"برگرد"

این زندگی از وقتی که رفتی
تکرار یه مرگ غم انگیزه
چشمام مث یه بچه ی بیمار
با هر بهونه اشک می ریزه

این خونه ی سرد و بدون روح
از زندگی خسته ترم کرده
نیستی نمی دونی چقد تنهام
تنهایی وابسته ترم کرده

تقصیرها رو پای من بنویس
گردن می گیرم هر گناهی رو
عشقم به تو انقد زیاده که
جبران کنه هر اشتباهی رو

اصلن مهم نیس بحثمون چی بود
حق با منه یا تو؛ چه فرقی هس؟
من تشنه و تو بارون عشقی
گیرم که گاهی رعد و برقی هس

پاییزو از تقویم من بردار
برگرد و دنیامو بهاری کن
نوروز امسالو برام روز
پایان این چشم انتظاری کن

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • میشه منم بعد یه وقفه بیامو این کار زیبا رو بخونم و نظرمو نگم؟؟؟؟؟؟ نه...پس میگم که همیشه همیشه کاراتون رو دوست دارم ..و این کار حس خیلی خوبی بهم داد برادر عزیزم جناب بهبهانی.لایک
    • درود به خانم قنبری عزیز.ممنون از لطف و محبتتون.با علاقه ای که به ترانه دارید دوریتون از آکادمی قابل تصور نبود.امیدوارم زودتر کارای جدید شما رو شاهد باشیم
  • سلام آقای بهبهانی عزیز..ترانه بسیار زیبا و دلنشینی ازتون خوندم...فقط دو جا احساس کردم از کیفیت کار به این خوبی کم میشه اول چشمام مثه یه بچه بیمار و دومی من تشنه و تو بارون عشقی...جسارت بنده رو ببخشید.با آرزوی موفقیت...
  • مثل همیشه عالی
  • سلام دوست عزیزم کار بسیار احساسی ازتون خوندم ممنون تصاویر در بند ها جون دار هستن اما ,در پرداخت این تصاویر تا حدودی کوتاهی کردین اگر دقت کرده باشین این روزها دوستانی قافیه ها رو میچینند و کوششی شعری رو در لابلای قافیه قرار میدن اما از نظر من شاعرانگی در رگ ترانه شما کاملا جوششیه از همین رو تمام احساس خودتونو مینویسید و خالق ترانه میشید اما خود خدا هم هیچ مخلوقی رو کامل نمی آفریند شما بعد از خلق اثر مانند پدر و مادر موظف پرورش آن هستید . برای مثال چشمام مث یه بچه ی بیمار ,, تصویر سازیش زیباست اما با یک کلمه ی شکسته شده که میتونست کامل باشه بهتر میشد چشمام مثل بچه ای بیمار,, شاعر داره روایت خطی ترانه رو نقل میکنه در ابتدای بند اول عدم حضور معشوق باعث شده شاعر با زنده بودن مرگی تکراری و غم انگیز رو تجربه کنه و در مصرع بعد از زندگی خسته تر شده! روح شاعر چندین بار مرده و اما مرده که خسته نمیشه برای تاثیر گذاری بیشتر بهتر بود اول خسته شدن از زندگی و بعد مرگ بیاد. هر قدر به انتهای ترانه نزدیک میشیم تصویر ها قوی تر و پرنگتر میشه ولی دوباره با شکستن واژه روبرو میشیم که شاه بند کار رو ضعیف کرده اصلا مهم نیست بحثمون چی بود… اگر این بند ویرایش کوچکی بشه میتونه جان تازه ای به ترانه بده در مورد تو بارون عشقی ,,فکر کنم وزن کار رو تا حدی انداخته باشه بند پایانی کار رو به شدت میپسندم . اینکه شاعر بدونه کی و چگونه اثرش رو به آخر برسونه از اصلی ترین ارکان هنره موفق باشی دوست هنرمند به امید ترانه باران…
    • سلام خانم ادریس زاده عزیز.خوشحالم که افتخار نقد این کار رو بهم دادید.در ویرایش حتمن به نکات مورد اشاره تون توجه خواهم کرد.سپاس از لطف بی حدتون.
  • با عرض سلام خدمت یاسر جان عزیز ترانه زیبایی نوشتین و از پتانسیل خوبی برای اجرایی شدن برخورداره. بیتها خوب بودن و با بی تفاوتی ازشون رد نشده بودی. هرچند که دلم میخواست یه بیت خیلی خیلی قوی هم توش باشه تا بیشتر مخاطب و جلب کنه. تحلیل بیت به بیت: این زندگی از وقتی که رفتی تکرار یه مرگ غم انگیزه چشمام مث یه بچه ی بیمار با هر بهونه اشک می ریزه مصرع سوم از وزن میوفته چون هجای "مام" تو کلمه "چشمام" هجای بلنده و تو خوانش میم اون میوفته و چشما تلفظ میشه. این اتفاق شاید تو کلمه هایی مثله چقد(ر) یا دس(ت) در ترانه ایرادی نداشته باشه چون در محاوره هم واقعا حرف آخر تلفظ نمیشه اما هیچ وقت در محاوره میم چشمام حذف نمیشه. تشبیهتون به بچه ی بیماری که با هر بهونه اشک میریزه رو دوست داشتم. تصویر خوب و تازه ای بود. این خونه ی سرد و بدون روح از زندگی خسته ترم کرده نیستی نمی دونی چقد تنهام تنهایی وابسته ترم کرده این بیت حرف جدیدی برای گفتن نداشت ولی خب به عنوان یک بیت گذار بد نیست چون قرار نیست تو ترانه همه بیت ها توشون اتفاق خیلی خاصی رخ بده. تنهایی وابسته ترم کرده ترکیب خوبیه. تقصیرها رو پای من بنویس گردن می گیرم هر گناهی رو عشقم به تو انقد زیاده که جبران کنه هر اشتباهی رو حرفی که تو ذهنتون بوده رو خوب تونستین در قالب شعر در بیارین و معنی واضح و روشن خوبی داره و به راحتی مخاطب با یهک بار شنیدن درکش میکنه اصلن مهم نیس بحثمون چی بود حق با منه یا تو؛ چه فرقی هس؟ من تشنه و تو بارون عشقی گیرم که گاهی رعد و برقی هس "چه فرقی هس" و دوست نداشتم. در واقع درست ترش چه فرقی داره بوده. "من تشنه و تو بارون عشقی" یه کم خوانش این مصرع من و اذیت میکنه و راحت خونده نمیشه. ایده تون و تو این بخش دوست داشتم: من تشنه و تو بارون عشقی گیرم که گاهی رعد و برقی هس تشبیه خوبی بود. پاییزو از تقویم من بردار برگرد و دنیامو بهاری کن نوروز امسالو برام روز پایان این چشم انتظاری کن این ایده پاییز و از تقویم برداشتن دیگه خیلی تکراری شده و خیلی ها استفاده کردن. اینجا باز هم میم تو "چشم" میوفته که البته با توجه اینکه تو محاوره خیلی وقتا میم تلفظ نمیشه ایرادی نداره. به عنوان بیت آخر انتظار داشتم بهتر تموم شه. کاش یه ترجیع بند خوب و با وزن متفاوت هم به ترانه اضافه کنین تا کار زیبا تر بشه. عذر میخوام که جسارت کردم نظرم و در مورد ترانه اتون گفتم. انشالاه موفق و پیروز باشید
  • سلام یاسر عزیز. کارت درسته رفیق. من تشنه ام تو بارون عشقی... احساس میکنم سکته وزنی داره. پایدار باشی.
  • سلام کار بسیار قشنگی بود مثه قبلیا آقای بهبهانی موفق باشین همیشه
  • سلام ،كار زيبايي بود.موفق باشيد.
  • درود مهربان بهبهانی گرامی خیلییی با احساس و زیبا مثه باقی کارهاتون ولی باز هم تلخ خیلی تلخ بود.به امید رسیدن روز شادی برای همه.
  • کار نسبتا خوبی ازتون خوندم جناب بهبهانی . هرچند انتظارم از شما بیشتر از اینهاست. در مورد بند اول کارتون: این زندگی از وقتی که رفتی تکرار یه مرگ غم انگیزه چشمام مث یه بچه ی بیمار با هر بهونه اشک می ریزه >>> با عبارت " بچه ی بیمار" ، خیلی موافق نیستم. چون اصولا در یک کار عاشقانه ، چنگ زدن به هر المانی درست نیست. میشد خیلی بهتر عبارت و تعابیر نزدیکتر به یه کار عاشقانه و احساسی رو به رخ کشید تا اشاره به چشمان بیمار یک بچه!!! از فضای کار فاصله داره. هرچند خود عبارت و بهونه گیری و گریه کردن بچه ای که بیماره درسته ، اما برای اینکار مناسب نیست. در بند دوم و مخصوصا در مصرع دوم میگید: از زندگی خسته ترم کرده>>> خسته تر از زندگی شدن یا بودن یعنی چی؟ قبلا شنیدیم یا دیدیم که گفتند "از زندگی کردن خسته ام". اما از زندگی خسته ترم کرده؟! متوجه این عبارت نمیشم. خیلی غلو و بزرگنمایی به دنبال داره. زندگی خودش یک نوع فضا و بستر هست . پس چطور میشه که راوی و انسان ، از بسترو فضایی که داخلش هست و موجودیتش شکل میگیره، خسته تر بشه؟!!! شما میتونید توی این بستر و وضعیت، حال خسته و داغون داشته باشید . همین. بند چهارم کارت و این مصرع: من تشنه و تو بارون عشقی>>> خیلی بد و کلیشه هست. ضعیف ترین خط کارت رو میتونم اینجا بدونم. اگر کمی دقت میشد با مصرع بعدی خودش، که اشاره به رعد و برق هست ، میشد یه مصرع بهتر و تازه تر بسازید. پایان بندی کارت رو دوست داشتم. *موفق باشید*
    • سلام آقای شریفی عزیز.ممنون از بذل توجه و نظرات و نقدهاتون.این خونه سرد و بدون روح.از زندگی خسته ترم کرده منظورم اینه که خسته م و این خونه سرد منو خسته تر کرده از زندگیم.نمیدونم چراموفق نبوده تو رسوندن منظورم.بند چهارم به نظرم به این ترانه تفاوت و هویتی داده که متفاوت بشه با کارهای مشابه.بچه ی بیمار هم شاید چون جایی ندیدیم استفاده بشه بنظرمون نامناسب بیاد و در نگاه متفاوتی شاید اونو تشبیه بکری بشه دید. سپاس از نظراتتون.همیشه افتخار حضور به ترانه هام بدید.
  • سلام آقای بهبهانی. کارتون روان و زیبا بود. اما ترانه های جون دار تری هم از شما خوندم. سبز باشید به مهر
  • سلام آقا یاسر ترانه تون زیبا بود شادو پرترانه باشی دوست من
  • سلام .زیبا بود موفق باشید
  • درود یاسر عزیز داداش گلم... خوشحالم که یه ترانه زیبای دیگه ای ازت می خونم... همیشه سبز و پرترانه باشی و لایک