"تقابل ژرف"

شاهد ادعام تاریخه :
“مرد، پیغمبر موفقی نیس”
زن خودش رو تو عشق می بینه
عقل آیینه ی موثقی نیس

زن کلامش خلاصه میشه تو عشق
مرد عشقو خلاصه کرده تو حرف
زن همیشه رو مرز عقله و عشق
مرد؛ بیزار ازین تقابل ژرف

عشق محتاج باغبونیه که
چش نبنده یه لحظه روی گلش
مرد در بند چیدن میوه س
بی خبر از جمال و بوی گلش

مرد هرچند دل بده به کسی
عشق واسه ش پله برای عبور
دست تو دست هر کسی بذاره
چشم دوخته به یه تخیل دور

شاهد ادعام تاریخه
مرد؛ عاشق نمی مونه هیچ وقت
زن اگه خالی مونده باشه از عشق
نمی تونی بهش بگی خوشبخت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: