مرد بی چهره

همه آماده…
نور…
صدا…
حرکت!!!

همه چی واسه بازی آماده س
نقش هر کی به غیر نقش خودت
خوب می دونی که چقد ساده س

من یه بازیگرم توو ژانر درام
که سکوتش سکانس آخرشه،
اون که با درد زندگی کرده
مردن ساده شانس آخرشه

اون نویسنده ی پر از یأسم
که سابقه اش پر ممیزیه
یه هنرمند دلشکسته م که
توو سلامش غم خدافظیه

من همون نقش اول فیلمم
که تو جریان یه تصادف مرد
اما فیلمم بدون من پر شد…
کارگردان یکی به جام آورد

رودی ام که اسیر بسترشه
راهم اون سمته که سرازیره
دائم الخمری ام که یادش نیس
از کجا اومده؟ کجا میره؟

آینه ها مرگ مرد بی چهره ان
هی گریمور! منو نجات بده!
من یه بازیگرم که منتظره
کارگردان یه روزی کات بده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کاکو...متفاوت و زیبا بود... من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد اما فیلمم بدون من پر شد… کارگردان یکی به جام آورد
  • سلام حذف اون بند بستگی به سلیقه خودتونه به نظر من و راجب کارتون باید بگم عااااالی
    • ممنون خانم قنبری اما اینجا بحث سلیقه نیست به نظرم ارتباط عمودی چیزی نیست که تحت تاثیر سلیقه بشه نادیده ش گرفت. در نظر بگیرید وسط یه فیلم عاشقانه، در حالی که یه زوج دارن تو خیابون با هم قدم می زنن، یهو دایناسورها وارد صحنه شن و برای تنها چند دقیقه از این فیلم عاشقانه، شاهد صحنه های علمی تخیلی باشیم. مسلما تو ذوقمون می خوره، حتی اگه اون دایناسورا هم در مورد عشق صحبت کنن!!!، به روند فیلم ما ضربه زدن. مثال بهتری به ذهنم نرسید :)))) برقرار باشید
  • اون نویسنده ی پر از یأسم که سابقه اش پر ممیزیه یه هنرمند دلشکسته م که توو سلامش غم خدافظیه *** آینه ها مرگ مرد بی چهره ان هی گریمور! منو نجات بده! من یه بازیگرم که منتظره کارگردان یه روزی کات بده
  • سلام بسیار زیبا موفق باشید
  • سلام ودرود جناب میرزایی بزرگوار ..... لذت بردم از این ترانه ی زیبایی که گذاشتید .... باعث افتخاره که این ترانه رو خوندم و این اجازه رودارم که براتون این پیام و بزارم و ازتو بابت این کار شنیدنی از شما تشکر بکنم.. دل نشین بود ... موفق....
  • سلام دوست عزیز. کار قابل تحسینی بود. آفرین. من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد اما فیلمم بدون من پر شد… کارگردان یکی به جام آورد موفق باشی.
  • درود انتخاب موضوع و فضاش جدید و بکر بود موفق باشید سپاس
  • سلام حسین جان کار زیبایی بود...لذت بردم...احسنت...
  • سلام جناب میرزایی واقعا عالی بود و استادانه خیلی خوشم اومد و بهترین ترانه ی این آپ بود اون نویسنده ی پر از یأسم که سابقه اش پر ممیزیه یه هنرمند دلشکسته م که توو سلامش غم خدافظیه حرف دلمو زدی ممنون موفق باشی
  • سلام آقای میرزایی خیلی زیبا بود. من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد فیلمش اما ادامه پیدا کرد کارگردان یکی به جاش آورد با آرزوی بهترین ها
  • آقای میرزایی واقعا منم غافلگیر شدم:) عالی بود.... یه هنرمند دلشکسته م که توو سلامش غم خدافظیه همه جاش... همه جاشو دوس داشتم... خوبه... میگن هرکی بره یکی به جاش میاد! دارم به شما ایمان میارم! عالی بود کارتون
  • من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد فیلمش اما ادامه پیدا کرد کارگردان یکی به جاش آورد خیلی زیبا بود جناب میرزایی.غافلگیر شدم:) درود بر شما.
    • ممنون یعنی کارای قبلیم بد بوده؟؟؟ :|||| درست فهمیدم، همینو می خواستید بگید؟؟؟ :))) بعضی کارا به دلیل ارزش اقتصادی شون قابلیت مطرح شدن تو این محیطو ندارن :)
      • نه:) منظورم سبک شما بود...زبان ترانه تون و خیلی چیزهای دیگه... توو این سبک موفق ترید...:) همین بود منظورم. همه ی کارهاتون خوبن.
      • ﻟﻂﻒ ﺩاﺭﻳﺪ ﺁﺭﻩ, ﮔﺎﻫﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﻛﺎﺭاﻣﻮ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻧﻨﻮﺷﺘﻪ ﭼﻪ اﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﭼﻪ اﺳﺘﺎﻳﻞ ﻛﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﻢ, ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﻧﻘﺺ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﺎﺩ ﻃﻮﻝ ﻣﻴﻜﺸﻪ ﺗﺎ ﺭاﻩ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻲ
  • رودی ام که اسیر بسترشه راهم اون سمته که سرازیره دائم الخمری ام که یادش نیس از کجا اومده؟ کجا میره؟ سلام حسین جان. انفاقا قشنگه این بند. ولی اگه می خوای حذفش کنی حتما تو یه ترانه دیگه ازش استفاده کن. قافیه های جالبی استفاده کرده بودی تو کار. موفق باشی.
  • سلام حسین جان ... کار خیلی خوبتو خوندم ... همینطور که خودتم گفتی بهتره بند رود حذف شه و درجای مناسبش استفاده شه ... چقدرم که قشنگه ... ممنون ...
  • این کارو بدون ویرایش فرستادم، چون گفتم شاید بد نباشه با ویرایش شده اش مقایسه ش کنید: همه آماده ... نور ... صدا ... حرکت... همه چی واسه بازی آماده س من یه بازیگرم که معتقده نقش هر کی به جز خودش ساده س من یه بازیگرم توو ژانر درام که سکوتش سکانس آخرشه اون که با درد زندگی کرده مردن ساده شانس آخرشه اون نویسنده ی پر از یأسم که سابقه اش پر ممیزیه یه هنرمند دلشکسته م که توو سلامش غم خدافظیه من همون نقش اول فیلمم که تو جریان یه تصادف مرد فیلمش اما ادامه پیدا کرد کارگردان یکی به جاش آورد رودی ام که اسیر بسترشه راهش اون سمته که سرازیره دائم الخمری ام که یادش نیس از کجا اومده؟ کجا میره؟ آینه ها مرگ مرد بی چهره ان هی گریمور! منو نجات بده من یه آماتورم که خوش داره... کارگردان سریع کات بده! البته این ویرایش اولیه است و صد البته که بر خلاف میلم، بند «رود» باید حذف شه چون به ارتباط عمودی کار ضربه زده اما چون وقت نداشتم، این یه قلم باشه برای بعد :) (گاهی اون باغبون پیرم که دلش نمیاد شاخه ی خشک درختشو هرس کنه، چون تو بچگی همیشه آویزونش بوده :) )