یاد تو

با یاد تو فواره شب سوخت و پرپر شد
بایاد تو پیراهن شعرم معطر شد
با یاد تو ترس از سر این قصه ها در شد
چشمام و می بندم که رویای تو واگیره !

***

وقتی فسیل خاطره توو ذهن من درده
این جای خالی توو اتاقم تلخ و نامرده
کابوس از دست دادنت دنیام و پرکرده
لعنت به اشکی که از این چشما سرازیره

***

این شرم کهنه حرفم و میدزده از چشمام
من اعترافم مخفیه توو لهجه ی شعرام
با ذره بین دل رصد کن عشق و… , من اونجام !
گاهی واسه پروانه بودن واقعا دیره.

***

من مبتلاتم درد من مطلوبه مزمن نیس
بی تو وخیمه حالم و چاره ام مسکن نیس
باید تو رو عاشق کنم … این غیرممکن نیس
توو قحطی” ما ” هر کسی ” من ” مونده می میره

***

یادت نباشم دفترم مدفون توو برفه
با یاد تو هر نقطه چینم نطفه ی حرفه
با یاد من بودن برای تو نمی صرفه
گاهی همین عشق زیادی هم یه تحقیره

***

سردم شده بی تو پتوم و من بغل کردم
بارونیت و حتا دم رفتن بغل کردم
عکست رو توو ایستگاه راه آهن بغل کردم
بانو بگو که جاده ها در دست تعمیره !

(همین)

https://www.academytaraneh.com/97692کپی شد!
758
۲۴
۴

درباره‌ی احسان ابوالحسنی

دختران شهر به روستا فکر می کنند / دختران روستا در آرزوی شهر می میرند / مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند / مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند / کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد ...

  • نیما پیر باوقار سلام احسان عزيز مدتها نبودم و خوشحالم كه امروز بعد از مدتها بازم ترانه زيبايى رو ازت خوندم و لذت بردم بسيار عالى بود دوست من
  • melodi_tarane slm doste khobam kare ghavio ali ee azaton khondam makhsosan az lahaze vazno hefze mana vali ghesmate avale taraen khili bi maniye sarfan baraye hefze ghafiye nabayad kalamato kenare ham bezarim montazere khaneshe taranehaye zibaye dgaton hastam
    • احسان ابوالحسنی درود همترانه گرامی/ دوما ممنون از حضورتون پای ترانه ام ... اولا : در مورد نظری که در باب بی معنی بودن قسمت اول کار داده بود ضمن وارد ندونستنش باید عرض کنم به نظر من مخاطب باید یکم خودش رو با بعضی بخشهای ادبیات (ترانه هم جزئی از اون هستش)به چالش بکشه و نیز هضم بعضی بخشها نیاز به شناخت ادبی از قواعد و آرایه های ادبی و... داره. ببنید با اینکه درست نیست صاحب اثری به توضیح و تفسیر کاری دست ببره ولی من فقط یک مصرع رو توضیح میدم : "با یاد تو فواره شب سوخت و پرپر شد " : ( 1- کلیت این اثر که یک مسمط هست نه چهارپاره و با قابلیت ترانه شدن با موضوعیت عشق و به یاد معشوق یودن و نیودن و ... هست / 2-وقتی به معشوق فکر میکنم خیل عظیم شب (تشبیه به فواره برای نشان دادن استمرار و حیات به شب )(شب میتونه استعاره از خیلی چیزهای منفی باشه (غم .دلتنگی.سردی و... ) می سوزه (خب فواره شدن چون حرکت مداوم داره سوختنش مشکله و این نوعی تضاد داره ) و خاکستر میشه (پرپر میشه ) معلق شدن ؛ ریز شدن از کل به جزء تبدیل میشه (نابودی) پس فکر کردن و به یاد معشوق بودن قدرت این رو داره که شب رو نابود کنه که حاصلش طلوع و روشنی و روز هست !! امیدوارم همیشه قبل از دادن نظراتی از این دست اول از درستی حرفمون (که اینقدر صریح هم هست ) مطمئن باشیم ! موفق باشید/
  • بهزاد صنعتی درود جناب ابولحسنی،ترانه ی زیبایی بود...موفق باشید
  • سهیل پیلتن درود بر جناب ابوالحسنی عزیز بعد از مدتها چقدر لذت بردم از خواندنتان کارتون بسیار بسیار عالی بود ممنون
  • نرگس حفیظی سلام و درود بسیار عالی بود جناب ابوالحسنی.تصاویر و زبانی خاص در ترانه سرایی که کمتر دیده میشه. لذت بردم. با آرروی بهترین ها
  • مهیا غلامی به به ... بسیاااااااار عالی بود جناب ابوالحسنی عزیز... بعد از اینهمه مدت از شما کار خوندن واقعا دلچسب و دلنشین بود خوشحالم که دوباره تو آکادمی می بینمتون رفیق روزهای گذشته .. چقدر تصاویر بود که دوسش داشتم من مبتلاتم درد من مطلوبه مزمن نیس بی تو وخیمه حالم و چاره ام مسکن نیس باید تو رو عاشق کنم … این غیرممکن نیس توو قحطی” ما ” هر کسی ” من ” مونده می میره این بند رو خیلی دوس داشتم و این دوبند یادت نباشم دفترم مدفون توو برفه با یاد تو هر نقطه چینم نطفه ی حرفه با یاد من بودن برای تو نمی صرفه گاهی همین عشق زیادی هم یه تحقیره *** سردم شده بی تو پتوم و من بغل کردم بارونیت و حتا دم رفتن بغل کردم عکست رو توو ایستگاه راه آهن بغل کردم بانو بگو که جاده ها در دست تعمیره ! آفرین ... واقعا آفرین فقط چشمام و شعرام رو بعنوان قافیه قبول ندارم چون الف در هر دوشون برای جمع اومده چشمهام/شعرهام بقیه عالی....تصاویر و زبان کارتون مختص خودتونه ... همیشه این شیوه ترانه سرایی تون رو دوس داشتم لذتبخش بود ... زنده باشید
  • وحیدی(سورمه) سلام آقای ابوالحسنی ترانه ی بسیار زیبایی ازتون خوندم واقعا لذت بردم ولی در هر بندی مصرع آخر هم قافیه با مصرع دوم نبود می خواستم ببینم این یه سبک جدیده ؟یعنی سه مصرع از هر بند با هم هم قافیه بودن و مصرع آخر قافیه تغییر کرده خوشحال میشم برام توضیح بدین تا یاد بگیرم
  • وحیدی(سورمه) سلام آقای ابوالحسنی ترانه ی بسیار زیبایی ازتون خوندم واقعا لذت بردم ولی در هر بندی مصرع آخر هم قافیه با مصرع دوم نبود می خواستم ببینم این یه سبک جدیده ؟ خوشحال میشم برام توضیح بدین تا یاد بگیرم
  • آزاده ربانی سلام وصدها سلام خدمت عزیز بزرگوار جناب ابولحسنی گرامی بسیار خوشحال شدم که بازهم افتخار حضورتونو نصیبمون کردین ترانه بسیار زیبا پر احساس زنده و در قالب زیبایی سروده شده و بسبار پسندیدم عالی و لایک جناب ابولحسنی عزیز ازتون تقاضا میکنم در جلسات حضوری آکادمی ترانه شرکت بفرمایید جای شما بسیار خالی ست کمنتظر حضورتون هستیم قربان افتخار بدهید
  • حسین خزایی جناب ابولحسنی عزیز .. دلم برای خوانش از حس زیباتون تنگ شده بوود یه جورایی زبون این ترانه طنازی دلنشینی داشت ... با یاد تو فواره شب سوخت و پرپر شد بایاد تو پیراهن شعرم معطر شد با یاد تو ترس از سر این قصه ها در شد چشمام و می بندم که رویای تو واگیره !
  • رشید زرین سلام آقای ابوالحسنی زیباسرودید و حضورتون خوشحال کننده موفق باشید
  • امین شیخی سلام احسان جان امیدوارم حالت خوب باشه. اومدم که بگم واقعاً خوشحالم که هنوز مینویسی. مسمط زیبایی بود و لذت بردم مثل همیشه شاد باشی و همچنان شاعر