فرشته

جز تو هیچکس نمی تونست دلمو بلرزونه
عاشقت شدم و می دونم که این حس می مونه
عاشق اون لحظه ام که اخماتو وا می کنی
با نگاه مهربون باز منو شیدا می کنی
عاشق وقتی که تو عاشقمی مثل خودم
نمی دونی ولی من بدجوری عاشقت شدم
عاشق وقتی که دستات توی دستای منه
وقتی قلبم واسه ی تو داره تند تند می زنه
حتی تو اون سر دنیا باشی دنبالت میام
هفت تا آسمون و دریا رو بدن من نمی خوام
وقتی که تو پیشمی شب دیگه معنا نداره
پیش روشنیه چشمات خورشیدم کم میاره
مثل دونه های برف, پاک و سپید و خالصی
وقتی از خدا دلم گرفته تو به دادم می رسی
تو خود حس پریدن , تو خود دیوونگی
آتیش چارشنبه ای و پر حس بچگی
تو پر از حس قشنگی پر شادی پر نور
مثل ماهیای قرمز توی تنگای بلور
تو مثل شبای عیدی پر شور و همهمه
همه ی شعرای دنیا واسه تو بازم کمه
تو مثل بارون صبحی توی این دشت و دمن
تو می باری و میاری زندگی رو واسه من
آره ما قسمت هم شدیم و اینه سرنوشت
تو خود فرشته ای و شده این دنیا بهشت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: