پنجره

کنار پنجره تنها و خسته
باز امشب غصه‌هامو دوره کردم
لباس آسمونم سرخه امشب
یا شاید این منم خون گریه کردم

داره مثل نوار از پشتِ این قاب
تمومِ رویاهام رد می شه از من
نمی دونم منم شرمنده تر یا
نشونایِ‌ تو روی شیشه از من

دیگه جایی واسه موندن ندارم
تو دنیا رو برام ویرونه کردی
دیگه حتی با من شوق دعا نیست
خُدارَم تو باهام ، غریبه کردی

« یادته پشت این پنجره من رو
قسم دادی تو رو تنها نذارم
نمی‌دونستم اون روزی که می ری
می‌گی من که به تو دینی ندارم »

نمی‌گم تو چرا با من نموندی
چرا احساسمو بازیچه کردی
توو عشقِ تو که اجباری نبوده
ولی منو چرا بهونه کردی؟!

تو رفتی و همه جا داری می‌گی
به خاطرِ خودم تنهام گذاشتی
برو من‌ که ازت چیزی نمی خوام
فقط اینو بگو ، دوسَم نداشتی

تو این روزا که هم‌آغوشِ دردم
دلم با خاطراتِت می‌شه آروم
تو رو خُدا نذار این‌جوری باشم
من‌ِ بیچاره پیش بقیه محکوم

« یادته پشت این پنجره من رو
قسم دادی تو رو تنها نذارم
نمی‌دونستم اون روزی که می ری
می‌گی من که به تو دینی ندارم »

(کیا)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: