اون وقتا که من بچّه تر بودم

اون وقتا که من بچّه تر بودم
انگار خدا مون هم قوی تر بود
فاصله ها کوتاه و کوتا تر
بالش رویاها پُر ِ پَر بود

غم ها هم اندازه ی قدّ من
دیو و پری ها واقعی بودن
رنگین کمون دیدن چه ذوقی داشت
بارونا نرم و نقره ای بودن

از خورشیدی که پشت کوه قاف
می رف تو چاه تا ماه روشن شه
تا اون ستاره ای که می تونست
همصحبت بادبادک من شه

انگار همه دنیا کوچیک تر بود
هر سختی رو می شد تحمّل کرد
هر چی گره تو کار دنیا بود
می شد بدون دندونَ م شل کرد

می شد که قبل از خواب با مامان
همپای رقص "سیندرلا" شد
می شد چشا رو بست و گهگاهی
تو مشت "گوریل انگوری" جا شد

عمر تموم غصّه ها کم بود
آهوی چالاکی بودم تو دشت
کاش عقربه رو به عقب می رفت
کاشکی می شد این قصّه رو برگشت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • بسیاااااااااار زیبا...
  • سلام و درود بر شما. ترانه ی زیبا و دلنشینی بود با یه حس نوستالژی. برقرار باشید.
  • سلام ... ترانه ی قشنگی خوندم ... یه برگشت به کودکی ... زیباست
  • انیس! من عیدی میخاااااام! یالا...بدو...
    • مامانا به بچه ها عیدی میگن. مگه تو مامان من نیستی. شما باید عیدی بدی به من:)
      • مگه بابات به من عیدی داد که من به تو بدم؟ والا... سرتق بازی درنیار عیدیِ منو رد کن بیاد
      • یاده اون وقتا که پیام خصوصی درست بود یه ترانه برام فرستاده بودی از قدیمیای آکادمی دقیقا یادم نمیاد درباره چی بود ولی اونو میخااااااااام!
      • یادته اون وقتا که پیام خصوصی درست بود یه ترانه برام فرستاده بودی از قدیمیای آکادمی دقیقا یادم نمیاد درباره چی بود ولی اونو میخااااااااام!
      • باشه عزیزم. میفرستم برات.
      • فرستادم به ایمیلت عزیزم.
      • مرسیییییی
  • سلام انیس جان سال نو مبارک سال پر خیر و برکتی رو برات آرزو می کنم
  • درود بانو سال نو مبارک ترانه زیبایی تصاویرش رو دوست داشتم فقط کاش از کارتونها و برنامه های دیگه هم استفاده میکردید به فکر افتادم یه ترانه توو این مایه ها بگم پیروز باشید
    • آقا نیما میدونی داستان چیه؟ انیس اینا یه نی نی دارن توو خونشون خیلی بانمکه.مث من خخ بعد با انیس دوتایی میشینن برنامه کودکا رو آنالیز میکنن انیسِ منم که کودک درونشو تو ازدحام ناامیدیا گم نکرده تازشم نی نی شون دوسال و نیمشه خخ اطلاعات دقیق تر خواستی بیا پیش خودم خخ
      • سلام آقا نیما. ممنون از نظر و حضورتون. سال نو خوبی داشته باشید. مایده راست میگه. من هنوز به یاد بچگیا گاهی میشینم کارتون می بینم. ولی هیچ کدوم از کارتونای این روزا به پای کارتونای زمان کودکی ما نمی رسن. اون موقع با کارتونای پر احساس تلویزیون می خندیدیم و گریه می کردیم. ولی حالا چی.
  • اون وقتا که من بچّه تر بودم انگار خدا مون هم قوی تر بود می شد چشا رو بست و گهگاهی تو مشت "گوریل انگوری" جا شد عمر تموم غصّه ها کم بود آهوی چالاکی بودم تو دشت(میدویدم همچو اهو میپریدم از سر جو.....) افرین انیس عزیزم ترانه ی زیبا و دوست داشتنی ای بود بخصوص برای من که چند وقته دلم هوای روزای خوب بچگی رو کرده سال و حال خوبی داشته باشی دوست خوبم
  • سلام ترانه خوبی بود خیلی جالب
  • سلام خانم جزایری امیدوارم لبخند پیروزی رزق هر روز امسالتون باشه..... .....موفق و پیروز باشید....
  • کار نوستالژیک خوبی بود اشاره به بادبادک بازی، گوریل انگوری،ذوق کردن از دیدن رنگین کمون و.... همه این ها باور پذیر و قابل لمس برای نسل ما هست. یکی دو جا در جزئیات خیلی متوجه نشدم: اون وقتا که من بچّه تر بودم انگار خدا مون هم قوی تر بود فاصله ها کوتاه و کوتا تر " بالش رویاها پُر ِ پَر بود ">>> بنده ارتباط بین "پر " و "رویا " رو متوجه نمیشم، بالشها که اکثرا از پر بودند و همیشه چند تا دونه هم میزد بیرون، اما برای " بالش رویاها" میشد یه تعبیر یا تخیل قشنگنری رو به کار برد. هر چی گره تو کار دنیا بود می شد بدون دندونَ م شل کرد>>> خیلی نسبت بین "گره" و " شل کردن" دلچسب نیست هرچند میشه این رو هم پذیرفت ولی معمولا در مقابل "گره" عبارت " باز کردن" مرسوم تر و مورد قبولتر هست. جسارتا من وقتی کلمه " شل کردن" رو وقتی یهو دیدم، ناخودآگاه یاد عبارت آقاهای دکتر " شل کن عمو جون، درد نداره " افتادم. خخخ پایان بندی هم خوب بود. موفق باشید.
    • سلام جناب شریفی عزیز. بالش رویا وقتی پر از پر باشه نرمه وقتی خالی از پر بشه دیگه عین یه تایر پنچر می مونه و نماد یه زندگی بدون رویا و امید میشه. نوستالژیک بودن شل کن هم با نمک بود. مرسی از حضور و نظرتون.
  • سلام انیس جزایری عزیز ... کارتو ایندفعه هم دوس داشتم .. هر چند که کاملا دخترونست ... ولی چقد تعابیر خوب توش دیدم ... آفرین ... فقط به نظرم بند آخر خوب نیست و خوب از لحاظ معنایی و کاربرد واژگان پرداخت نشده ..انگار با عجله کار بسته شده و تازه کلیشه ای هم هست( کاش عقربه رو به عقب می رفت) و این همه حرف تازه و فانتزی و قشنگ که گفته بودیو خراب می کرد... دومین چیزی هم که به نظرم می رسه : از خورشیدی که پشت کوه قاف...با آوردن * از* ذهن من درگیر میشه... می رف تو چاه تا ماه روشن شه تا اون ستاره ای که می تونست....*تا* درگیری ذهن منو ادامه می ده که چی می خوای بگی همصحبت بادبادک من شه انگار همه دنیا کوچیک تر بود....تا اینجا می فهمم که *از و تا* واسه چی بوده ... به نظرت فاصله بینشون زیاد نیست!؟البته سلیقه هستا بی انصافی نکرده باشم ..اگه بخوام تعریف کنم ..واسه تعریف حرف زیاده ... اومدم واسه بحث (شوخی) سال نو مبارک ...موفق باشی ...
    • انیس جان سلام. عیدت مبارک دوست من:) ترانه ات قوی و زیبا بود.خیلی زیبا بود...من و برد به دو دهه ی پیش! همه بندها رو دوست داشتم..تو ترانه سرای خیلی خوبی هستی. فقط یکی از مصرعها، میون این همه مصرع زیبا درخشش کمتری داشت... این: "آهوی چالاکی بودم تو دشت" بقیه اش عالی بود عزیزم:)
    • اتفاقا این مصرع کاش عقربه رو به عقب میرفت زیباست...انیس میتونه یه کم خلاقیت رو چاشنی ترانه اش کنه...مثلا بگه:"کاش عقربه دنده عقب میرفت!"
      • ببخشید..این کامنت بالایی رو در پاسخ کامنت آقای سرمدیان نوشتم.اشتباهی افتاد اینجا:)
      • سلام نسیم جون. مرسی عزیزم. نظراتت همیشه برام ارزشمندن. خوشحالم که اومدنت بهار رو به آکادمی آورده.
  • سلام انیس عزیزم خو دیگه! من که به ترانه های قوی و قشنگت عادت دارم پ حرفی راجبه ترانه نمیزنم فقط اومدم بگم عیدت مبارک و لحظه هات سبز عزیزدلم