موجم موج ناآرام

 

ازخودم سیرم

ازتودلگیرم

نفس هام و میخوام

ازتوپس بگیرم

 

مث دریای زمستونم

طوفانی وپراز خشمم

تازیانه های خشمم رو

تومی بینی ازچشمم

 

مث درختی خشکیدم

توفصلی که شکفتن بود

چشام ازحادثه پربود

شبی که وقت خفتن بود

 

دربندآرزوهامم

کجایی نام آزادی

منم دربندوزندانی

دراین نام آبادی

 

به حکم این درودیوار

منم دربندوزندانی

به تاوان آرزوهایم

رساندیم به ویرانی

 

به شب آسایشم بردی

به خواب خودافزودی

واسه آرامشم حتی

تودل نگران بودی

 

ازخودم سیرم

ازتودلگیرم

نفس هام و می خوام

ازتوپس بگیرم

 

هوای خونه بی طابه

دلم تنها وبی خوابه

توحریم چشمام

نام توکم یابه

 

توکه رنگ پاییزی

احساستم خشکه

دل من دنباله

عطروبوی مشکه

 

موجم موج ناآرام

درساحلی غمناک

پایان این طوفان

منم درچشم تونمناک.

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: