بمب خواب …

یه بمب ساعتی داره
به اول میشمره معکوس
همین لحظه اس که اکران شه
درام مضحک کابوس !

پر از حس غم انگیزم
که از جنس ترحم نیس
رو سقف آسمون شب
(( ستاره مال مردم نیس ))

بدون درد و خونریزی
بریدن قلبا رو از هم
سرود سرخ بیداری
به چرت تبدیل شده کم کم

شاید رو این همه دیوار
یه روزی پنجره وا شه
به کی لعنت فرستادیم
که خواست این سایه یلدا شه !؟

یه ایل با عینک دودی
نمی بینن تو می سوزی
چه پخش زنده ای داری
توی اخبار نیمروزی!

تو این دنیای سردرگم
همه قربانی دردیم
که با یه آدرس جعلی
پی خوشبختی می گردیم

چقدر سنگینه خاموشی
که پلک ماه و خم کرده
که از یاد بردمت گاهی …
که تو شعرت گمم کرده

بگو زیتون رویات و
کی از خواب تو دزدیده
ببین امروز یه تیکه سنگ
واسه دنیا یه تهدیده

مسلسل یا گل لاله !؟
تو با تانک عکس می گیری
که با این دستای خالی
به قول بچه ها “شیری”‌

یه عمر با ترس تنهایی
تو پیله زندگی کردیم
ندونستیم که با ارفاق
به دور مرگ می گردیم

فقط یک جمعه توی سال
به یاد تو می افتیم و
نمی دونیم به “قدس” تو
چقد لبیک گفتیم و

بگو چن نامه تو بطری
فرستادیم به این دریا
چقد فریاد help اومد
برامون از همه دنیا !!

یه کارنیوال مث خورشید
تو برق چشم آبیته
که چاه نفت فریادت
فقط محتاج کبریته

دکان تسلیت سکه اس
پیام عشق و همدردی!
هیروشیمای سردرگم
یه جنگ من درآوردی

به نام صلح و آزادی
رو دیوار پنجره وا کن
بیا تا فرصتی مونده
تو بمب خواب و خنثی کن !

 

 

* باید این توضیح و بدم که این ترانه برای ماهها قبله و در آینده ی نزدیک کار جدیدم رو ارائه میدم .

شاد باشید/

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی احسان ابوالحسنی

دختران شهر به روستا فکر می کنند / دختران روستا در آرزوی شهر می میرند / مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند / مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند / کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد ...