"خواب بد"

sang-ghabr-7
فرصت چقد کوتاه بود و زود رد شد
کاش قدرتو بیشتر می دونستم پدر جون
تو عمرتو بی وقفه وقف عشق کردی
کاری که من هرگز نتونستم پدرجون

دلتنگ لبخند توام حالا که نیستی
اخم تو از دلسوزی و دلنازکی بود
تو نور شادی رو می تابیدی به خونه
تقدیرت اما پرسه توی تاریکی بود

این زندگی؛ این خونه بی تو سوت و کوره
انگشتری مونده که روی اون نگین نیس
چیزی ندارم واسه تو جز شرمساری
سمت نگاهم پیش تو جز به زمین نیس

وسواس فکر تو فقط خوشبختی مون بود
عمری گذشت و رنگ آرامش ندیدی
از هردرختی کاشتی تو باغ عمرت
جز میوه ی دلشوره و حسرت نچیدی

حالا فقط با قاب عکست حرف دارم
حرفائی که کاش وقتی بودی می شنیدی
آروم بخواب ؛آروم ؛فراموش کن پدرجون
فک کن یه خواب بد بوده هرچی که دیدی

این زندگی؛ این خونه بی تو سوت و کوره
انگشتری مونده که روی اون نگین نیس
چیزی ندارم واسه تو جز شرمساری
سمت نگاهم پیش تو جز به زمین نیس

از این نویسنده بیشتر بخوانید: