پرواز توی خواب

دلـم از غصه غمگینـــــــــــو
نمی دونــــی چه دلگیــــــرم
همــــش از خاطــــرم هربار
سراغــــی از تو می گیـــرم

نمــــی دونم چی شد من رو
از احساســـت جدا کــــردی
منـــــــو با درد تنهائــــــــی
دوبــــــاره آشنــــــــا کردی

حالا توو دوزخ غربــــــــت
یکـــی شده شبـــــــو روزم
تو این آتیــش بی مهــــری
چه بی رحمانـــه می سوزم

میدونـــم که عذابـــــــم رو
از احساسم نمی فهمــــــی
همش میگی که از عشقت
ندارم ذره ای سهمــــــــی

تـوو دریای غرور تـــــــو
یــــه موجم اما بی ساحل
نفـــس هام حبس تو سینه
بــــرای رنجــی بی حاصل

نگاهــــــــت رو تن خستم
واســـــــم تسکین دردامه
دلم می خواد بگی عشقت
توی هر لحظه همرامـــــه

ولی از قحطــــــــی مهرت
دارم هر لحظـــه می میرم
نمی خـــــــوام این دم آخر
بگی همینـــــــــــه تقدیرم

چه سختــه زندگـــی کردن
مـــث حبابـــــــی روی آب
فـرو رفتن توو رویاهـــــا
مــث پروازی تـوی خواب

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زیبا سرودید ... من که از خوندنش لذت بردم .... دلـم از غصه غمگینـــــــــــو نمی دونــــی چه دلگیــــــرم همــــش از خاطــــرم هربار سراغــــی از تو می گیـــرم نمــــی دونم چی شد من رو از احساســـت جدا کــــردی منـــــــو با درد تنهائــــــــی دوبــــــاره آشنــــــــا کردی چقدر زیبا سرودید و چقدر زیبا تر شروع کردید .... هربار فکر می کنم مشکل (حشو )داره .../// حالا توو دوزخ غربــــــــت یکـــی شده شبـــــــو روزم تو این آتیــش بی مهــــری چه بی رحمانـــه می سوزم میدونـــم که عذابـــــــم رو از احساسم نمی فهمــــــی همش میگی که از عشقت ندارم ذره ای سهمــــــــی بند سوم چه تصویر سازی خوب بکری از شما دیدم من که لذت بردم و بازم حشو ///////ذره ای تـوو دریای غرور تـــــــو یــــه موجم اما بی ساحل نفـــس هام حبس تو سینه بــــرای رنجــی بی حاصل نگاهــــــــت رو تن خستم واســـــــم تسکین دردامه دلم می خواد بگی عشقت توی هر لحظه همرامـــــه زیبا بود من که از این بند خیلی خوشم اومد .... دوسش دارم کامل و بی نقص .... ولی از قحطــــــــی مهرت دارم هر لحظـــه می میرم نمی خـــــــوام این دم آخر بگی همینـــــــــــه تقدیرم چه سختــه زندگـــی کردن مـــث حبابـــــــی روی آب فـرو رفتن توو رویاهـــــا مــث پروازی تـوی خواب یه پایان زیبا و قیرقابل پیش بینی لا اقل برای من نوستالژی قشنگی بود ... در کل زیبا و قابل احترام برای من فوق العاده بود بانو .... تعابیر بکر و تصویر سا زی های زیبا تری از شما توی ای ترانه دیدم..... پر حرفی کردم ... ببخشید یکمی دیر سر زدم .... موفق...
    • سلام آقای پارسا ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین بابت این همه لطف واقعا سپاسگزارم و خوشحالم که از ترانم خوشتون اومده ترانه های شما هم واقعا خوبه و احساس توی اون موج می زنه
  • سلام زیبا بود امااااااا... نه به اندازه کار قبل فدای تو
    • سلام ژیلای عزیزم ممنون از حضورت پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترتانه ی منو خوندین به هر حال ترانه سلیقه ای هست عزیز دلم و ببخشید که مورد پسندتون واقع نشده گل نازم
  • سکته زیاد داره ، وزن عروضی هم اصلا رعایت نشده
    • سلام آقای ذکائی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و متوجه شدین که ترانم سکته داره و وزن هم درش رعایت نشده در مورد ترانه هام باید عرض کنم که من به هیچ وجه در مورد توزان عروضی اطلاعی ندارم که بخوام در مورد صحبت شما جبهه بگیرم و بخوام از ترانم پشتیبانی کنم به هر حال ممنون از حضورتون
  • سلام عزیزم ممنون ترانه ی زیبا و روانی بود از خوندنش لذت بردم موفق باشی عزیزم
    • سلام شکوفه جان ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم که به نظرتون ترانه زیبا و رونه
  • نگاهــــــــت رو تن خستم واســـــــم تسکین دردامه دلم می خواد بگی عشقت توی هر لحظه همرامـــــه این بند رو خیلی پسندیدم
  • با سلام ترانه زیبایی بود. فقط وزن این سه مصرع برام سنگین بود نتونستم راحت بخونم:یکـــی شده شبـــــــو روزم (مثلا میشد گفت: یکی شد این شب و روزم)، بگی همینـــــــــــه تقدیرم و مـــث حبابـــــــی روی آب. با آرزوی موفقیت
    • سلام آقای جمالی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد سنگین بودن در خوانش واقعا نمی دونم چی بگم چون به وزن تسلط ندارم ولی تو اتدی که برام فرستاده شده یکی شده شبو روزم خوب خونده شده
  • سلام عزیزم شعرت روان و خوب بود احساس درش خوب پیاده شده فقط بکر نیست. فکر می کنم تو استعدادش رو داری که کارهای بهتر و خاص تر ارائه بده با آرزوی بهترین ها
    • سلام نرگس عزیزم ممنون از حضورت پای ترانم فکر می کنم اولین بار باشه به خونه ی کوچک ترانم سر می زنی واقعا ممنون از حضورت و وقتی که صرف خوندن ترانم کردی عزیز دلم و خوشحالم که به نظرت ترانم روان و خوبه
  • سلام نسترن عزیز آفرین دختر ترانت هات بی نقصو دلنشینه ولی من حالا منتظر یه جرقه ی خاص تو ترانتون یه ذره از عشق و معشوق فاصله بگیری به نظرم بهتره و تو هر موضوعی خودتو محک بزنی بیشتر خودتو نشون میدی موفق باشی و نا امیدی ممنوع
    • سلام آقای یاری ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم که به نظرتون ترانه های من بی نقص و دلنشینه اتفاقا ترانه در ارتباط با خلیج فارس و وحدت بین شیعه و سنی هم نوشتم که به مرور در سایت خواهم گذاشت این جمله تون برای تمامی دوستان فکر می کنم که خیلی دلنشین باشه " نا امیدی ممنوع" برای من که خیلی دلنشینه چون یکبار مزه شو چشیدم و سعی می کنم دیگه نا امید نباشم
      • منم مزشو شنیدم و برای رسیدن به هدف بزرگترم بازم امید دارم همیشه از دوستای گلم مهدی یغمایی و بهنام صفوی عزیز تشکر میکنم که بهم گفتن هیچ وقت نا امید نباش تا جواب بگیری و مهدی یغمایی جمله ی نا امیدی ممنوع رو بهم پیشنهاد کرد و تو زندگیم تاثیر داشت انشالله امید هیچکس نا امید نشه منتظر خوندن ترانتون هستم موفق باشیو و نا ا.............
  • سلام خانم وحیدی ترانه زیبایی بود نمیشه گفت بیت یا مصرع خاصی قشنگتر بود تموم ابیاتش عالی بودن موفق باشی
    • سلام نازنین عزیزم ممنون از حضورت پای ترانم فکر می کنم اولین باریه که به خونه ی کوچک ترانم سر می زنی خوشحالم که به نظرت ترانم خوبه امیدوارم که همیشه شاد باشی و سلامت عزیز دلم
  • سلام خانم وحیدی بزرگوار بند آخر خوب شده چه سختــه زندگـــی کردن مـــث حبابـــــــی روی آب فـرو رفتن توو رویاهـــــا مــث پروازی تـوی خواب موفق باشید
    • سلام آقای قاسمی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم از اینکه بند آخر رو دوست داشتین چون من خودم هم بند آخر رو دوست دارم امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت
  • سلام خوب بود احساس و ریتمش خوب بود امابنظر من فاقد لغات جدید و تصویر سازی پی در پی درشعر بود و فضاسازی کوتاه و بی ادامه استفاده کرده بودین.. اخرین بیت را من متوجه نشدم چرا و به چه منظوری اوردین چون با فضای ماقبلش کلا متفاوته و من معمولا اینطور فضاها را در وسط شعرا دیدم تا شاعر ارتباط موضوعی با مطلب قبلش بده یا بعدش موفق باشید
    • سلام آقای متقیان ممنون از حضورتون پای ترانم اینکه به نظرتون این ترانه فاقد لغات جدید و تصوی سازیه نمی دونم واقعا چی بگم چون من احساسی رو که داشتم در موقع نوشتن ارائه کردم د و در مورد بند آخر خودم مشکلی تو بند آخر نمی بینم ولی نظرتون برام محترمه چون هر کسی ممکنه برداشتی از ترانه داشته باشهو به نظرم اگه ترانه رو یه بار دیگه بخونین شاید بند آخرش براتون ملموس تر باشه چون بند آخر یه جوری ترانه رو جمع و جور کرده که اون عاشق بی خودی تو فکر معشوقی که بهش اهمیت نمیده نباشه
      • سلام بله بنده هم گفتم بنظرم احساس خوبی داشت استفاده از لغات جدید مشکل همه هستش فضاسازی کوتاه استفاده کرده بودین نه اینکه فضا سازی نکرده بودید ..هرکس توی این موردها سبک متفاوت داره و شما از تصویر سازی و فضاسازی کوتاه استفاده میکنید دوست عزیزم... ببین بنظر من اینطور بیتها اول میاد و من غالبا در اوایل شعر دیدم چون خواننده را بنظر من اول در مورد حستون توضیح دادین و بعد خواستین توی یه کوچک سازی اون را در ذهنش جمع کنید که من ندیدم اینطور و معمولا اول میگند تا خواننده سعی کنه ترانه را با دقت بخونه (نظرشخصیه) که شما در اخر گذاشتین البته بازهم من نتونستم ارتباط بدم خواهشا برام توضیح بدید مخصوصا چرا این لغات را در اون استفاده کردین و ارتباطهاشو بگین که نقد اینه نه اشکال وزنی (من خواننده را شما با ترانتون مرتبط کنید معنای تا بتونم حستون را درک کنم)
      • سلام مجدد من در مورد پایان بندی ترانه براتون توضیحات کامل رو دادم و همچنین در پاسخ به آقای بهبهانی و آقای میرزائی توضیحاتمو دادم و احساس می کنم توضیحاتم کامل بود و یه چیزی که در مورد ترانه معموله اینه که نباید زیاد در مورد ترانه ،ترنه سرا توضیح بده ولی با این حال من توضیح دادم امیدوارم که قانع شده باشین باز هم بابت حضورتون پای ترانم ازتون تشکر می کنم
      • سلام مجدد نقد اینه دیگه وقتی متوجه مفهوم اون نشی باید از ترانه سرا پرسید توضیح هم من مطالعه کردم و نتوستم بازهم منظور شما را برداشت کنم که اگه بخوام بگم متاسفانه دوستانی(غیر ازشما) که از نقد میترسن ممکنه برای تخریب دیگری اعمال بچگانه انجام بدند هرچند بنده شما را میشناسم و میدونم دنبال اینها نیستین واسه همین بنده اگه خواستین نقدمو واستون ایمیل میکنم بنا به دلایلی که گفتم دیگه نقد نمیکنم و مینویسم زیر همه ترانه ها عالی بود و محاسن را میگم تا اینطور دوستانی که نمیخواند ایراد را از یده هرکسی بدونن راحت و بدون پیشرفت باشند(قابل ذکره بنده توی نقد اساتیدم چنان برخوردهای سرسخت و استفاده از واژگان خیلی بد را دیدم ولی با این حال سعی میکنم با ادب و با دلیل علمی نظرمو بگم نه از غضب و گروه گرایی و کلی گویی و حس مقابله و ... ) موفق باشید
  • سلام خانم وحیدی...ایراد هارو بچه ها گفتن...منم با مصرع پیشنهادی انیس خانم و برداشتن اون واو اولین مصرع ترانتون موافقم...امیدوارم اجراش خوب در بیاد فقط میشه بگید واسه اجرا کدوم بند ترجیع بند ترانه ست...سبز باشی
    • از اینکه ترانه های منم دنبال میکنی ممنون
    • سلام آقای شعبانی ممنون از حضورتون پای ترانم در مورد اینکه این کلمه به چه شکل خونده بشه غمگین یا غمگینو تو خوندن این مشخص میشه که کدوم راحت تر تلفظ میشه و در مورد ترجیع بند واقعا نمی دونم چون فعلا فقط اتد کار برام فرستاده شده و اتد فقط با گیتار زده شده و اتد از بند دوم ترانه شروع شده و نمی دونم که چکار می خوان بکنن امیدوارم که زودتر اجرا بشه دوستان هم ترانه رو بشنون ولی ملودی خیلی قشنگ و خوبی براش انتخاب شده که من خودم واقعا لذت بردم از شنیدنش
  • سلام و درود خانم وحیدی عزیز مثل همیشه یه ترانه ناب و زیبا بود موفق و پیروز باشین
    • سلام آقای صنعتی ممنون از حضور همیشگیتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم که به نظرتون ترانه زیباست
  • سلام خانم وحیدی چون گفتید نظرارو بگیم، بی تعارف میگم :) دلـم از غصه غمگینـــــــــــو نمی دونــــی چه دلگیــــــرم همــــش از خاطــــرم هربار سراغــــی از تو می گیـــرم اون «و» بعد غمگین کاربردی نداره، می تونستید بگید غمگینه. همه اش از خاطرم هر بار: هر بار اضافیه و برای پر کردن وزن اومده. ضمنا اینو در نظر داشته باشین، شاعر نباید اگه غمگینه، بگه من غمگینم، این تعبیر شاعرانه ای با خودش نداره، هنر اینه بدون اشاره مستقیم به غمگین بودنتون، کارتون این حسو القا کنه. دوستانه بهتون پیشنهاد می کنیم، از این جملات دوری کنید: بی تو غمگینم، تو که باشی شادم، دلگیرم. کلا هر جمله ای که مستقیما حستونو بیان می کنه. این باعث نزول کار میشه و از شاعرانگی به دوره. حالا توو دوزخ غربــــــــت یکـــی شده شبـــــــو روزم تو این آتیــش بی مهــــری چه بی رحمانـــه می سوزم با احترام به نظر دوستان در مورد، «یکی شده شب و روزم»، من اشکالی توش نمی بینم، به نظرم توی ملودی کار به راحتی در میاد. اگر چه تاکید به رعایت وزن عروضی هست، ولی گاهی وقتا، یه تغییر کوچیک تو ریتم و وزن کار، می تونه باعث تازگیش بشه و از یکنواختی کار کم کنه. میدونـــم که عذابـــــــم رو از احساسم نمی فهمــــــی همش میگی که از عشقت ندارم ذره ای سهمــــــــی ندارم ذره ای سهمی: ذره ای اضافیه و برای پر کردن وزن، ضمن این که جابجایی ارکان داره. ولی از قحطــــــــی مهرت دارم هر لحظـــه می میرم نمی خـــــــوام این دم آخر بگی همینـــــــــــه تقدیرم کاربرد «ولی» و «اما» اینه که حرفی در مقابل حرف دیگه قرار بگیره. «الان» یا «حالا» مناسبه، اما «ولی» اینجا کارکردی نداره. مهر هم به زبان کارتون نمی خوره به نظرم. چه سختــه زندگـــی کردن مـــث حبابـــــــی روی آب فـرو رفتن توو رویاهـــــا مــث پروازی تـوی خواب یاسر جان هم اشاره کردن، پرواز توی خواب چیز سختی نداره. آخر هم به یه نکته اشاره کنم برای کارهای آینده تون. سعی کنید حرف تازه بزنید. همه ی این حرفا قبلا زده شده. بندهای کارتون چیز نو و تازه ای نداره جز تکرار مکررات. ترکیبای نو استفاده کنید. از آرایه های ادبی زیاد استفاده کنید. زیاد مطالعه کنید. کارهایی که شنیدید و خوندید رو بذارید کنار و خودتونو بنویسین. شاید اگه انقدر تو ترانه نویسی به تکرار رسیدیم، واسه اینه که خودمونو نمی نویسیم. دید هر کس به یه مساله، دید خاص و منحصر به فردی هست. تکرار زمانی اتفاق میفته که ما سعی می کنیم مثل دیگران رفتار کنیم. مثل دیگران بنویسیم چون این دیگران تو راهشون موفق بودن. اما فراموش می کنیم اونها هم اگه موفقن واسه اینه که رفتار خودشونو بروز دادن، راه خودشونو رفتن و با بقیه کاری نداشتن. راه هیچکیو ادامه ندید، راه خودتونو بسازید. این حرفو کلی زدم. شاید خود من هم نتونم رعایتش کنم، اما چیزی هست که بهش اعتقاد دارم و سعی می کنم به سمتش حرکت کنم. موفق باشید
    • سلام آقای میرزائی واقعا ممنون از حضورتون پای ترانم و واقعا خیلی زحمت کشیدین و بند به بند ترانمو نقد کردین و واقعا از لطفتون سپاسگزارم در مورد چه سخته زندگی کردن مث حبابی توی آب نمی دونم واقعا چی بگم چون خودم احساس بدی نسبت به این بند ندارم و از نظر مفهومی برای خودم احساس می کنم صحیح باشه و به نظر خودم مفهومش اینه که سخته که تو رویا باشی و پروازی داشته باشی در اوج و رویای داشتن کسی رو داشته باشی که در بیداری نیست در مورد ولی و حالا تو اون بند باهاتون موافقم و خیلی راحت میشه به جای ولی گفت حالا و در مورد اینکه فرمودین خودم باشم و مث دیگران ننویسم موافق نیستم چون من واقعا احساس درونی خودم رو بیان کردم و در این مورد از کسی تقلید نکردم تو یکی از ترانه هام هم آقای یاری فرمودن نوشته هات به مریم حیدر زاده نزدیکه که باز هم قبول نکردم چون من واقعا مجموعه ترانه هاشون رو اصلا نخوندم و فقط چند ترانه که اجرا شده توسط خواننده ها رو شنیدم که یکیشو کامران و هومن اجرا کردن و از سبکشون زیاد خوشم نیومده شاید سبک منم به ایشون مثلا نزدیک باشه ولی همون چند ترانه رو هم که گوش کردم به شخصه دوست نداشتم
  • سلام تبریک میگم عالی بود هرچی خانم بیرواند بگن درسته نقدشون خوبه
  • سلام خیلی کار با احساسی بود که یکی دوجا یه اشکال کوچولوی وزنی داش مث اونجایی که خانم بیرانوند اشاره کردن. و این که تو آخرکار ((مــث پروازی تـوی خواب)) پرواز بهتره بنظرم و نیازی به پروازی نیست. تبریک بابت جرای کارتون پیشاپیش. موفق باشید.
    • سلام آقای قاسمی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد یکی شده شب و روزم اتفاقا در اتدی که برام فرستادن مشکلی تو خوانش ایجاد نشده بود و در مورد پرواز یا پروازی باید دید به چه شکل تو اجرا بهتر خونده میشه
  • سلام.مثل همیشه زیبا و با احساس:) این مصرع رو ویرایش کن که روانتر بشه: یکی شده شب و روزم موفق باشی عزیز:)
    • سلام نسیم عزیزم ممنون از حضورت پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین در مورد یکی شده شب و روزم جایگزینی تو ذهنم نمیاد خوشحال میشم اگه چیزی به نظرتون میاد بگین و راهنمائیم کنین چون روی این ترانه داره آهنگسازی میشه و خوشحال میشم قبل از بسته شدن این کار بتونم یه ویرایش به پیشنهادتون داشته باشم
      • جدی؟تبریک برای اجرا:) آفرین به تو گل دختر. شاید بشه گفت یکی مییشه شب و روزم یا مثه هم شد شب و روزم...
      • بابت غلط املایی منو ببخشید: یکی میشه شب و روزم
      • ممنون نسیم جان واقعا لطف کردی عزیز دلم آفرین به شما و احساس نابتون
      • خواهش میکنم جانم:)
  • سلام سرکار خانم وحیدی زیبا و روونه ترانتون فقط این قسمتو اگه یه ویرایش مجدد کنید عالی میشه حالا توو دوزخ غربــــــــت یکـــی شده شبـــــــو روزم یکی شده شب و روزم یکم سنگینه و ریتم کارو به هم میزنه
    • سلام آقای اکبری ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین چشم روش فکر می کنم ولی تا این لحظه چیزی جایگزین تو ذهنم نیومده
  • ولی از قحطــــــــی مهرت دارم هر لحظـــه می میرم نمی خـــــــوام این دم آخر بگی همینـــــــــــه تقدیرم چه سختــه زندگـــی کردن مـــث حبابـــــــی روی آب فـرو رفتن توو رویاهـــــا مــث پروازی تـوی خواب درود بانو خیلی خوب بود احسنت به شما
    • سلام آقای سکوت ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا لطف کردین وقت گذاشتین و ترانه ی منو خوندین و خوشحالم که از این دو بند خوشتون اومده ولی چرا حضورتون کمرنگ شده منتظر خوندن ترانه هاتون هستیم
  • نگاهــــــــت رو تن خستم واســـــــم تسکین دردامه دلم می خواد بگی عشقت توی هر لحظه همرامـــــه آفرین به قلم خاصتون که خستگی ناپذیر راه پیشرفتو ادامه میده. لذت بردم از ترانه تون. فقط بند آخر "چه سخته" چون به مصراع آخر هم مربوط میشه باید گفت "سخت بودن" مناسبتی با فرو رفتن توو رویاها و پرواز توی خواب نداره.
    • سلام آقای بهبهانی ممنون از حضورتون پای ترانم واقعا خوشحالم که به این شکل بهم امید میدین در مورد بند آخر لازمه توضیح بدم که اون عاشق چشمش به عشقی هست که واسش محاله و فقط تو رویا می تونه اونو داشته باشه پس برای همین نوشتم مث حبابی روی آب چون زندگی کردن توی رویا مث حبابی می مونه که هر آن ممکنه اون حباب از بین بره و رویاش نابود بشه من خودم بعضی وقتا تو خواب می بینم که دارم پرواز می کنم بدون بال خب من همینو تو ترانه اوردم و گفتم زندگی کردن سخته مث حبابی روی آب و پروازی توی خواب که عین واقعیت نیست ولی خیلی دلم می خواست واسم توضیح بدین که منم متقاعد بشم که چرا به نظرتون سخت بودن مناسبتی با فرو رفتن تو رویا و پرواز توی خواب نداره برای من که واقعا سخته اگه جای اون عاشق بودم چون نمی تونم در واقعیت پرواز کنم و دلم نمی خواد مثل حبابی روی آب باشم که در حال از بین رفتن هست