"عشق مجانی"

روی اعصاب زخم خورده ی من
دم به دم چای داغ می ریزی
قد بدبختیای کل عمر
رو سرم اتفاق می ریزی

سکه سکه تنت فروخته میشه
تو به تعداد سکه می نازی
تکه تکه دلم شکسته میشه
منو یاد گذشته میندازی

یاد شیش سال قد کشیدن عشق
پا به پای بلوغ عقل و تنم
یاد حرفایی که محاله بازم
به کس دیگه جز خودت بزنم

یاد بوسه به نقطه نقطه ی تو
پشت چشم و رو گوش و زیر گلو
سیب چنده مظنه دستت هست؟
چند وقته رسیده فصل هلو؟

میوه های تنتو میفروشی به
مردی که غرق توو طلات میکنه
قول بده یاد من نیفتی دیگه
وقتی که "عشق من" صدات می کنه

درس "خوبی" واسه تو سخته گلم
بد شدن رو به من تو یاد بده
خاطراتتو از دلم بردار
عشق مجانیو به باد بده

شوهرتو به سادگی نفروش
ورشکستش نکن مث دل من
سهم من این شبای تاریکه تا
سکه بارون شه ماه کامل من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. از خوندن کار لذت بردم. زیبا بود و صمیمی. موفق باشی
  • با سلام و عرض ادب و احترام اولین نکته ای که در این ترانه به چشم میخوره اشکالات وزنی هست. وزن در کل کار نوسان داره. بند یکی مونده به آخر مصرع دوم، جا به جایی ارکان وجود داره. همچنین ضمیر "تو" اضافه ست و برای پر شدن وزن به کار رفته. بند دوم بین دو مصرع اول و دو مصرع دوم ارتباط معنایی وجود نداره. همچنین در ترانه ما هیچوقت نمی گیم "دلم شکسته میشه" می گیم "دلم شکست" یا " دلم میشکنه" و به کار بردن این فعل به این صورت در ترانه درست نیست. یکی از نکات مثبتی که به خاص شدن موضوع کمک می کنه جزیی نویسیه که ترانه سرا در این کار با آوردن زمان "شش سال" سعی کرده وارد جزیی نویسی بشه اما به جای جزیی نویسی داستان رو شخصی کرده. بند آخر در مصرع اول و دوم انگار با دو شخصیت رو به رو هستیم. در صورتیکه منظور راوی از شوهر خودش باشه در مصرع دوم باید "دلم" به کار می برد. و اگر راوی منظورش از "شوهر" شخص سوم بوده، به نظرم نرسونده مطلب رو. نظر سرکار خانوم رعنا رفیعی (کارگاه نقد آثار منتخب آکادمی ترانه ))
  • سلام با اجازه ی عزیزانی که در امر نقد از من خیلی استادتر هستن نظر شخصیمو درمورد کار عرض میکنم تو بند اول کار تا حدود زیادی به من معرفی میشه.یعنی من متوحه میشم ترانه قراره تا پایان گلایه کنه.اما لغت اعصاب و بعد هم زخم خورده بمن میگه گلایه ها چندان هم با تضرع نیستن!اگر بخوام راحت بگم لحن تا حدودی عصبانی کار رو بمن معرفی میکنه بند اول. بند دوم با جمله ی مجهول شروع شده که من چون معنایی از این حرکت نمیگیرم خیلی باهاش موافق نیستم.مصراع دوم حرفش اینهکه تو خیلی پولکی و مادی گرایی که به نظر من میشد بهتر گفته شه مصراع پایانی یخرده بی مقدمه ست.نمیفهمم چی میششه دقیقا که یاد گذشته میندازه راوی رو... بند بعد...اگر اون عدد 6 رو از این بند حذف کنیم از نظر من یکی از بهترین بندهای کاره. بار اروتیک بند بعد تو بیت اولش خیلی بیشتره و کاش در مورد بیت دوم تجدید نظر بشه.کلمه ی هلو دیگه تقریبا فکاهی به کار میره!نظر منه البته بند بعد ضربه ی خیلی خوبی داره.بند 5.اما تو مصراع سوم دیگه هیچ معنایی نمیده.جایگزین بشه خیلی بهتره. توی بند 6 به نظر من دیگه پایان داستانه.نیازی نبود یه بند دیگه اضافه بشه به کار یه جاهایی خیلی لغت به خورد وزن دادن مولف.طوری که مجبور بودم تند بخونم کل مصراع رو.و برام خوشایند نبود راستش ممنونم و برای مولف بهترین هارو آرزو میکنم نظر سرکارخانوم سپینود پهلوانی درباره ترانه (کارگاه نقد آثار منتخب آکادمی)
  • با سلام و سپاس از دوست ترانه سرای سراینده این کار با اجازه بند به بند پیش میرم و نظراتم رو تقدیم میکنم: ورودی کار ، تصویر مرد زخم خورده ای درحال چای خوردن کشیده شده که داغ داغ خوردن چای از روی عصبانیت ، المان قشنگیه در این حوزه اما چای داغ ریختن روی زخم ,برای بنده تصویر مبهم و بی پشتوانه ی مفهومی ای بیش نیست و قافیه ی"اتفاق" در تقابل با بدبختیای کل عمر , چندان قابل قیاس نیست و تشبیه مناسبی نیست بند دوم : ضعف در چیدمان مصرع ها داره از این نظر که سکه سکه فروخته شدن تن در مصرع اول و تکه تکه شکستن دل در مصرع سوم(و بار موسیقایی تکه وسکه) و این تقابل, من مخاطب رو آماده میکنه تا تقابل مصرع دو و چهار رو دریافت کنم اما این اتفاق نمی افته پیشنهاد میشه مصرع سوم به مصرع دوم منتقل بشه و برای مصرع سه و چهار حداقل یه غافلگیری رقم بخوره تا باعث جذابیت بند بشه مصرع چهارم این بند , در حد یک مصرع چهارم بند نیست بند سوم: هیچ حرف خاصی , هیچ تصویر خاصی و هیچ غافلگیری خاصی در این بند وجود نداره و صرفا بخاطر تکمیل روایت کار نوشته شده که این حرکت هم باید در بطن تصاویر یا اتفاقات بیفته و توضیح , صرفا کافی نیست بند چهارم: گیرایی تصاویر چندان زیاد نبود بوسیدن پشت چشم که بنظر من غلطه امکان پذیر نیست و زیر گلو ، که بنظرم منظور روی گلو هست که همون "بوسیدن گلو" کفایت میکنه و "روی" ,کلمه ای اضافیه مصرع سوم این بند کنایه خوبی داره جابجایی ارکان مصرع چهارم این بند , کمکی نکرده و آسیب هم زده بند پنجم: ایکاش بیت اول این بند با بیت دومش ارتباط تصویری قوی داشت در بیت دوم, صرفا حرفهای ساده و پیامکی زده شده و به قدرت بیت اول نیست بیت ششم: سراینده از پس ارکان جمله در این بند بر نیومده و وزن , باعث شده "تو" در کار گذاشته بشه بدون هیچ تأثیری "درخواست آموزش بدی" حتی بعنوان کنایه ی تلخ, اضافه گوییه چون بد بودن طرف مقابل به اندازه ی کافی پرداخت شده در بندهای قبل مصرع سوم بسیار تکراریه مصرع چهارم مصرع خوب و جالبیه بند آخر: جذاب ترین قسمت این بند کلمه "ورشکسته" ست که بسیار انتخاب هوشمندانه ای بود مخصوصا در تقابل با دل و سکه بارون شدن ماه کامل ,اصلا برای من قابل فهم نیست یعنی تصویر عینی ش قابل فهم نیست وگرنه واضحه ریختن سکه روی سر معشوق کار که به ماه کامل تشبیه شده اما این تشبیه بخاطر نداشتن ما به ازای بیرونی ,چندان جالب نیست مخصوصا اینکه پایان ترانه ست و انتظار از پایان بندی ,بالاست طبعا سراینده از خوبی های کار آگاه هستند ممنون چقدر حرف زدم ببخشید ❤️ نظر آقای هادی دلروز درباره ی ترانه ((کارگاه نقد آثارمنتخب آکادمی))
  • با درود. . اول اینکه وزن در همون بند ابتدا از دست رفته . و بندهای دیگر . بند اول اشاره به چای داغ کردن که روی اعصاب زخم خورده ریخته میشه . من متوجه دلیل استفاده از چای سدم ولی انتظار داشتم در ادمه توجیه بهتری پشتش باشه و در بند های بعدی برگرده به این چای . بند یکی به اخر . (( عشق مجانی )) تعبیر جالبی برای عشق بدون منت نیست به نظر من البته . بند اخر رو هم احساس میکنم ارتباط و چفت بست خوبی در ابتدای بند با بند قبلی نیست . . . در کل نگاه و زبان کار رو دوست داشتم . با وزنی که داشت و نحوه نگارش و کلمات احساس میکنم مولف رو میشناسم . براش بهترین ها رو ارزو میکنم . نظر آقای احسان بهمدی (کارگاه نقد آثار منتخب)
  • شروع کار زیباست البته قافیه "داغ" و "اتفاق" نیاز به موشکافی داره. مفهوم کلی کار به نظرم خیلی منسجم نیست. یعنی وقتی صحبت از فروختن تن میشه، طبیعتا با داشتن شوهر که در بند آخر اشاره شده هم خونی نداره. بند یکی مونده به آخر رو من نتونستم مصرع اولش رو درست بخونم. واضح نبود. اما در مجموع تصویرسازی های زیبا نقطه قوت این ترانه بود. اگر انسجام کار هم بیشتر رعایت می شد. می تونستم بگم کار فوق العاده ای بود. نظر آقای علی عزیزی (کارگاه نقد ترانه های منتخب)
  • درود. بسیار کار خوب و منسجمیه به خصوص از لحاظ زاویه نگاه و به سراینده تبریک میگم. بند اول:وزن مصرع سوم دچار کاستیه. چقدر شکل تصاویر مناسبه و ترکیب دم و چای موفقه بند دوم:وزن مصرع اول و سوم دچار ایراده... میشه برای این بند مناسب نیست. و سکه سکه جواب داده اما تکه تکه نه... تکه تکه شکسته شدن فحوای دچار ضعفی داره بند سوم:تصویر بند زیباست. کلمه بازم کمی روونی کارو گرفته و جابجایی ارکان در مصرع رو باعث شده. مصرع اخر هم کس دیگه رو بهتره کسی بیارن و وزنم درسته بند چهارم:به جز مصرع دوم باقی مصرع ها خووب بوده.. رو گوش شاید کمی به مصرع ضربه زده و رو حشوه خفیفه. بند پنجم:مصرع دوم و سوم جابجایی ارکان شدید به قدرت بند ضربه زده. کمی تصویر این بند هم شعار گونه است و گزارشی تا شاعرانه. مصرع اخرش خوبه بند ششم:شخصا حالت نتیجه گیری توو کارو نمیپسندم که متاسفانه بند سمت پند و اندرز رفته. باز هم جابجایی ارکان در مصرع دوم بند هفتم:بند پایانی پایان مناسب و شاعرانه ای بوود. در مجموع به سراینده ترانه بابت سوژه و ایده خیلی خوب تبریک میگم. تصاویر در مجموع خووب بود. وزنها حتما باید روی فاعلاتن مفاعلن فعلن اصلاح بشه و جابجایی متعدد ارکان اصلی ترین عیب ترانه از نظرم. ممنون از خانم غفوریان جهت برگزاری مدیریت کارگاه و تشکر از سراینده ترانه که ترانشون در ترانه های منتخب اکادمی قرار گرفت. مطالب بالا صرفا نظرات شخصیم هست و ببخشید بلند بلند بیان شد. نظر جناب آقای علی ادریس زاده ((کارگاه نقد آثار منتخب آکادمی))
  • خیلی خوبه فقط استفاده از هلو و سیب به عنوان رابط تشبیهی فضای اروتیک غیر از اینکه بسیار روست و کلیشه زیبایی را کاسته???? نظر آقای حسین پورقلی (کارگاه نقد آثار منتخب)
  • ارتباط عمودی و پیوستگی معنایی حول موضوع مشخص و همینطور وجود ردیف در چهاربند ترانه و شروع و پایان خوب از نقاط قوت این ترانه س.در بند دوم ارتباط معنایی قوی بین مصرع سوم و چهارم نیست.ذکر عدد شیش در بند سوم کمی کار رو شخصی کرده.در بند شش اینکه بجای خاطراتت رو از خاطراتتو استفاده شده اختلال در وزن ایجاد میکنه. بدشدن رو به من تو یاد بده جابجایی ارکان داره. ولی در کل ترانه بیادموندنی میتونه باشه نظر آقای یاسر بهبهانی (کارگاه نقد آثارمنتخب آکادمی)
  • شعر خوبی بود من جسارتا نظرمو میگم از اینکه یه ترانه با یسری المان های تکراری نشنیدم خوشحالم ولی چندتا نکته ریزشو شاید نتونستم بفهمم یکی اون جایی که گفته شده منو یاد گذشته میندازی بنظرم هیچ پیش زمینه براش فراهم نشده و صرفا برای پر کردن شعر اومده و اخر شعر "عشق مجانی" با سکه سکه فروخته شدن و طلا گرفتن در تناقضه جسارتمو ببخشید نظر ارسالی از خانم سحر اسماعیلی (کارگاه نقد آثارمنتخب)
  • خیلی زیبا بود...خیلی.. نقدی ندارم نظر سرکارخانم سوگند صفا (کارگاه نقد آثارمنتخب)
  • با سلام و عرض ادب و احترام بر تک تک اهالی مهربان آکادمی ترانه پیشاپیش سال نورو خدمت همه ی شما تبریک عرض میکنم و براتون از خداوند مهربان زیباترین هارو آرزومیکنم. به اطلاع اعضای محترم آکادمی میرسونم: برنامه ی کارگاه نقد آثار منتخب آکادمی در تاریخ شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۲۱:۰۰ الی ۲۲:۳۰به مدیریت بنده در گروه آکادمی ترانه در تلگرام برگزار شد که دراین کارگاه ترانه ی حاضر از آقای یاسر بهبهانی به عنوان اثر منتخب برای نقد گذاشته شد و دوستان حاضر در گروه زحمت کشیدند و نقطه نظرات ارزشمند خودشون رو درباره ی ترانه در کارگاه به اشتراک و تبادل نظر گذاشتن که نظرات تک تک دوستان شرکت کننده با نام خود افراد در ذیل اثر قرار داده میشه تا اهالی آکادمی هم که درگروه حضور نداشتن بتونن ازاین نقطه نظرات بهره مند بشن. به امید برگزاری هرچه پرشورتر و قدرتمند تر کارگاه و فرارسیدن روزهای خوب برای همه. حمیده سادات غفوریان
  • سلام خوب بود کارتون پسندیدم سهم من این شبای تاریکه تا سکه بارون شه ماه کامل من
  • کار خوبی بود دوست من فقط حس می کنم یه موضوع رو چندین بار تاکید کردی و مسیر ترانت کمی تکراری شده دربند های:سکه سکه تنت فروخته میشه ،مردی که غرق توو طلات میکنه ، عشق مجانیو به باد بده در بندهایی که اوردم تقریبا در تمام موارد به یک مفهوم اشاره کردی خیلی بهتر میشه که مسیر روایی ترانت رو جوری پیش ببری که اتفاق های تازه تری رو بیان کنه موفق باشی
    • سلام جناب پیلتن.خوشحالم از حضور و نظر باارزشتون.مسیر روایی این ترانه همینه که دختری زندگی با مردی با وضعیت مالی بهتر رو به عشق و خاطراتش ترجیح میده.ولی خب سکه برمیگرده به مهریه ی سنگین و غرق تو طلات میکنه وضعیت مالی خوب اون مرد رو اشاره میکنه و عشق مجانی که به باد میره تاکید روی محور این ترانه ست.اشاره به چای داغ تو اول ترانه هم ذهن رو میبره به مراسم خواستگاری و...در کل روایت تلخی هست که بیشتر تاکید به بیان احساسش ازین اتفاقه تا داستانسرایی. ممنون از حضورتون.
  • سلام،خیلیییی خیلییی زیباست و خیلییی بغض آلود. واقعاً آفرین
  • سلام آقاي بهبهاني ترانه زيبايي بود.
  • درود. ترانه ی زیبایی بود. من نمی دونم مشکل از منه یا همه اینجوری ان، وقتی با یک بیان زیبا و خلاقانه از یک مصیبت روبرو میشم بیشتر تحت تاثیر اون زیبایی شاد میشم تا تحت تاثیر اون مصیبت غمگین. الان شاد شدم :)
    • سلام علیرضا جان.نکته خوبی رو گفتی.همون جور که با لحن دلنشین و کلمات هنرمندانه میشه مصیبت رو به اثری لذتبخش مثل نوحه تبدیل کرد شاید یه کارکرد هنر همین باشه که موضوعات دلازار و دردناک رو بشه بشکل زیبا و لذتبخشی ارائه کرد تا حال مخاطب بهتر بشه نه بدتر. ممنون از حضور و نظرت دوست عزیز.
  • سلام آقای بهبهانی ترانتونو خوندم بسیار زیبا و دلنشین البته دردناک بهتون واقعا تبریک میگم به خاطر این احساس ناب
  • like ترانه ی خوب اما دردناکی بود. لذت بردم
  • سلام.زیبا سرودید موفق باشید
  • سلام بسیار بسیار عالی آفرین لایک
  • سلام یاسر جان تلخ بود اما زیبا ... شاد باشی دوست خوبم
  • سلام ياسر جان بدون تارف زيبا نوشتي .... تبريك ميگم بهت