"غریبه"

۱۴۷۳۳۴۷۶۹۱۳۵۷-۱

یه غریبه پاشو توی کفش تو میذاره
یه غریبه که مث شبای من تاریکه
از تموم آرزوهای بزرگم دوره
اما اون فک میکنه به قلب من نزدیکه

نمی دونم چرا از طرز نگاش می ترسم
حتا خنده هاش مث خنده ی تو آروم نیس
خیلی دوس داره باهاش صمیمی باشم اما
حتا تو حرف زدن معمولی با اون روم نیس

دوسه ساله که باهاش روی یه تخت  میخوابم
سرشب که میشه چشماشو رو من می بنده
نه توی گذشته هام جایی برای اون هس
نه میشه هیچ جوری چسبوند اونو به آینده

چرا هیشکی مثل تو جا نمیشه تو قلبم؟
چجوری میتونی انقد واسه من تک باشی؟
نه دلم میخواد که جز من کسی همراهت شه
نه دلم میاد که مثل خود من تنها شی

تو کدوم قصه حالا تو قهرمانش هستی؟
به کدوم زن عشق مردونه تو ثابت کردی؟
به منم یاد بده زندگیمو عادی کنم
چجور این قلب بهونه گیرو ساکت کردی؟

یه غریبه پاشو توی کفش تو میذاره
به همه گفته که من عاشقشم… اما نه
گمونم محاله از خاطر من پاکت کرد
تو به یاد خاطراتمون میفتی… یانه؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • آقای بهبهانی ترانه ی خوبی بود از این قسمتش خیلی خوشم اومد: نه توی گذشته هام جایی برای اون هس نه میشه هیچ جوری چسبوند اونو به آینده ممنون ک این ترانه رو با ما به اشتراک گذاشتید...
  • سلام مثل همسشه خوب بود
  • سلام یاسر جان. خیلی خوب بود رفیق. با اون روم نیس؟. متوجه نشدم بند پایانی عالی بود. شاد باشی داداش
    • سلام رفیق. ممنون از حضورت. نمیدونم تا چه حد درسته ولی ما خودمون تو محاوره میگیم روم نیس با فلانی حرف بزنم. خجالت می کشم. خوشحالم کردی با حضورت.
  • درود جناب بهبهانی گرامی... ترانه خوبی یود. البته بنده بعضی جاهاشو متوجه نشدم. اما این قسمتش زیبا بود. نه توی گذشته هام جایی برای اون هس نه میشه هیچ جوری چسبوند اونو به آینده موفق باشید
    • سلام خانم رضایی عزیز. ماجرا روایتگر احساس زنی هست که با مردی ازدواج کرده که باهاش احساس غریبگی می کنه و نمی تونه از خاطرات مردی که |(قبل از ازدواج با این غریبه) باهاش در ارتباط بوده رها بشه.حتمن جاهایی از ترانه رو که متوجه نشدید برام بازگو کنید شاید نیاز به اصلاح و ویرایش برای رساتر شدن داشته باشه. سپاس از حضورتون.
      • با توضیحاتتون قانع شدم. وقتی فهمیدم از زبان یک بانوست. قسمت ( به کدوم زن عشق مردونه تو ثابت کردی) برام گنگ بود. که حل شد. سپاس...