رد میشی…

رد میشی این مردو نمی بینی،
سیگارتو له می کنی آروم،
تو باخودت هم دشمنی داری،
بیخود خدا رو میکنی محکوم،

دنیاتو قسمت می کنی باکی؟
از بغض کی شب شعله می گیری؟
سیگارت و آتیش بزن شاید،
نشناسمت وقتی که در میری،

می لرزه دستات و نمی تونی،
یک لحظه هم از بودنم رد شی،
چن وقته با هیشکی نمی سازی،
چند وقته میخای با منم بد شی،

چشماتو می بندی و رد میشی ،
از چشم کی دنیارو می بینی؟
کی تا کجای راه همراته،
باکی کجای پارک می شینی؟

رد می شی و چیزی نمی بینی،
پشت نقاب کی شدی پنهون؟
یه زندگیو پای چی دادی؟
دنیاتو تا کی میکنی زندون؟

دنیاتو قسمت می کنی با کی؟
از بغض کی شب شعله می گیری؟
سیگارتو آتیش بزن شاید،
نشناسمت وقتی که در میری…

محسن رمضانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: