نوازش

دستای خاکی رو تو نوازش کن
احساس شادی رو تو دلش جا کن
قلب آرومی تو بهش بخشیدی
حس زیبایی تو کنارش دادی
مثل یه ماهی بود تو به در یا دادی
اونقدر سبز شدی از نفس افتادی
برگای پاییزی روبروت مست شدن
از درخت افتادن پیش تو سبز شدن
تو پرستوها رو قول موندن دادی
حالا پاییز شده فکر رفتن داری
فکر پرواز شدن دل موندن دارن
تو خودت کاری کن از نفس افتادن
سردی پاییزه دلشون لرزیده
از تپش افتاده دل بارون دیده
تو که باور داری چقده زیبایی
دستای خالیتو نشونم میدادی
دلت اما پر بود فکر دستاتم بود
فکر دلبستن پاییز به مهتابم بود

از این نویسنده بیشتر بخوانید: