اصلاح شده ی ترانه ی "خیالِ تو"

واسه ی دیدنت هر شب
لحظه ها رو می شمارم
دل من اسیر فکرت
توی شهرت پا میزارم
از طلوع شب تا فردا
از سیاهی های این شب
از صدای شهر عشقت
مثل هذیون دم تب
بیا
بیا
بیا
توی بن بست خیالت
توی ظهر دل سپردن
توی خواب هر شب من
توی فکر شب نمردن(برای اینکه تموم خوابم رو ببینم)
از صدای بی صداییت
از سکوت و این تاءمل
از خیال تو و چشمات
از خیال و از تحمل
بیا
بیا
بیا
تویی هر شب تو خیالم
تویی زجه های مرگمم
تو درخت پیر جنگل
اما من مثل یه برگم
توی این شبای وحشت
تو بخون نماز قبرم
تو من رو جدا کن از این
زار زار و شهر صبرم
با خیال و فکر پاکت
آتیشم باز گُر میگیره
دل من تو اون میسوزه
از خیالِ تو میمیره

بیا
بیا
بیا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: