"تهمینه"

تنها یه الف بچه چسبونده بهم مارو
کی میشه فراموش کرد این صورت زیبارو؟

چسبونده بهم مارو با اینکه جدا هستیم
همخونه ایم و هر دو درگیر یه بن بستیم

دوریش غمی نیس که تو سینه ی ما جاشه
کی می تونه از یادش یک لحظه جدا باشه؟

هرمشکلی بین ماس از بچه گی مون بوده
زوده واسه این بچه… تنها شدنش زوده

لبخندای معصومش مرهم واسه هر درده
دور باشی ازین خورشید، هرجا که بری سرده

این سوختن و ساختن ؛ سخته ولی شیرینه
خوشبختی ما بسته س به خنده ی "تهمینه"

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام یاسر جان موضع ترانه و نوع پرداختت به این موضوع(زاویه دیدت)خیلی خوب بود. تنها یه الف بچه چسبونده به هم مارو ولی متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم چرا من خیلی ایده آلیستی به ترانه های شما نگاه میکنم هر اندازه هم که زیبا سروده باشی بازهم احساس میکنم که توان این رو داری که زیباتر از این بسرایی
    • سلام محسن جان.فکر کنم انتظار داری هروقت دست به قلم میشم یه شاهکار ادبی رقم بخوره.ولی واقعیت اینه که بعضی از ترانه هایی که میگم فقط یه تلاش و تمرین ذهنیه برای تنبل نشدن طبع ترانه سرایی و خیلی اصراری به خلق اثری که از همه نظر مخاطبو غافلگیر کنه ندارم.شروع کردن ترانه و ادامه دادنش دست منه اما چجوری تموم شدنش و میزان موفقیتش به دست و اختیار من نیست.فعلن همه در حال سعی و خطائیم. به امید پخته شدن قلممون.
  • سلام آقا یاسر موضوع ترانه رو دوس داشتم ترانه ساده و در عین حال تاثیر گذار بود..قلمتون پر کار.موفق تر باشین
  • سلام ..بسیار موثر و محسوس و محزون و در عین حال زیبا بود کار تون ..آفرین و لایک
  • آفرین خوب بود ...????????????