انفرادی

دیوارا چه سوت و کورن. اینجا سقف نوری نداره

یکی از دریچه ی در. غذارو جلوم میذاره

 

خودمم. تک وتنها. توو یه چار دیواری تنگ

روو دیوارا نقش بسته. یادگاری از همه رنگ

 

یه لباس نازک نخ. پره از آرم عدالت

وقتی که سوال می پرسن. تو جواب می خوان صداقت

 

تنها دلخوشیمون اینجا. به صدایی از نگهبان

که به فریاد داره می گه. درو باز کن. زود دربان

 

وقتی رفتی بیرون از غار. دو تا حلقه توی دستات

انگاری هستی یه حیوون. با یه زنجیر دوره پاهات

 

تق تق چکش قاضی. حکم اعدامو رقم زد

منو بردن انفرادی. رنگ صورتم شده زرد

 

بازی نقشای قالی. دیگه از یاد من رفته

هیچ ملاقاتی ندارم. حتی توو آخرین هفته

 

آخرش نیمه ی صبحی. منو میبرن روو سکو

با یه ضربه زیر پاهام. قفل میشه نگام به یک سو

(آرسین)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: