کنار تو

کنار تو چه بی پروا

به جنگ ِ غصه ها میرم

کنار تو من هر لحظه

شمیم ِ عشق می گیرم

میشم همسایهء بارون

سراسر باغ و آبادی

با تو دنیای خاموشم

همش پُرمیشه از شادی

تو چشمات جنس خورشیدو

دلت آبی تر از دریاست

برای من حتا مُردن

در آغوش تو هم زیباست

اگه جسمم سبکبال و

دلم از آرزو خالیست

مرا آرامشی غیر از

کنارِ با تو بودن نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • جناب شریفی بزرگوار ممنون و خیلی متشکرم البته در حضور استادان گرانقدری مثل شما بنده تازه کار هستیم موفق و کامیاب باشید
  • سلام آقای جاوید زاده گل شعرتون خیلی خوب بود من تازه کارم خیلی خوبه شعر میگین ورودتون رو به آکادمی تبریک میگم کنار تو من هر لحظه اگه بشه کنار من تو هر لحظه بهتر میشه جابه جایی ارکانه داره یا خودتون یادتون رفته اصلاح کنید موفق باشید