیقا سه لایک کم دادن

گم شدم من تووو قلب یخ بستت
رد پایی که محوه تووو برفاااااام
خواستم غصه هامو با تو بگم
انگ غرغر نشست رو حرفام

لرزش توووو صدامو نشنیدی
کاش می شد دلت بلرزه کمی
قد یک تار موی پورن استار
همسرت هم واست بیارزه کمی

پنجره های خونه مون تنها
رو به دیوار بی کسی بازن
گوش های تو مرد سر به هوام
چند قرنه یه در یه دروازن

از این نویسنده بیشتر بخوانید: