منشور احساس

توو این دشت پر عطر و پر خاطـره
هنوزروضه ی عشقو میشــــه شنید
هنوزم زیر سقف این آسمــــــــــون
میشه رد احساسوهر جایــــــــی دید

چه مردان پر شور و با غیـــــرتی
که با عطر این خاک عاشـــق شدن
برای دفاع از حریــــــــــــــــم وطن
مثـال گـــــــــلای شقایق شـــــــــدن

دلیرانه اینجـــــــــــا چه دلهایی که
مث سیل انگــــــــــــار جاری شدن
تو وآوارشلیـــــــک تانک و تفنگ
توو بــــوران و سرما بهاری شدن

غبـــــــــــار توی جاده با رقص باد
چه مستانه میگه ازایثارشــــــــون
میگه که نبودی ببینی چه جـــــور
اونا قد کشیدن تا کهکشــــــــــــون

ببین که سکوت توو این دشت باز

چه غوغایی داره به پا می کنــــه
با دل های مردان راهـــــــــی نور
با اعجــــــازشون آشنا می کنــــــه

چه منشوریه یاداحساسشــــــــــون
نمیشــــــه که قانون نورو شکسـت
نبایـــــد در دفتـــــــــــــــر عشق رو
روورنگین کمونی از احساس بست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام نسترن خانم. ترانه زیبا و با ارزشی ازتون خوندم. ولی برخلاف نظر دوستان زیاد با بستن در دفتر روی رنگین کمونی از احساس موافق نیستم.زیاد ارتباطی نمی بینم و در دفتر هم احتمالا عبارت درستی نباشه. موفق باشید
    • سلام آقای بهبهانی ممنون از اینکه وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد بند آخر که نوشتین موافق نیستین متوجه نشدم آیا با کل بند موافق نیستین و یا با ترکیب "در دفتر"؟ ولی من دلم می خواست جریان این ترانه جوری پیش بره که در نهایت بگم که نباید که یاد و خاطرات این عزیزان فراموش بشه همانطوری که منشور نور رو تجزیه می کنه و این جزو قوانین فیزیکه پس ما هم با توجه به این قانون نباید که روی دفتری از عشق در رو ببندیم حالا شاید کلمه ی "در" برای دفتر مناسب نباشه و می شد که نوشت "نباید که این دفتر عشق رو رنگین کمونی از احساس بست "ولی چون می خواستم شاعرانه تر باشه این مصرع گفتم که برای اون دفتر دری در نظر بگیرم که نباید اون در بسته باشه و همیشه روی این خاطات در باز بمونه و در زبان عام من حتی شنیدم که برای قلب هم دری در نظر میگیرن بعنوان مثال میگن "در قلبم روی عشق و دوستی عزیزان همیشه بازه" ولی در کل ترانه و در هر بند تغییراتی با توجه با نظر دوستان انجام دادم که از دوگانگی زبان این ترانه خارج بشه امیدوارم که در کنار دوستان خوبی مثل شما ازپله های ترقی و پیشرفت همگی بالا بریم تا بتونیم زیباتر بدرخشییم به امید آن روز
      • سلام. نه اینکه نمیشه کلا گفت در دفتر. تو شعر میشه خیلی چیزا رو تو معنی مجازی و یا تشبیهی بکار برد. ولی باید دید عبارت زیبا هست یا نه. از نظر زیبایی شناسی به نظر میاد عبارت "در دفتر" توی شعر و ترانه جایگاهی نداشته باشه. ولی به قول شما "در قلب" عیارت مصطلح و پرکاربردیه.
  • سلام بانو وحیدی. موضوع کارتون که خب خیلی قابل احترامه ولی منم با دوگانگی و کلیشه ای بودن کارتون موافقم. برقررا باشید.
    • سلامآقای قاسمی ممنون از حضورتون پای ترانه م واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد کلیشه ای بودن با شما و دوستان موافقم و در مورد دوگانگی زبان بعضی جاها واقعا نمی شد تغییر بدم مثلا اونجایی که نوشتم "چه مردان پور شور و باغیرتی "اگه بنویسن مردای پور شور و با غیرتی خب انگار احساس می کنم قشنگ نیست و نوشتن کلمه ی" مردان "برای سپاس از این گروه با ارزش تره ولی با این حال یه تغییراتی توش دادم که امیدوارم ترانه بهتر شده باشه
  • منتقد نیستم .. فقط دارم خوانش میکنم . آنچه از خوانش یه ذهنم میرسه میگم . امیدوارم جسارت بندرو ببخشید . توو این دشت پر عطر و پر خاطـره هنوزروضه ی عشقو میشــــه شنید هنوزم زیر سقف این آسمــــــــــون میشه رد احساسو هر جایــــــــی دید توو بند اول مصرع دوم .. روضه ی عشق . روضه از جهت لغوي به معناي (( باغ و گلستان )) مي­باشد و از جهت اصطلاحي به معناي ((مرثيه و ذكر مصيبت )) رواج پيدا كرده . باتوجه به نوع ترکیبی که در این مصرع شما استفاده کردید " روضه عشق " ترکیب مناسبی برای بیان هدف و منظور شما نمی تونه باشه . مگر در قوافی تجدید نظر بفرمایید و جابه جایی بین " شنید و دید " داشته باشید تا معنی و منظور اول که ترکیب منطقی تری می تونه باشه حاصل بشه ****************************** چه مردان پر شور و با غیـــــرتی که با عطر این خاک عاشـــق شدن برای دفاع از حریــــــــــــــــم وطن مثـال گـــــــــلای شقایق شـــــــــدن بند دوم و در واقع بند شعار محور . از این تصاویر زیاد خوندیم . و زیاد یددم . با کمی تامل حتما تصاویر بکر تری می تونه خلق بشه . البته ناگفته نمونه که زبان این اثر در این بند باتوجه به کاربرد " مردان - دچار دوگانگی شده . " مردای " ویرایش بهتری می تونه باشه . از عطر خاک ملموس تر و حس آمیز تر " برای " هم مشمول این ویرایش میشه .. " واسه " جایگزین مناسب تریه با توجه به زبان کلی اثر. و مثال به مث . مث گلای شقایق شدن .. در خوانش وزنش می زنه ********************************** دلیرانه اینجـــــــــــا چه دلهایی که مث سیل انگــــــــــــار جاری شدن تو وآوارشلیـــــــک تانک و تفنگ توو بــــوران و سرما بهاری شدن در این بند سوم مصرع دوم این بند مث سیل انگار جاری شدن . با توجه به معنی لغوی انگار که بیشتر مبنی بر گمانه زنی و بیان امری یا کاری ناقص و ناتمام دلالت داره برای استفاده در چنین اثری در اذهان عمومی قوی و تاثیر گذار نمی تونه باشه . واژه سیل هم با توجه به ذات نابودگر بهتر برای چنین تصویری که هدف نمایش قدرت و اقتدار این قشر سنبل جامعه هستش بهتر عوض بشه .. (( روود )) هم روون و هم زلال و هم تصویر مثبت در اذهان عمومی ایجاد می کنه . توو آوارشلیک تانک و تفنگ توو بوران سرما بهاری شدن مصرع سوم این بند با توجه به کاربردی که در مصرع چهارم داشتی مصرع ناقص و افتاده ایی به نظر میرسه و نیاز به یه زنجیره ارتباطی بین دو مصرع پاینی . توو آوارشلیک تانک و تفنگ و توو بوران سرما بهاری شدن این سااختار برای تکمیل کلام منطقی تر. ***************************************************** غبـــــــــــار توی جاده با رقص باد چه مستانه میگه ازایثارشــــــــون میگه که نبودی ببینی چه جـــــور اونا قد کشیدن تا کهکشــــــــــــون در انتخاب ترکیب ها و تصاویر تامل نداری . به معنای گروه واژه . هر واژه ایی در هر ترکیب و تصویری نمی تونه استفاده بشه . مخصوصا واژه های با معنا و بیشینه منفی در چنین اثر. در این بند غبار : گرد و غبار یا ریزگرد (به انگلیسی: Dust) توده‌ای از ذرات جامد ریز غبار و گاه دود و … است که در جو پخش شده و دید افقی را میان ۱ و ۲ کیلومتر محدود می‌کند و برای بیماران تنفسی بسیار زیان‌آور است. ریزگرد همچنین گاه باعث بروز پدیدهٔ ماه آبی می‌شود. با توجه به ماهیت غبار چطور میشه انتظار داشت که پیام آور مستانه ایی باشه . در همین بند مصرع سوم : میگه که نبودی ببینی چه جور _ (( نبودی )) شخص سوم یا غایب : در جریان روایت این اثر کجای تصویر بودد . " اونا " قد کشیدن تصویر و ترکیب صقیل و پیش پا افتاده ایی . **************************************************** ببین که سکوت توو این دشت باز چه غوغایی داره به پا می کنــــه با دل های مردان راهـــــــــی نور با اعجــــــازشون آشنا می کنــــــه این بند به نظر من می تونه تصویر ملموس تر و بکر تر به نسبت بندهای قبلی به من مخاطب نوعی تداعی کنه . که البته در غیاس با ند قبل .. غبار جاد و از انسجام و یکدستی اثر کم میکنه . ***************************************************** چه منشوریه یاداحساسشــــــــــون نمیشــــــه که قانون نورو شکسـت نبایـــــد در دفتـــــــــــــــر عشق رو روورنگین کمونی از احساس بست بند آخرم که البته دو بند پایان نقطه قوت این اثر هستن . **************************** مانا باشید قلمتون نویسا
    • سلام آقای خزایی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف فرمودین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و اما در مورد نقدتون لازمه بگم که در بند اول من از کلمه ی روضه به شخصه بدم نمیاد چون دقیقا منظورم همون معنای ذکر مصیبت وارد شده به مملکتمون هست که در این منطقه این مردان با فدا کردن جونشون با عشق چه افتخاری رو برای ملتشون به ارمغان گذاشتن و در مورد استفاده از سیل باز هم می تونستم از کلمه ی رود استفاده کنم که در وزن می گنجید ولی برای ویرانی دشمن استفاده از سیل به نظرم بهتر اومد در مورد غبار باز هم باهاتون موافق نیستم چون اگه دقت بفرمایین میگم وقتی گرد و غبار توی جاده با وزش باد بیشتر و ملموس تر میشه انگار داره صحنه های گذشته رو که این مردان چه افتخاری برای ملت بوجود اوردن رو داره یاد آوری می کنه و خوشحالم که از بند آخر ترانم خوشتون اومده امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت
  • درود خانم وحیدی ترانه با احساسی بود تبریک میگم ? و اما چند تا نکته : اول از همه ایرادی که به کارتون میشه گرفت دوگانگی زبانه که به وفور توی کارتون هست به عنوان مثال : چه مردان پر شور و پر غیرتی که در شکل بدون دوگانگی میشه : چه مردای پرشور و پر غیرتی یا این مورد : مثال گلای شقایق شدن که مثال در این ترانه جایگاهی نداره و شما میتونید از واژه شبیه استفاده کنید . و یا کلمات دیگه ای که معیار بودن مثل مستانه ،دلیرانه که اگر معادل های محاورشون رو قرار میدادید کار از سطح بالاتری برخوردار میشد . نکته بعدی که به نظر من در این ترانه میشه در موردش صحبت کرد فکر میکنم دید ترانه سرا باشه که به نظرم دیدتون بسیار تکراری نسبت به این افراد بود و حتی رو به شعاری شدن میرفت . اغلب بند ها در مورد چطور و چگونه بودن و قضاوت کردن این افراد بود که خب این رو فکر میکنم تمام ایرانی ها یا حتی دیگر کشور ها نسبت به شهیداشون میدونند و اگر قرار هست هم شعر بشند باید دید بسیار متفاوتی رو نشون بده به عنوان مثال ما اگر در همین کار در مورد بندی که بیان گر ایثار بود قضاوت رو برداریم و به جاش تصاویر و نکته هایی رو عنوان کنیم که با توجه به اونها خود مخاطب به این صفت برسه این ایثار خیلی جایگاه محکم تری در ذهن مخاطب پیدا میکنه تا این صرفا بیایم بگیم اونها ایثار گر بودن به قول معروف عطر آن است که ببوید نه آنکه ... ؛ بله ایثاری هم اگر بوده باید خودش خودش رو نشون بده نه به زور به ذهن مخاطب القا بشه . پوزش میخوام برای جسارتم امیدوارم موفق باشید ?
    • سلام آقای دولت آبادی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف فرمودین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و اما در مورد نقدتون اینکه فرمودین ترانه از حالت محاوره خارج شده و دچار دوگانگی زبان شده نمی دونم چی بگم ولی خودم دلم می خواست که کمی از حالت محاوره خارج بشه ولی در مورد استفاده از کلمه ی "شبیه "به جای "مثال "کاملا باهاتون موافقم و اینکه فرمودین اینهایی که نوشتم دیگه تکراریه بله درست می فرمایین ولی یاد آوری از خود گذشتگانی برای دفاع از وطن جون خودشون رو با اخلاص فدا کردن فکر نمی کنم تکراری باشه و به هر سبکی بشه فقط یادآور اون عزیزان باشیم به نظر من ایرادی نداره و این به منزله ی این نیست که حرف شما رو قبول نداشته باشم امیدوارم کسانی باشن که بتوتن ترانه ایی بنویسین که اپثار این عزیزان رو به بهترین شکل بیان کنن در ضمن هیچ نوع جسارتی در بیان شما نمی بینم و اگه نقد باعث بشه که روند ترانه سرایی به بهترین شکل ادامه پیدا کنه واقعا بسیار خوبه و از ارزش بسیار بالایی برخورداره
  • ترانه زیبایی بود ... موفق باشی
  • درود بر شما.... ترانه قشنگی بود... زیبا بود.... ترانه قبلیتون هم حال و هوای جنگ داشت... آخرش رو خیلی دوست داشتم... سبز باشید به مهر
  • سلام و درود بانو وحیدی عزیز... ممنون که مارو مهمون کردین به این ترانه زیباتون... موفق باشین