‎* چله نشین ِ عشق *

یادته بهم می گفتی
که بی من نمی شه سر کرد؟
حالا من نیستم و حتی
تو بهم نگفتی برگرد
دل ِ سرسخت و صبورم
انگاری برات قفس بود
وقتی که تو پرکشیدی
واسه تو حکم ِ نفس بود
حالا چِل (چهل)روزه بی من
همه ی روزات قشنگه
ولی من دختری ام که
داره با خودش می جنگه
از تموم ِ خاطراتت
دوتا فنجون روی میزه
فالی که برات گرفتم
خنده های ریزه ریزه . . .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: