به جای من….

تموم زندگیم پای خیالش
گذشت و اون نفهمیده هنوزم
یه عمره پای احساسم نشستم
یه عمره دارم از عشقش می سوزم

بدون اینکه شعرامو بخونه

گذشت و بی خبر بار سفر بست

نمی دونس برام مثل هوا بود

نمی دونس که بی اون میرم از دست

چقد سخته کسی که زندگیته
هوای حال چشماتو نداره
چقد بد میشه وقتی حس شعرت
برای گفتن از اون کم میاره

مگه میشه ندونی چش به راتم
تموم شهرو دنبال تو گشتم
تو شاه سرزمین شعرهامی
تو شطرنج چشات من مات ماتم

خیالی نیس که شعرامو بخونی
و یا حس نگاهم رو بدونی
تموم آرزوم اینه عزیزم
به جای من…فقط تو…تو …بمونییییییی!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: