کارگاه علمی نقد «۱»

641575460نقد و نظر ریاست جمهوری800

نقد و بررسی ترانه ی «من بی تفاوتم..» سروده ی مشترکِ سحر دهقان و حامد سید کریمی

ابتدا مرور و خوانشی داشته باشیم بر متن ترانه :

___________

عاشق نبودی و
من عاشقت شدم
تنهام بذار حالا
با سایه ی خودم

من فک نمی کنم
باز عاشقت بشم
می تونی رد بشی
منت نمی کشم

“با خاطرات تو
خلوت نمی کنم
به بوسه هام تورو
دعوت نمی کنم”

گریه م نمی گیره
با اشک های تو
من بی تفاوتم
این بار جای تو

تنها میشم ولی
این حس خوبیه
قلبم یه مدته
سنگی و چوبیه

آغوش من دیگه
از عشق خالیه
برگشتنم به تو
فکر محالیه

“با خاطرات تو
خلوت نمی کنم
به بوسه هام تورو
دعوت نمی کنم”

من فک نمی کنم
باز عاشقت بشم…

___________

 

در یک ترانه آوانگارد هیچ واژه ای نباید خالی از مسئولیت باشد ترانه سرای خوب و حرفه ای می داند که بار مسئولیت کدام کلمه در ترانه اش سنگین تر است بعنوان مثال قافیه را مثال می زنم مسئولیت این واژه در ترانه ی امروز فوق العاده برجسته است و به تنهایی در بیشتر اوقات ضعف های ناچیز یک ترانه را پوشش می دهد همچنانکه ردیف نیز مسئولیت خطیری دارد در بازی های کلامی یک ردیف برجسته می تواند ترانه ی ضعیفی را فوق العاده جلوه نماید و برعکس آن نیز صادق است . بنابراین همانگونه که گفتم این ترانه دارای انگاره های برجسته ایست که خود وزن یکی از این انگاره هاست . نوع روایت و تفصیل پردازه های ترانه سرا نیز در این کار از سنخ نو فرمیسم است یعنی ترانه در ارتباط طولی حامل پیامی کلی و معنا گراست این خصوصیت ترانه ی فزرم آوانگارد است . در این نوع کار کلمات با زندگی روز مردم و ترانه سرا گره خورده است و هرکلمه ای که رنگ و صبغه کهن داشته باشد براحتی قابل تشخیص است بر همین اساس این ترانه را تحلیل میکنم :

الف ) موسیقی درونی : با توجه به کوتاه بودن مصاریع در این ترانه و محدودیت های کلامی در این فرم توقع چندانی از موسیقی درونیِ این اثر نمیتوان داشت و این دلیل بر ضعف سراینده گان نیست بلکه علت محدودیت واژگان در این قالب است با این حال عملکرد سراینده گان با وجود موارد فوق الذکر رضایت بخش است

ب) قافیه
قافیه نیز دارای بار روانشناختی منطقی است و در این ترانه بخوبی نقش بازی می کند و اکثر قوافی در نوع و جنسیت سایر کلمات در تناسب مقبولی قرار دارند ضمن اینکه از قافیه های خاص و کمتر شنیده شده در این ترانه خبری نیست .

ج) ردیف :
ردیف …. «نمی کنم» در این ترانه از نوع ردیف های ضربه ای است که توانسته در ترانه جای خود را پیدا کند .کارکرد ردیف در یک ترانه مثل تابلوهای هشداردهنده کنار جاده است که هم ترانه سرا را متوجه مسیر جاده می کند و هم مخاطب را در برابر سایر کلمات کاربدی دیگر در ترانه میخکوب می کند و به نظر من جا داشت در ترانه بیشتر و بهتر از این مورد بهره برد

د) زبان :
زبان ترانه زبان روز و مطابق با معیارهای زمان حال ترانه سرایان است
اما به یقین برای هر ترانه سرا این یک هنر است که به زبان خاص خود و به اصطلاح امضای خاص خود در نوشتن دست پیداکند که این ملکه به آسانی نصیب هر سراینده ای نمیشود و در این بخش خامیِ قلم در ترانه ملموس بود جنس کلمات نشانگر عدم سیطره بر زبان عامیانه و چگونه استفاده نمودن آن در ترانه دارد . زیرا همه در یک سطح متناسب باهم و در کنار هم منظم شده اند و در بعضی مصراع ها نوع چینش واژه ها از قیاس منطقی برخوردار نیستند .
بنابراین زبان شعر از نوع زبان های در حال تغییر با سمت و سوی حرکت به سمت زبان خاص ترانه سراست به نظر من اگر سراینده گان کمی خود را بیشتر باور کنند این مهم خیلی زود محقق خواهد شد . سراینده در این اثر سعی کرده است از دوگانگی زبان فاصله بگیرد و به نظر من این امتیاز کمی نیست

ه )بیان :
لحن و بیان ترانه سرایان در پردازش این ترانه و جنس بیان واژه ها بیشتر خشن و زمخت است و هیچ کلمه نرم و امید بخشی در ترانه دیده نمی شود و همین سبب شده که به نوعی فکر کنم این ترانه بیشتر یک ترانه ی زنانه است تا یک سروده ی مردانه که البته در ترانه ی امروز این قضیه اجتناب ناپذیر است .

و) تصویر :
تصویر برجسته و قابل بررسی وجود ندارد تنها به شرح حال می پردازد و خود را درگیر پردازش تصاویر جذابی که یک ترانه میتواند به آنها جان ببخشد نمیکند

ز) حس آمیزی
حضور حواس پنجگانه در یک ترانه می تواند آن اثر را محسوس تر کند و در این ترانه نیز شاعر از این مولفه بخوبی استفاده کرده :
بوسه – آغوش – خاطرات برخی حواس پنجگانه ی مخاطب مثل حس لامسه را بر می انگیزد و این نشان از توجه به حس آمیزی در ترانه است اگرچه معتقدم بسیار بهتر می شود از حس آمیزی در چنین ترانه هایی بهره جست .

و اما این ترانه باهمه ی گفته ها و ناگفته هایش هنوز هم پتانسیل خوبی برای شکوفایی بیشتر دارد

به نظر من بقیه ی ابیات ترانه به اندازه ی مطلع و مقطع ترانه شکوفا نشده اند یک ترانه ی فرم طوفانی شروع می شود و طوفانی فروکش می شود بنابراین ترانه سرا نیاز دارد به ابیات میانی و پایان بندی محکمتر ،

امید که حرف هایم را بحساب نقد و واکاوی بگذارید و با صلابت بیشتری به پیش بروید زیرا دریچه های بسیار روشنی را پیش روی شما گشوده می بینم و یک توصیه دوستانه دارم از نقد نهراسید زیرا باعث بالندگی بیشتر شما میشود
امیدوارم در آینده افتخار کنم که یکی از ترانه های ترانه سرایان بزرگی را تحلیل کرده ام

با احترام – دکتر فرهاد شرافت

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

مطالب پیشنهادی