♥ غصّه هامون مثل هم هستن رفیق! ♥

لات و مٶمن تا سحــر مستن رفیق!
دزد و قاضی هر دو همدستن رفیق!
درد و دل با هیچ بی مهـــری نکن!
دووست با دشمن یکی هستن رفیق!

مردمـی کــه با پرنده دشمنـــــن،
پر بگیـری، قلوه سنگت می زنـــن
قفــــــــل های این قفس از آهنن
فکــــــرهای بی هنر پستن رفیق!

زندگی اونقــــدرها هم سخت نیست
هرزه باش و هرزگی کن وخت نیست
آدمی که عاشقـــه، خوشبخت نیست
دل بِکَــــــن تا اونو نشکستن رفیق!

فــــرض کن کوری نمی بینی رفیق!
فـــرض کن گبری و بی دینی رفیق!
غیر ازین همّــــیشه غمگینی رفیق!
کوچه های عشــــق، بن بستن رفیق!

من یه اعدامـــی شبــــای آخــــرم
شوروی قبــــــل از فروپاشی سرم
تکّــه تکّـــه میشـــــــه مرزِ باورم
غصّه هامـــون مثل هم هستن رفیق!

واژه کـــم دارم برای شـــــرحِ درد
"دهخــــــدا" هم دردمو معنی نکرد
بغــــــــض های کهنه ای دارم ولی
قافیه هّـا دستمــــــــو بستن رفیق!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای پور جمالی همیشه ترانه هاتون رو دوست داشتم و دنبال خواهم کرد این ترانه هم عالی بود موفق هستین امیدوارم که موفق تر از همیشه ببینمتون
  • سلام جناب عقیل پور جمالی من خیلی ارتباط گرفتم با این کارتون بسیار زیبا بود موفق و موفق تر باشید
  • سلام جناب پور جمالی. کارتونو خیلی دوس داشتم. هم قالبشو و هم کلیت کارو. عالی بود. آفرین. "دهخــــــدا" هم دردمو معنی نکرد موفق باشید.
  • سلام دوست عزیز واژه کـــم دارم برای شـــــرحِ درد "دهخــــــدا" هم دردمو معنی نکرد بغــــــــض های کهنه ای دارم ولی قافیه هّـا دستمــــــــو بستن رفیق! خیلی قشنگ بود دوست داشتم ترانه تون رو....... یک حجم مستطیلی بی برگشت یک حجم مستطیلی انسانی حرفی بزن رفیق که دلتنگم دلتنگ یک مکعب سیمانی حرفی بزن رفیق که داغونم چیزی بگو عزیز که داغونی هستم ولی به زنده نمی‌مونم هستی ولی به زنده نمی نمونی حرفی بزن رفیق که غم دارم دنبا به این شکنجه نمی‌ارزه وقتی گلی مقیم بهارت نیست حتا درخت هم علف هرزه... علی اکبر یاغی تبار"
  • سلام عقیل جان کار خوی بود بهتربن باشی
  • سلام فقط یه سوال کار شما غزل....مگه غزل نباید ۷بیت باشه؟بعد معمولا از قافیه بیت اول رو در بیت هفتم اجازه تکرار دارن حداقل تو غزل های حافظ که اینطوره؟
    • سلام محسن جان! یه ترانه از هر قالب شعری استفاده می کنه..ولی از هر قالبی که استفاده بشه، بازم ترانه ست در مورد تعداد ابیات یه غزل، مثنوی و غیره..شخصا عدد تعیین کردن برای تعداد ابیات رو قوانین دست و پاگیر شعری می دونم..و از اونجایی که نمی دونم چقدر از شاعرای امروزی با این موضوع هم عقیده ن..اینو بصورت نظر شخصیم طرح کردم...و از طرف دیگه ترانه هم خیلی خودش رو با قواعد شعری محدود نمی کنه..مثلا می بینیم که توی شعر وزن عروضی ملاکه و تخلف از این اوزان گناهی نابخشودنیه..در صورتی که در مورد ترانه برابری هجاها رو ملاک قرار میدن و در مورد تکرار قافیه ی "هستن" باید عرض کنم که توو چک نویس ترانه، این مصرع به این صورته: شونه هام از زندگی خستن رفیق...اما احساس کردم اگه به این صورت به کار ببرم ارتباط معنایی دو بند آخر با کل ترانه از بین میره و توو دو بند آخر ترانه خیلی شخصی میشه ...در پایان از شما به خاطر نظر ارزشمندتون تشکر می کنم..شاد باشید و همیشگی!
      • ممنون استاد با حرفتون کاملا موافقم ..تشکر از توضیحی که دادین
  • سلام و عرض ارادت جناب پورجمالی گرامی ممنون از ترانه ی زیباتون. قبلا در انجمن نظرمو رو عرض کردم دیگه نمی نویسم چون تکرار مکرراته. قلمتون رو خیلی دوست دارم و همیشه ازتون یاد می گیرم. در پناه خدا شاد وسلامت باشید
  • دهخدا هم دردمو معنی نکرد.....رفیق ایول داری به مولا ....نیگا کن دادا حال کردم با ترانت
  • سلام عقیل ... کارت دوس داشتنیه همین ... دوباره می خونمش...
  • سلام لا به لای بیت ها حرف های خطرناکی زدین جناب آقای پورجمالی دوست قدیمی انجمن ترانه سرایان، ما در قبال هنر و قلممون مسئولیم عزیزه دلم. حرمت شعر و شاعری خیلی بیشتر از این حرف هاست، حرفه ی مقدس و محترمیه. هرزه باش و هرزگی کن وخت نیست آدمی که عاشقـــه، خوشبخت نیست کوچه های عشــــق، بن بستن رفیق! فـــرض کن گبری و بی دینی رفیق! غیر ازین همّــــیشه غمگینی رفیق! شانس اوردیم قافیه ها دستتون رو بسته بودن امیدوارم تو کار بعدی جفایی که به قلمتون کردین رو جبران کنید
    • دوست عزیز و قدیمی سلام و احترام! اگه مخاطب کم مطالعه ای دچار این اشتباه بشه، به خاطر عدم آشنایی با کنایه ها و اشارات شعری، بیراه نیست..اگه با ابن ترازوی عوامانه آثار همه ی شاعران رو وزن کنیم، باید شعرایی مثل حافظ رو یه دایم الخمر لاابالی معرفی کنیم.... بهتره خیلی بحثو بازش نکنم زندگی اونقدرها هم سخت نیست: هرزه باش و هرزگی کن وخت نیست آدمی که عاشقه خوشبخت نیست کوچه های عشق بن بستن رفیق!....با این که فکر می کنم این بند مفهوم واضحی داره..توضیح میدم..فکری که ازش استفاده نشه، در واقع هرزه ست..فکری که فراتر از ماده نیست در واقع هرزه ست...و کسی که از فکرش استفاده می کنه، در برخورد با نادانیها، درد میکشه ..آدمی که با حسابگری های غیر مادی به زندگی نگاه میکنه، در واقع عاشقه و ..و دعوت شاعر از مخاطب برای هرزگی، در واقع طعنه ای به افکار کوچیکه( با عاشقی نشد که زندگی کنیم لعنت به عشق بیا تا هرزگی کنیم ) و فرض کن گبری و بی دینی رفیق غیر از این همیشه غمگینی رفیق ..به زبون ساده یعنی بیخیال باش!..علیرغم اینکه خود شاعر هم با اون موافق نیست و این رو در کل شعر میشه واضح دید! ...می دونم که برداشت شما از این ترانه یه سو تفاهم بوده بنده به خوبی از رسالت شعر و قلم آگاهم...و این تک بیت رو بعنوان حرف آخر میزنم: کار من این نیست که تهمت به آیینه زدن نون مردم خوردنو سنگ خودو سینه زدن
  • فکر میکنم از ترانه خانم فولادوند الهام گرفته شده این کار اگه اشتباه میکنم بفرمایید. کار خوبی ازتون خوندم. اما ازتون انتظار نداشتم که به خاطر قافیه، طرز نوشتن یه کلمه رو عوض بکنید!: "وخت" من این کار رو که روی کاغذ هست رو دارم میخونم ، گوش نمیکنم، پس قبول کنید که تو کتم نره املای یه کلمه رو اینگونه بپذیرم. در کل خوب موفق باشید.
    • سلام بی نهایت ممنونم همیشه موشکافانه ترانه ها رو میخونین..و این جای تقدیر و تحسین داره ترانه ی خانم فولادوند رو نخوندم و نمی تونم در مورد شباهتشون حرفی بزنم و نقدتون در مورد املای واژه ی "وخت" تا حدودی وارده..موفق باشید!
  • درود عقیل عزیز واقعا لذت بردم عالی بود مثه همیشه
  • سلام آقای پورجمالی اولین کاری بود که از شما خوندم. قالب کار رو دوست داشتم و خوب اینکه نسبت به کارهای دیگه متفاوت تر بود. دیدگاه جدید همیشه برام قابل احترامه. با آرزوی بهترین ها
  • افرین! همیشه با کاراتون غافلگیر میشم! البته تشدید دادن به کلمات ضعف وزنو میرسونه اما من کارو دوست داشتم موفق باشید
  • سلام... توی انجمن خوندم کار زیباتون رو :) قالبشو دوست داشتم... و تقریبا همه ی بندهاش رو... موفق...
  • سلام فــــرض کن کوری نمی بینی رفیق! فـــرض کن گبری و بی دینی رفیق! غیر ازین همّــــیشه غمگینی رفیق! کوچه های عشــــق، بن بستن رفیق! من هم دقیقا از ۱۲ سالگی ریاضی خوندم. ترانه تون هم به دلم نشست.