به یاد من بیفت گاهی

به یاد من بیفت گاهی
اگه خشمت امونت داد
اگه مهتاب ٬ بخشش رو
تو تاریکی نشونت داد

تصور کن منو گاهی
با قلبی که تو دستامه
با عشقی که توعمق شب
امید صبح فردامه

به یاد من بیفت گاهی
سر چن راهی تردید
زمانی که نشسته خون
تو چشم خسته ی خورشید

به یاد خند ه هاتم من
به یاد بغض من باشو
به یاد اون که با قهرت
گرفتی نور چشماشو

به یاد عشقمون باش و
نگو بن بسته راه ما
هنوزم عشق می تونه
بمونه تکیه گاه ما

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مائده نجفی

فردا شاید بروم و به این زودی برنگردم فقط آب تنگ ماهی را عوض کن و هر وقت قهوه خوردی از یاد نبر ته فنجانت را نگاه کنی نیستم ، اما قرارمان را فراموش نکن هرگز بی من فروغ نخوان یکی از همین روزها دوباره به رویایت باز خواهم گشت با گیسوانی خوشبخت تر از پیش maedehnajafi424@yahoo.com

  • درود خانم نجفی ترانه بسیار زیبای شما را خواندم و از خواندنش لذت بردم تنها جایی که احساس کردم می تونست بهتر باشه :اگه مهتاب ٬ بخشش رو احساس میکنم می تونین جایگزین بهتری برای "بخشش رو" پیدا کنین موفق باشین
  • سلام خانم نجفی بسیار زیبا وبا احساس موفق باشید
  • سلام مایده جان.ترانه جدید نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • سلام بر مغناطیس بانوی خودم ببخشید دیر اومدم. خیلی سرم شلوغه اینه که دیر به دیر میام ترانه تون خیلی دوست داشتم. آفرین که داری روز به روز قوی تر میشی. همین مسیر رو دنبال کن و پیش برو به امید خدا مطمئنم تو این راه به جاهای خوبی می رسی. موفق باشی آبجی کوچیکه. راستی هم سن خواهر کوچیکمی ها اونم متولد ۷۷
    • سلام شکوفه جون خوبی؟ مرسی قربونت برم.. بخدا یه جاهایی که کم میارم دلم به این قرصه که تو هستی:) عه! چه حسن تصادفی... (گل)(قلب) مواظب خوبیات باش:)
  • تو سیگاری ترین مردی....که محتاج نفس هاتم ..... بار کلا......درود بر شما....*******!
  • سلام مایده عزیز کار قشنگتو دوست داشتم مخصوصن تو شروع اگه مهتاب ٬ بخشش رو تو تاریکی نشونت داد...آفرین مرسی فقط بندآخ ریه جابه جایی ارکان بود که یه خرده توچشم بود به نظرم موفق باشی گل بانو.
  • سلام مایده ی عزیز این دوتا ترانه ی آخری که ازت خوندم بدون تعارف خیلی زیبا بود دوست داشتم این دوتا کارو از قبل خیلی بهتر و جذاب تره موفق باشی چراغ امید تو دلت روشن
  • درود برشما دوست هم ترانه قلمتان پایدار
  • درود بانو نچفی گرامی ترانه تون یه چارپاره زیبایی ست با حس و تصویری که خوب تونستین به مخاطب انتقال بدین و به لحاظ وزنی هم مشکلی نداره به لحاظ فرم کار بیت ماقبل آخر می تونه زیباتر هم بشه. موفق باشید
  • سلام لذت بردم ریتم خوبی داشت
  • سلام بانو ترانه زیبایی بود با نقد آقای میرزایی تقریبا موافقم به نکات خوبی اشاره کردن بهترین باشی
  • سلام...حس خوبی داشت و جای کار بیشتر...
  • خانم نچفی دوباره سلام تو این چند روز چند تا از ترانه هامو می زارم تو آکادمی لطفا یه سری بهشون بزنید و نظرتون رو بهم بگید البته اگه مدیر سایت ترانه هارو بزارند ترانه هام بی عیب نیستند پس معایبشون بهم بگید مرسی
  • سلام خانم نجفی باید بگم این ترانه یکی از بهترین ترانه هایی بوده که تا حالا تو آکادمی به چشمم خورده و یه جورایی با دل آدم بازی میکنه ،تبریک واقعا این احساس پاک و ناب شماست که این اثر رو دلنشین کرده امید وارم همیشه سرشار از این احساسات باشید
    • درود آقای هرندی... باعث افتخارمه که اینو از زبون شما میشنوم:) اتفاقا میخواستم دعوتتون کنم که ترانه مو بخونید! بسیار خوشحالم کردید آقا... موفق باشید...
  • دوست داشتم کارتو ..... اگه کسی خوب نشناسه شما رو فکر می کنه که این ترانه ها رو یک آدم ۳۰ و ۴۰ ساله نوشته. ... پخته گی ترانه های شما مهم ترین چیری هست که من تو سه تا ترانه های شما دیدم.. موفق. .....
  • سلام مجدد خانم نجفی :) چیزی که ازتون انتظار داشتم رو توی این ترانه تون به دست آوردم یعنی همون وزن که خیلی دلم می خواست توی کار هاتون ببینم ... فقط یه چیز اذیتم کرد دوباره توی این ترانه : به نظرم یه ذره هنوز فضای کاراتون سنگینه ... نمیدونم متوجه ی منظورم میشین یا نه ... انگار جا داره یه ذره واژه های عامیانه تر به کار بره توی کار هاتون ... البته این فضای سنگین از یه طرفم خوبه چون همینه که کار هاتون رو متفاوت می کنه ... جسارت بنده رو ببخشین خواهر گرامی ... بالاخره یه آدم نخودی و بی تجربه ای مثل بنده هم باید باشه که مزاحمت درست کنه و ایراد الکی بگیره :) یا علی ...
    • سلام جناب محمدی شکسته نفسی نکنید! ممنونم از این همه لطف و محبتتون
      • خواهشا از به کار بردن لفظ « جناب » کنار اسم بنده بپرهیزین خانم نجفی ... :) ضمنا بنده شکسته نفسی نمی کنم ... من از روز اول که به این آکادمی اومدم قصدم این بوده که از آدم های با سواد توی ادبیات مثل خود شما فقط و فقط « یاد بگیرم » ... منتظر کار های قوی تر تون هستم خانم نجفی ... در پناه ایزد متعال ؛ یا علی ...
      • آلرژی دارین به لفظ « جناب » ؟؟ شما لطف دارید... موفق....
      • نه خیر ! ... کلمه جناب یه کمی آدم رو بزرگ می کنه و من از « بزرگ بودن » الکی متنفرم !
      • هرطور مایلید.. اگه یادم بمونه البته...
      • ممنون خانم نجفی اگرم یادتون رفت عیب نداره ؛ چون خودم ترانه میگم می دونم ترانه سرا ها چقد فکرشون حین کار مشغول میشه ... درسته یا فقط من اینجوری هستم ؟!
      • راستش نمیدونم! من که اینجوری نیستم... یعنی ترانه باعث نمیشه چیزی یادم بره... یا... نمیدونم... شبتون بخیر!
  • بسیار زیبا و مثل همیشه خاص تا حالا به تاریخ تولدتون دقت نکرده بودم!!!!!شما راه زیبایی در این عرصه در پیش دارید!کمی خودتون رو جدی بگیرید!راه برای شما محیاست!توصیه میکنم کارهاتون رو به یه ناشر خوب نشون بدین.فارق از بحث مادی حس میکنم کار شما اون پتانسیل لازم برای چاپ و همه پسند شدن رو داشته باشه :)
    • سلام جناب مردانی چقد انرژی گرفتم از کامنتتون راستش هنوز جدی به این زمینه نگاه نمیکنم ولی مطمئنم یروز جدیش میگیرم! ممنونم ازتون (گل)
      • البته مرادی هستم :) خواهش میکنم!من چیزی که به چشمم بیاد رو عنوان میکنم و البته یه پیشنهادی بود که این کار رو جدی تر بگیرید
      • شرمند:) آقای مرادی... حواس پرت شدم.. ببخشید... چشم...بازم ممنون
  • سلام مانده جان ترانه ی خوبی ازت خوندم خوشحالم بخاطر پیشرفتت خواهشن به پیشرفتت ادامه بده اونم سفت و سخت! افرین دختر گل
    • مرسی رفیق.... آقای سکوت کو؟ :))
      • اسمتو اشتباه نوشتم که! ببخشید.مائده جان:-) اقای سکوت؟!؟
      • یادته میگفت رفیق و پسرا به هم میگن؟ چه زود یادت رفت سپینود!
      • اها! اره رفیق من اصلا چیزی به اسم حافظه ندارم باور کن
      • بی معرفت! ماهی نیستی که! سه ثانیه حافظه هم کافیه تا یادت باش(شوخی) اگه یروز منو یادت رفت رفیق عب نداره ولی"به یاد من بیفت گاهی"
  • مثه همیشه زیبا بود مائده جان، موفق باشی
  • سلام مائده جان ترانه ی خیلی خوب وبا احساسی بود دوس داشتم موفق باشی
  • درود بانو خیلی عالی بود بهرجز مصرع اخر همش عالی بود احسنت
  • مائده جان ، من روو لینک انجمن شعر و ادب که برام کامنت کردی، کلیک میکنم باز نمیشه.کپی هم که میکنم همین جوریه.فقط لود میشه. نمیدونم چرا؟
    • نمیدونم عزیزم...احتمالا چون من از کاربریم واست کپی کردم اینجوریه...ببخشید www.sheroadab.ir انجمن شعرو ادب فارسی اونجا توی انجمن ترانه بگردی پیدامون میکنی اگه هم نشد منو سرچ کن اسم کاربری شکوفه هم عشقه آقای پارساهم mohamadhosein! راستش خیلی سایته شلوغیه...تا آدرس نداشته باشی پیدا نیمکنی!! منم که آدرس داد خخخ اگه نشد بگو تا یه راه آسون تر بهت بگم:)
      • ممنون عزیز(گل)
      • عکس جدید مبارک :))
      • پیشنهاد یه دوست بود:)
      • به یه دوست سلام برسون:))
      • روانشناسمه!؛))
      • کارش خوبه ؟ :)
      • دکترا داره. نه جدی گفتم. تو همیشه اولین کسی هستی که منو میبینی(گل)
      • منم جدی گتم نسیم بانو یه وقت واسم بگیر:)) تو همیشه اولین کسی هستی که به چشمم میای(گل)
      • منم جدی گفتم نسیم بانو یه وقت واسم بگیر:)) تو همیشه اولین کسی هستی که به چشمم میای(گل)
      • چشم:-*
  • سلام مائده... ببخشید دیر اومدم... راجب ترانه:خوب بود اما خودتم میدونی انتظار دارم توو هر ترانه یه اتفاق جدید بیوفته که متاسفانه نیوفتاد... همش باخودم از تو حرف میزنم...تو نیستی به دیوار برف میزنم ن میتونم بگم دوست داشتم ن میتونم بگم نداشتم... شاید این بخاطر اینه که شاعر این ترانه مائده نجفی هستش موفق باشی
    • علیک سلام آقا مصطفی.... اینطوری که تو نظر میدی نظر ندی بهتره!! خب تکلیفتو با خودت روشن کن لااقل!! بالاخره دوس داشتی یا نه؟ خوب بود یا نه؟ ضعیف بود یا نه؟ بهتر شده بود یا نه؟ نمیدونم چرا تا دو روز حواسم بهتون نیست چیز میشین!!! درضمن ناراحتم ازت شدید....
      • اینجوری هم که تو نظر میخونی نخونی بهتره... ناراحتیتو توو خوندن نظرات شعرت دخالت نده.. اگه یکم با دقت نظرمو بخونی متوجه میشی که تکلیفم مشخصه... یه چیزی به نام متوسـط یا حد وسط شنیدی تا حالا؟ ترانه توهم همینه.... در اخر....حواست به خودت باشه ن به دیگران.... ناراحت هم هستی از کسی توو جمع نگو ... موفق باشی
      • سه چار روزه دعوت نامه فرستادم برات... نیومدی.... نیومدی... حالام که اینجوری اومدی... خوبه باز حد وسطه:)) این یعنی جای امید هست.... ممنـــــــــــــــــــون (گل)(گل)(گل)
  • سلام..ترانه رو دوس داشتم بجز بند سوم... درضمن یه تنوعی هم در هجای مصرع های ترانه هات بده...مثلن مصرع هایی با هجای پنج تایی یا هفت تایی...رو اینا هم یه امتحانی کن...فک کنم بتونی ترانه های خوبی رو این تعداد هجا هم بگی...سبز باشی
    • سلام آقای شعبانی گرامی بند سومم شما رو دوست نداشت:)))))) شوخی میکنم خیلی خوشحالم از حضورتون و ممنون که همیشه بهم افتخار حضورتون رو میدید یه سر به ترانه های قدیمیم بزنین و ترانه هایی که با هجاهای طولانی نوشتم رو بخونین... مرسی...
      • قبلا سر زدم...خوندمشون..اتفاقا چندتاشو دوس داشتم
  • سلام مائده ی عزیزم ممنونم که به صفحه من اومدی وزحمت خوندنش رو کشیدی ترانه تون عاااااااااالیه واقعا زیباست لذت بردم رفیق
    • سلام سوگند جان ممنون که به کارم سر زدی:) گلم اگه یه ساله داری شعر مینویسی خیلی خیلی عالیه و خیلی جا برای پیشرفت داری...آفرین البته من خودم هم یک سال و چهار ماهه که مینویسم:) مرسی رفیق
  • زمانی که نشسته خون تو چشم خسته خورشید ....معنی این مصرع رو هرچی فکر می کنم متوجه نمی شم؟
    • سلم آقای قاسمی عزیز کلا خون توی چشم نشستن رو وقتی بکار میبرن که خیلی ناراحتی و غم و اندوه وجود داشته باشه.خورشد هم که نماد زندگی هست.به طور کلی یعنی غمگین و ناراحت بودن ببخشید قصور کلام ترانه م رو ممنون خیلی خوشحال شدم از حضورتون :)
  • سلام مائده حان ترانه رو دوست داشتم. مواردی که آقای میرزایی گفتن رو تا حدودی قبول دارم. البته این کار رو نسبت به کار قبلی بیشتر پسندیدم. به امید خوانش بهترین ها از شما با آرزوی بهترین ها به یاد من بیفت گاهی اگه خشمت امونت داد اگه مهتاب ٬ بخشش رو تو تاریکی نشونت داد
  • مایده جان ترانه جدید فرستادم.از الان منتظرتم.مرسی
    • راستی ترانه تو خوندم عااااالی بود عزیزم تصور کن منو گاهی با قلبی که تو دستامه با عشقی که توعمق شب امید صبح فردامه
      • سلام یسنای عزیزم چشم حتما میخونم کارتو تشکر:)
  • سلام خانم نجفی کار خوبی بود، اما اتفاق ناب و نویی توش نیفتاده بود. سعی کنید تعابیر نو به کار ببرید و از کلیشه ها و تکرارها دوری کنید. منظورم اینه سعی کنید بند یا بیتی داشته باشید که مخاطبتونو تکون بده، و تمایز کار شما با بقیه رو نشون بده. تعابیر نو وقتی مثل پتک به ذهن مخاطبتون برخورد می کنه، تو خاطرش باقی می مونه. به یاد من بیفت گاهی سر چن راهی تردید زمانی که نشسته خون تو چشم خسته ی خورشید (فکر می کنم قافیه مجبورتون کرده خورشید رو وارد کار کنید، سعی کنید مفاهیم ارباب قافیه و وزن باشند و کنترلشون کنند، نه بالعکس) به یاد خنده هاتم من به یاد بغض من باشو (این و آخر باشو ، لااقل من باهاش ارتباط نمی گیرم، چون لزومی برای وجودشون نیست، فقط برای رو وزن بودن مصرع به این شکل نوشته میشن.) به یاد اون که با قهرت گرفتی نور چشماشو به یاد عشقمون باش و نگو بن بسته راه ما هنوزم عشق می تونه بمونه تکیه گاه ما (اینجا هم جابجایی ارکان رخ داده، همیشه البته جابجایی ارکان ایراد به حساب نمیاد، اما اینجا تو کار ننشسته) به نظرم مهم ترین مورد همین اوج نداشتن کار و یکنواختی و جدید نبودنشه. پرحرفیمو ببخشید موفق باشید
    • سلام اقای میرزایی عزیز توی ترانه قبلیم آقای شعبانی و اقای زال نژاد گفتن پیچیده ننویس و ساده نوشتن بهتره! منم سعی کردم توی این ترانه ساده تر قلم بزنم ولی اینکه تصویر سازی نداره رو نمیتونم قبول کنم..حداقل سه بند اولم تصویر داره و خیلی هم ساده نیست... ولی همیشه شما و نظرتون برام محترم و قابل احترامه و همیشه دوس دارم نقداتون و پای کارام ببینم حرفاتون رو هم قبول دارم و امیدوارم توی ترانه های بعدیم جبران کنم اون نویسنده ی پر از یأسم که سابقه اش پر ممیزیه یه هنرمند دلشکسته م که توو سلامش غم خدافظیه من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد اما فیلمم بدون من پر شد… کارگردان یکی به جام آورد هنوزم ماتم بره:) دوباره از این قشنگ قشنگا بنویسین دیگه:) ممنونم
      • منظورم این نبود پیچیده بنویسید، همینطور نگفتم کارتون تصویرسازی نداره گفتم تصویرسازیهاش اونقدر تاثیرگذار نیست من به نکات مثبت ترانه تون اشاره نکردم چون معتقدم هر کس نقاط مثبت کار رو می دونه که رعایت کرده، انسجام کارتون و احساسش نکته مثبتشه، این که ایراد وزنی و قافیه و فنی آنچنانی نداره. اما از یه جایی به بعد باید به خودمون سخت بگیریم تا بتونیم راه خودمونو پیدا کنیم. ساده نویسی تناقضی با تصویرهای نو و ناب نداره، میشه در عین سادگی مطلب رو جوری رسوند که مخاطب با خوندنش عینا احساسش کنه و با ترانه همراه بشه و با ترانه سرا هم ذات پنداری کنه اتفاقا به نظرم ساده نویسی به صورتی که از عهده ی این کار بر بیاد، به مراتب سخت تر از پیچیده نویسی هست. واسه همین بهش میگن سهل ممتنع. شما به من و ترانه م لطف دارید. فعلا یه کم سرم شلوغه :) سعی می کنم تا جایی که بتونم با کاراتون همراه شم و نقدتون کنم
      • آقای میرزایی خیلی بهم روحیه میدین جدی میگم:) نقداتونم فوق العاده دوس دارم... همینطور ترانه هاتونو :) لطفتون مستدام
  • سلام بانو .... کارات نسبت به قبل کلا غنی شدن ... سر اصل مطلب کلا سه بند اول عالیه ....بندِ مونده به آخر به یاد خند ه هاتم من----->من آخر اضافیه ، می تونستی واژه دیگه ای به کار ببری مثلا باز... به یاد بغض من باشو به یاد اون که با قهرت گرفتی نور چشماشو------>سلیقه ای هست اما به نظرم زیادی کلیشه شده گرفتن نور چشم بقیه خوبه آفرین .....
  • سلام خانم نجفی کارتون عالی بود تبریک میگم بهتون فقط یه نکته رولازم میدونم بهتون بگم اینه که چرا بن بست که آخرش به کسره ختم میشه رو بن بسته نوشتین؟؟
  • سلام مائده جان. من ترانه ات رو دوست داشتمش و چیزی ندیدم که قابل تذکر باشه:) فکر میکنم یه تحول توو وجودت اتفاق افتاده که ترانه هات رو پخته تر کرده.. دلت شاد:)
  • ترانه هاتون همیشه زیبا و با احساسه خیلی دوست داشتم نظرتون رو در مورد نامقاله ی ترانه ها و ناترانه ها میدونستم به یاد من بیفت گاهی سر چن راهی تردید زمانی که نشسته خون تو چشم خسته ی خورشید