حلالت میکنم

برو دست از سرم بردار

 من از حرفام پشیمونم

خلاصم کن ازین تکرار

 به حد کافی داغونم

بذار راحت شم از فکرت

ازین مدیون تو بودن

بفهم ابراز عشق تو

 شده سوهان روح من

پر از دردم دیگه خسته م

ازین احساس زجرآور

ازین عشق دروغ و سرد

تو رو رد میکنم آخر

تموم خاطراتم رو ببر ازیاد و ترکم کن

دلم از عشقمون خونه دلم آشوبه درکم کن

نگاتو از نگام بردار

دروغات توی چشماته

تظاهر کردنت پوچه

نگاهت خیره و ماته

برو لعنت به احساست

که احساس منو کشتی

تو یه عاشق نمیخواستی

پی بازیچه میگشتی

حلالت میکنم اما

دیگه کنج دلم جات نیس

برو چشمای غمگینم

دیگه درگیر چشمات نیس

تموم خاطراتم رو ببر از یاد و ترکم کن

دلم از عشقمون خونه دلم آشوبه درکم کن

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: