"بیراهه ی جدائی"

من با خطر رفیقم
تو آسه آسه میری
من روم به آسمونه
تو رام و سربزیری

من عاشق صعودم
از قله های پربرف
تو ته نشین غصه
از زبری دوتاحرف

بیشتر ازین نمیشه
راه همو ببندیم
تا کی به اینهمه زخم
باچشم خیس بخندیم؟

من هیچ وقت مث تو
ترس از خطر نداشتم
حسی توی پاهام جز
میل سفر نداشتم

ما راهمون سوا بود
از بدو آشنائی
حالا من و توایم و
بیراهه ی جدائی

بیشتر ازین نباید
راه همو ببندیم
تا کی به اینهمه زخم
باچشم خیس بخندیم؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: