عشق محکم

من با عشق محکمم انگیزه میدم به دلت
واسه پیروزی قطعی توی جنگ زندگی
واسه اینکه آهوی روح تو سر خم نکنه
زیر بی رحمیِ چنگالِ پلنگِ زندگی

تو دل سیاه جنگل ، همه پُلها پوسیده
زوزه ی رودخونه ی وحشی تمومی نداره
تن من برای تو پُل میشه تا بگذریم از
کوره راهی که شکارچی هم تو اون کم میاره

بذار احتیاط و تسلیم واسه مردم بمونه
من و تو حریفِ سختِ دیوِ آزادی کُشیم
جایی که عشق من و همّت تو همسفره
تو خلاف جهت حرکت سیلاب خوشیم

ما دوتا قطره می شیم به داد دریا می رسیم
دریا از نسل من و تو چشم یاری داره
اهل هیچ موج سواری نه شدیم و نه می شیم
کی مث ما دلشُ به رویاهاش می سپاره؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام انیس عزیز کار زیبات رو خوندم احساس کارت رو دوست داشتم مرسی
  • سلام و درود به شما. ترانه ی خوبی بود که تصاویر زیبایی داشت. البته استفاده از یه سری کلمات احساس میکنم لطافتشو گرفته بود اما به هرحال اینم یه حسیه که شاعر میتونه جریان بده تو رودخونه ی افکارش. پایان کار که با امید تموم شد خیلی خوب بود. آفرین برقرار باشید.
  • سلام....ترانه ی قشنگیه .. ولی کلمات خشنی به کار بردید ... موفق تر باشید ...
    • سلام آقا حمزه. خوب ترانه بالا فقط عاشقانه نیس. حماسی سیاسی هم هست. یه دختر که انگیزه میده به عشقش برای تلاش سیاسی و اجتماعی. و به ناچار کلمات ترانه همپای موضوع ترانه خشن میشن. ممنون از حضورتون.
      • انیس! نگاهت به بلبشویی که توو جهان حاکمه نگاه امیدوارانه ایه..یعنی اولش بدیها رو میشماری ولی تاکید داری که میتونیم این فضا رو به نفع خودمون تغییر بدیم...منم یه ترانه نوشتم که بزودی اینجا منتشر میشه...یه ترانه که مشکلات دنیا رو با معشوقش مرور میکنه و آخر سر به این نتیجه میرسه که به غیر از خودش و معشوقش کسی با کسی روو راست نیست و کلا من توو ترانه های سیاسی و اجتماعیم نگاهم نگاه مثبتی نیست! و نقص زیباییهای نقاشی جهان رو توو پرده ی نقاشی معشوق ، کامل میکنم...یعنی اگر سرسبزی جهان، کمتر از حد نرمال باشه این رنگ رو توو چشمهای معشوق پر رنگ تر میکنم و اگر احساس عشق انسان به انسان رو توو کل دنیا کمتر از حد انتظار ببینم توو ترانه ام این کم و کسری عشق رو به معشوقم هدیه میدم...اما نگاه تو نگاه مثبتیه...تو معتقدی اگر رنگ سبز توی نقاشی جهان کمرنگه ، میشه این نقاشی رو دستکاری کرد و معشوق رو دعوت میکنی تا باهات توو این مسیر همراه بشه...با اینکه تا این اندازه جهان بینی ما با هم متفاوته اما عاشقانه های اجتماعی یا سیاسیت رو دوست دارم و باهاشون ارتباط برقرار میکنم:) آفرین ، زیبا و زیبا بود..همین:)
      • آره عزیزم. دنیایی که نشه تغییرش داد ارزش زندگی نداره. شاید بخاطر همین زیاد طالب بهشت نیستم. یکنواختی خسته م می کنه.دوس دارم همیشه راه برای تغییر مثبت و پیشرفت دنیایی که توش هستم باز باشه. ما رو انقد تشنه ترانه هات نذار خانمی. بذار سختی انتظار کمتر بشه.
  • سلام خانوم جزایری در مورد ترانه حرف نمیزنم دوستان زیباتر نقد میکنن ولی موضوع ترانه رو دوست داشتم بذار احتیاط و تسلیم واسه مردم بمونه من و تو حریفِ سختِ دیوِ آزادی کُشیم جایی که عشق من و همّت تو همسفره تو خلاف جهت حرکت سیلاب خوشیم اگه این ترانه روون تر بود خیلی جای صحبت داشت ولی بازم لایک موفق باشید
  • درود بانو انیس ترانه زیبایی بود مثه همیشه یه چند تا سوال فقط داشتم تن من برای تو پُل میشه تا بگذریم از کوره راهی که شکارچی هم تو اون کم میاره فکر کنم پل برا کوره راه درست نباشه پل برا عبور از رودخونه یه دره هست مگر اینکه منظورتون از کوره راه همین دوتا باشه دیو آژادی ؟؟؟؟؟؟؟؟ ازادی اگه دیو پس استبداد چیه ؟؟؟؟؟؟ پری؟؟؟؟؟؟؟؟ ما دوتا قطره می شیم به داد دریا می رسیم دوتا قطره فکر نکنم به داد دریا برسه باز دوتا رود میشه
    • سلام آقا نیما.اگه مصرع دوم رو بدون در نظر گرفتن مصرع اول بخونیم حق با شماس. ولی مصرع قبل کوره راهی رو داره توصیف میکنه که تو دل جنگلیه که همه پل هاش پوسیده و زوزه رودخونه وحشی تمومی نداره. "دیوِ آزادی کُش" منظور حکومت استبدادیه. منظور از دریا هم جامعه هست و منظور از قطره فرد هست. شاید یه دست صدا نداشته باشه ولی دو نفر میتونن با ترکیب همت و عشقشون به داد بخشی از دردای جامعه شون برسن. ممنون از حضورتون.
  • سلام اینم از اضافه هایی که ب کارت ضربه میزنن، تتابع اضافات: زیر بی رحمیِ چنگالِ پلنگِ زندگی زوزه ی رودخونه ی وحشی دیوِ آزادی کُش؟ خب چرا دیو؟!!! حداقل یه چیز کلمه دیگه می آوردی تو همین راستا که با هم مچ میشدن! یه چیز شعاری بگم؟ خودتو از مردم جدا ندون!"بذار احتیاط و تسلیم واسه مردم بمونه" موفق باشی انیس جان
    • راستی انیس میخواستم بگم قافیه هات یا واژه هایی که تو ترانه هات استفاده مینی یذره تکراری شده یعنی اگه اسمت پای کار نباشه میفهمم کار توئه الان یهو پلنگو دیدم این یادم افتاد!
      • باشه مایده عزیز. سعی می کنم قافیه های بکرتر و بهتری پیدا کنم. هرچند زیاد در بند ظواهر کلام نیستم و بیشتر به مفهوم فکر می کنم.
    • سلام آقای قاسمی عزیز. متاسفانه با اینکه از نظر قواعد حق با شماس نمی تونم باهاتون همرای بشم و حس می کنم یکی از ابزار های موثر ترانه سراییمو از دست میدم اگه بخوام مواظب ایجاد نشدن تتابع اضافات باشم.ترانه باغ وحش یغما رو که خوندید: شیر پیر باغ وحش شهر ما-دیگه دق کرده و مرده آدما. کلا اعتقاد زیادی به ایجاد نشدن تتابع اضافات ندارم و دوس دارم آزادی بیشتری تو ترانه سرایی برای خودم قایل بشم. ولی مهم اینه اگه خروج از قواعدی صورت میگیره آگاهانه باشه و با هدف زیباتر و غنی تر شدن ترانه باشه. اما دیو آزادی کش منظور حکومت استبدادیه دیگه. حالا شاید می شد بجای دیو از کلمات دیگه هم استفاده کرد ولی کل ترانه حماسی و عاشقانه و سیاسیه و فک میکنم بیجا نباشه استفاده ازین واژه. در مورد شعار هم که قبلا گفتم هرجا شعار واقعی باشه و برامده از شعور و احساس واقعی شاعر ورودش به شعر شاعر مجاز میشه. وقتی که مردم از سیاست بیزارن و جون عزیزیشون ایجاب میکنه که گرد سیاست نگردن شاعر به عشقش دلگرمی میده که من وتو مثل مردم ترسو نیستیم و به استقبال خطرناک زندگی کردن می ریم. ممنون از حضور پر رنگ و مفیدتون تو سایت آقای قاسمی. ایشالا زودتر مجموعه داستانای کوتاهتون چاپ بشه و بتونیم بخونیم آثار با ارزشتونو.
  • قشنگ بود ولی درک نکردم! بی ذوق شدم تازگیا...........................
    • سلام مایده جون. تو کلا با ترانه های عاشقانه م ارتباط برقرار می کنی. ترانه ای که دارم روش کار میکنم کاملا عاشقانه س. فک کنم دوسش داشته باشی.
      • نه از الان میگم دوسش ندارم خخخ
      • راستی عکستو عوض کن تکراری شده