بیراهه (ترانه مشترک با جناب مصطفی پیرداده و خانم شمیم زمانی)

بیراهه یعنی پیش آدمها
بی عاطفه، بی عشق رد می شی
آروم بگیر تو راه رفتن رو
بعد از زمین خوردن بلد میشی

دیوار یعنی حتّی آجرها
حرفاشون از من گفتنی تر بود
هرچند دیوارا نمیدونن
گوشای تو دروازه و در بود

اینکه یه عمر از راه و بیراهه
چیزی نفهمیدی برات بس نیس؟!
بارون که می گیره نگاهت رو
دیوونگی مرزش مشخّص نیس

می گفتی من مهتاب شبهاتم
با من جنونت شعله ور میشه
دیوونه جون میری ّ و می فهمی
که زندگیت بیهوده تر میشه

دیوار نمی شم روبروی تو
حالا که دل به جادّه ها بستی
اشکم می شوره ردّ پاهاتو
تو عاشق بیراهه ها هستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • "دیوار یعنی حتّی آجرها حرفاشون از من گفتنی تر بود" یه سر و گردن از تمام ترانه بالاتر بود، کار هرکدوم از سه عزیز بود واااقعا دمش گرم!
  • درود زیبا بود . لذت بردم
  • سلام! ترانه ی خیلی خوبیه حتم دارم اون دیوونه جون کار شمیمه معمولا با کار مشترک اونم بین ۳ نفر زیاد موافق نیستم حس میکنم یه خلق باید مختص یه خالق باشه حالا واسه تمرین و دست گرمی بد نیست اما بین ۳ نفر که زبان خودشونو دارن تو اشعارشون با بیان های متفاوت به نظر من این کار زیاد خوب از اب درنمیاد که بخوان یه ترانه ی مشترک خلق کنن.اینکه بتونیم شاعر هر بند رو حدس بزنیم خوب نیست.این یعنی چندگانگی در زبان و کلا بافت ترانه. دیوار یعنی حتّی آجرها حرفاشون از من گفتنی تر بود هرچند دیوارا نمیدونن گوشای تو دروازه و در بود این دقیقا داد میزنه مال شمیمه اینم مال خودته انیس: می گفتی من مهتاب شبهاتم با من جنونت شعله ور میشه اینم باز شمیم: دیوونه جون میری ّ و می فهمی که زندگیت بیهوده تر میشه (من معمولا خیلی لذت میبرم از این کار.یعنی کشف کردن شاعر هر بند تو کارای مشترک:-) ) در کل اگر این چندگانگیا نبود بیشتر کارو دوست داشتم برای هر سه عزیز ارزوی موفقیت میکنم ببخشید جسارتمو
    • چه سرگرمی با مزه ای. کشف شاعر هر بند ترانه مشترک. حدسات درست بود جز دیوونه جون میری و می فهمی که مال من بود. مرسی از لطفت. دلم برات تنگ شده. کجایی.
  • سلام خانم جزایری راستش کار مشترک سه نفره رو نمیشه نقد کرد و مایل به این کار هم نیستم فقط چنتا نکته ساده بیراهه یعنی پیش آدمها بی عاطفه، بی عشق رد می شی بیراهه یعنی " از " پیش آدما ها حذف نادرست "از" ضربه زده به مصراع اول ...................................... دیوار یعنی حتّی آجرها حرفاشون از من گفتنی تر بود هرچند دیوارا نمیدونن گوشای تو دروازه و در بود بیت اول چی داره میگه ؟ دیوار یعنی اینکه حرف آجرا از حرفای من گفتنی تر بوده!!! بنظر من هیچ معنی و مفهومی رو نرسونده این بیت اول بیت بعدی هم که برای تکمیل میاد اما در کل بند خوبی نیست .................................. اینکه یه عمر از راه و بیراهه چیزی نفهمیدی برات بس نیس؟! بارون که می گیره نگاهت رو دیوونگی مرزش مشخّص نیس این بند کار هم باز ضعف داره بیت اول حرفی رو میزنین و میگین از راه و بیراهه چیزی نفهمیدی برات بس نیست؟ بیت بعدی من میخوام ارتباط بگیرم و منتظر حرفی هستم که کامل کنه بیت قبلی رو ولی فضا کلن عوض می شه و بند رها میمونه ... می گفتی من مهتاب شبهاتم با من جنونت شعله ور میشه دیوونه جون میری ّ و می فهمی که زندگیت بیهوده تر میشه خب شما که میگید زندگیش بیهوده تر میشه پس میدونید که زندگیش با شما بیهوده بوده ، پس بهتره بره دیگه . در ضمن اگر می گفته مهتاب شباتم و ... پس درکی از عاطفه داشته در کل باید بگم کار از نظر فنی قابل نقد نیس و مشخصه که ارتباط حسی بین سه ترانه سرا نتیجه خوبی نمی ده سعی کنید از کارهای مشترک دوری کنید موفق باشید
    • سلام آقا مجید عزیز. ممنون از حضور و نظرتون. در مورد بند اول تا سوم چون من شاعرش نیستم توضیحی نمیدم. ولی بند چهارم منظور اینه که اگه فک می کنی موندنت بیهوده س خواهی دید که رفتنت زندگیتو بیهوده تر میکنه. در مورد کار مشترک هم بر فرض که این کار موفق نبوده نمیشه حکم کلی داد که کلا کار مشترک خوب نمیشه و میدونید که بستگی به خیلی چیزا داره از جمله نزدیک بودن ذهن و زبون شاعرایی که با هم کار می کنن. بازم ممنون از اینکه وقت با ارزشتونو وقف ترانه های ما می کنید. به امیدحضور همیشگیتون تو آکادمی.آقای شیخی هم حیف شد که از آکادمی رفتن. کاش با وجود اختلاف نظرا بتونیم بیشتر با هم باشیم.
  • سلام ... کار مشترک و البته زیبایی ست ... تبریک به جمع تون
  • درود بانو انیس خیلی ترانه خوبی شده احسنت بر هر سه عزیز فقط من با دیوونه جون نتونستنم ارتباط برقرار کنم البته سلیقه اس ولی مثلا دیوونه وار بهتر شاید بهتر بود موفق باشید
  • درود وتبریک سال جدید منم ک از تحلیل و بررسی معافم Good like
  • توی بعضی بندها خیلی خوب کار کردید بند آغازین و بند پایانی اشاره به بیراهه داشتید این یعنی اینکه در پایان کار ، روایت ول نیست دوباره یه فلش بک به اول کار زدید. دیوار نمی شم روبروی تو حالا که دل به جادّه ها بستی اشکم می شوره ردّ پاهاتو تو عاشق بیراهه ها هستی (این بند خیلی زیبا بود) اما در بطن کار، بنده خیلی متوجه کارکرد کلمه "دیوار" نشدم. هرچند توی بند پایانی اشاره خوبی دارید و اشاره به سدراه شدن و اصرار بیهوده هست. من فکر میکنم شاید اگه بند دومی کار رو به بند قبل پایانی انتقال میدادید این دو بند در کنار هم میتونست به روایت و کارکرد مفهومی این کلمه (دیوار) بیشتر کمک بکند. البته این صرفا نظر و سلیقه شخصی بنده بعد از ۲ بار خوندنه، مطمئنا تصمیم و سلیقه شما هم منطقی پشتش هست. توی این قسمت: "دیوونه جون میری ّ و می فهمی">> خیلی با "دیوونه جون" نتونستم ارتباط بگیرم و فکر میکنم میشد نوع بیان و عبارت دیگه ای جایگزین بشه. ببخشید اگه پرحرفی کردم. در کل خوب موفق باشید.(تبریک به هرسه عزیز)
  • دخترم سلام! اولش خواستم صبر کنم آخرین نفر کامنت بزارم واست بعد پشیمون شدم . خودمونیم باخودم که نمیتونم لج کنم! خیلی ترانه خوبی ازت خوندم.چه خوبه که با قدیمیای آکادمی مشترک مینویسی بیراهه یعنی پیش آدمها بی عاطفه، بی عشق رد می شی آروم بگیر تو راه رفتن رو بعد از زمین خوردن بلد میشی دیوار یعنی حتّی آجرها حرفاشون از من گفتنی تر بود هرچند دیوارا نمیدونن گوشای تو دروازه و در بود دیوار نمی شم روبروی تو حالا که دل به جادّه ها بستی اشکم می شوره ردّ پاهاتو تو عاشق بیراهه ها هستی همیشه بهترینی...
    • سلام مایده عزیزم. خوشحالم که این کار رو هم دوست داشتی. سه بندی که انتخاب کردی هر کدومش از یه نفر بود. اولی از آقای پیرداده دومی از شمیم عزیز سومی از من. به نظر من فرقی نمی کنه ترانه از یه نفر باشه یا با اشتراک دو یا سه فکر نوشته بشه. مهم همگونی اون ترانه هست و اینکه جوری بندها با هم هماهنگ باشن که حس بشه یه نفر تمامشو سروده. اگه مایل باشی بازم باهم ترانه مشترک می نویسیم.دو شماره ت هم اکثر اوقات خاموشن. یه تک بهم بزن.
      • قبل عید موبایلمو گم کردم.تعطیلات که تموم شد خط گرفتم بهت زنگ میزنم عزیزم خدارو شکر دوروز که تعطیلات میشه همه جا تعطیله خخ اون یکی شمارم هم روشن میکنم چشششم.
  • سلام ... :-) ... با شیرازیا می گردی بانو...!؟ وقتی کار مشترک با بانو زمانی باشه دیگه حرفی توش نیست ... من فقط لذت بردم و اگه بخوام چیزی بگم همش تعریفه و می دونم زیاد از تعریف خوشت نمی یاد ... پس فقط !... موفق باشی ...
    • سلام به علیرضای عزیز. ممنون از حضورتون. شیرازیا مردم مهمون نواز وخوبی هستن. شاید این کار مشترک بهانه ای بشه که شمیم جان هم دوباره به آکادمی برگرده و از کارای قشنگش لذت ببریم. بازم سپاس بیکران از شما آقای سرمدیان.