قفس تنهایی..

قفس تنهایی..
اگه خواسته مون بزرگه ، اگه هم صدا می مونیم
توی مرگ بدبیاری ، نقش قسمت رو می دونیم
می شه فریاد دلامون ، هیجانی به رسیدن
شوق بی نهایت تو ، برای فردارو دیدن
همه ی فکر و نگاهت ، شده خیره توی آینه
نگرانی روی لبهات ، جای خنده بغض بشینه
من که باختم عشق و روحم ، تا که دستامو بگیری
دور من پراز غریبه س ، تو فقط منو می بینی
نزدیکیم ما به ستاره ، با چشامون نورو دیدیم
با همه کابوس اغمار ، ما به فرداها رسیدیم
من به جز نور دل تو روشنایی که ندارم
از تو آسمون ابرا ، خورشیدو برات میارم
تو حرارت نفسهام ، می شی تکرار تا همیشه
نفسات پرازعبادت ، باتو حسم کم نمی شه
قفس تنهاییامو، می شکنم تو بغض مهتاب
من که خواب بودم ندیدم ، شروع یه صبح با آفتاب
واسه حیرت وجودت ، می کنم دلم رو اعدام
به تو دلبستگی دارم ، می شناسه خدارو چشمام
اشک بی فریاد غوغا ، نغمه ی سوز صداهاست
تو هوای کوچ و رفتن ، دل و این صدام چه تنهاست
( این ترانه در وزارت فرهنگ و ارشاد به ثبت رسیده )
ترانه در تابستان سال ۹۲ سروده شده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علیرضا عم اوغلی

متولد 25 اردیبهشت 1371 و دارای کاردانی نقشه کشی صنعتی.. از سال 92 به صورت جدی ترانه نویسیو بدون هیچ کمک و انجمن و یا کلاسی دنبال کردم و الانم به دکلمه ، گویندگی و دوبلاژ می پردازم.. توکلم همیشه به خداست.. خدا هیچوقت بنده هاشو فراموش نمیکنه یادتون نره