ریش سیروان

جادّه هامون پر از دس اندازه
فکر ما این که از کناره بریم
چند قرنه که گم شدیم و می خوایم
کلّ بیراهه رو دوباره بریم

رفتنُ بهتر از همه بلدیم
مقصد امّا همیشه مجهوله
گاو صندوق خونه رو بردن
ما همه غرق خواب قیلوله

دست تقدیرُ خلق کردیم تا
کاسه کوزه رو اون شکسته بشه
تازیانه زدیم به انگور تا
عبرت ملّتی که مسته بشه

ما به اسطوره ای مث "یغما"
پشت کردیم و دورش انداختیم
شعر و شخصیّت ترانه رو به
آلبوم جلف "بنیامین" باختیم

بحث دیروز مردم دنیا
نیوتن بود و کشفای تازه ش
بحث امروز ما توی فیس بوک
ریش سیروان و شکل و اندازه ش

جز خود ما کسی مقصّر نیس
دیو و دلبر* فقط بهونه مونه
ما همه ساکتیم و دلخوش به
رٲفتی که تو حصر خونه مونه
—————————————————————————
*با سپاس از کوثر عابدی عزیزم که از این مصرعشون استفاده کردم:
قصه ی دیو دلبرو
ازتو کتاب دل بخون

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام انیس خانم. خوشحالم که یه خانم اهل مطالعه و خوش ذوق فعالانه تو آکادمی ترانه میذاره. امیدوارم همیشه پرانگیزه و با روحیه راهتونو ادامه بدید.
  • سلام انیس عزیز کارت رو خوندم اینجای کارت رو خیلی دوست داشتم آفرین گاو صندوق خونه رو بردن ما همه غرق خواب قیلوله
    • سلام مجید جان. کامنتا رو بخونید فکر کنم فقط شما از این بند خوشتون اومده.باز خدا رو شکر یه نفر این بندو دوس داشت
      • ولی به نظر منم قیلوله تو کار انیس خوب ننشسته. باید تو انتخاب کلمات دقت بیشتری داشته باشه.
  • سلام خانم جزایری گرامی کارتون رو خوندم و البته نظرات رو هم خوندم فکر نمی کنم بیشتر از بحثهایی که خانم غلامی و داشتن و همینطور حرفهایی که زدین ، چیزی در این کار برای گفتن باقی مونده باشه کلی بگم تصاویر تازه و خلاقانه نداشتین قافیه های غافلگیر کننده نداشتین (البته ایراد نیست) کمی دوگانگی به خاطر آوردن برخی واژگان غیر ملموس در زبان ترانه قیلوله / حصر/ رافت/کناره نگاهتون خوب بود اما دغدغه تون متاثر بود و همین باعث شده کارتون گیرایی لازم رو نداشته باشه اما دست از نوشتن در این سبک بر ندارید ! کم کم به پختگی خواهید رسید موفق باشید
    • سلام آقا مجید عزیز. خیلی ممنون که نظرتون رو گفتید. نقد کوتاه و کاملی بود. این ترانه بیشتر اجتماعی بود جز بند آخرش که سیاسی بود و اشاره به حصر خونگی رهبران جنبش سبز و منت رافت اسلامی گذاشتن سر اونها. قطعا نظرات شما و مهیا خانم و آقای معظمی و یاسر قاسمی و امین شیخی و بقیه اساتید چراغ راه من و بقیه دوستانه.سپاس بیکران
  • درود انیس خانوم گل ... کارتو خوندم و چند نکته رو لازم دونستم عرض کنم . چون با توجه به کامنت عزیزان ، چند نکته باید برای من مخاطب روشن شه . اول اینکه ، این کار از نظر من دارای سست پیوندی در زبان و ساختاره . به این دلیل که کارت چندین جا ، دارای د.گانگی زبان بود و از کلماتی متروک و مهجور از زبان عامیانه رو استفاده کردی که در ترانه که اولین مشخصه ش ، اجرایی بودنشه ، پذیرفتنی نیس . و اما بعد : جادّه هامون پر از دس اندازه »»» انیس جان ، در زبان عامیانه هم « دست انداز » کاربرد داره نه دس اندازه . و شکل صحیح تلفظش از نظر هجایی هم ( دس تن انداز ) هستش . فکر ما این که از کناره بریم »»» فکر ما این که از کناره بریم .. اول اینکه دارای ضعف تالیفه بخاطر حذف فعل ( فکر ما اینه ) و کلمه کناره رو بجای کنار بکار بردی . من که نشنیدم کسی از کناره جاده رفتن رو بکار برده باشه و کنار درسته ... کناره منو یاد بیت معروف حافظ انداخت حقیقتا ( راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست ) در زمان حافظ شاید راهها کناره داشتند ولی الان کناره بکار نمیره . چند قرنه که گم شدیم و می خوایم کلّ بیراهه رو دوباره بریم رفتنُ بهتر از همه بلدیم مقصد امّا همیشه مجهوله گاو صندوق خونه رو بردن ما همه غرق خواب قیلوله»»»» اول اینکه ارتباط مصرع دوم با اول چیه ؟ مصرع اول از رفتن و مقصد مجهول .. مصرع دوم از خواب بودن و دزدیده شدن گاو صندوق چرا اینهمه دوگانگی زبان تو این کار هست دختر گل ؟ گاو صندوق در کنار خواب قیلوله ... و از اون جایی که من میدونم خواب قیلوله به خواب پیش از ظهر میگن و معمولا بین نماز ظهر و عصر به اندازه نیم ساعت بوده است . و دزدی تو روز روشن و سنگینی این خواب اصلا تصویر درستی نیس دختر گل. و خود کلم قیلوله هم خیلی به زبان کارت صدمه زده ... دست تقدیرُ خلق کردیم تا کاسه کوزه رو اون شکسته بشه»»» کاسه کوزه معمولا رو سر کسی یا چیزی شکسته میشه و اینجا بنا به ضرورت وزن « سر » حذف شده و ضعف تالیف داره . تازیانه زدیم به انگور تا عبرت ملّتی که مسته بشه»»»‌تنها مصرعی که میشه بعنوان مصرع خوب انتخابش کرد ولی در زبان سنتی و تصویر سازی غزل کلاسیک نه ترانه امروزی. و اینکه تازیانه زدن در تناسب با ملت مست باید به درخت انگور صورت می گرفت نه خود انگور . چون در این تصویر شما انگور رو در تقابل با ملت مست قرار دادی و از انگور قیاس گرفتی. در صورتی که اگر با اندیشه خیامی هم نگاه کنیم این درخت انگوره که از شراب انگوری مسته نه خود انگور و اینطوری با ملتی که از شراب انگوری مسته هم تناسب پیدا میکنه . نکته دوم اینکه وقتی شما انگور رو آوردی و ازش مستی رو خواستی ، مستی را منحصر کردی به انگور ، در صورتی که همون ملت میتونن از خیلی چیزای دیگه شراب بسازن و مست شن و عبرتی هم در کار نباشه . ما به اسطوره ای مث "یغما"»»»‌در این که می فرمایید اسطوره ای مث یغما ، خب این نظر شماس و یغما از نظر من اسطوره نیس و یک ترانه سرای موفق و پر آوازه س که هم موافق و هم مخالف بسیار داره . پشت کردیم و دورش انداختیم»»» اما این استدلال که میگید ( پشت کردیم و دورش انداختیم ) چقدر مستنده خانوم؟ چرا و به چه دلیل می گید به یغما پشت کردیم ؟ مردم هنوزم پشت یغما هستن و دوسش دارن ، مردم هنوزم ازش تو ترانه هاشون بهش استناد و یا بعضا تقلید میکنن . یغما هنوز جایگاه خودش رو در بین مردم داره . اما در مورد عبارت دوم که فرمودی دورش انداختیم ... ایا یک شاعر و یک انسان ، دور انداختنی است ؟ شاید از خاطر بره ، از محبوبیت سقوط کنه ، اما هرگز توسط کس دیگری دور انداخته نمیشه چون شی نیس که دور انداخته شه .... شعر و شخصیّت ترانه رو به آلبوم جلف "بنیامین" باختیم»»» در مورد جلف بودن آلبوم بنیامین هم ناگفته پیداس که این مصرع هجو داره و توهین به هنرمندی برای بزرگ کردن هنرمند دیگه ، حتی اگر قابل قیاسم نباشن ، به هیچ وجه از نظر ادبی و ادبیاتی درست نیس . , و شاید بنیامین از نظر شما آلبومش جلف باشه ولی ایشون یه موزیسینه که مورد تکذیب خیلی ها قرار گرفته باشه مورد تایید خیلی ها هم هست . و الان دیگه هجویات طرفدار زیادی نداره و به کار شما آسیب می زنه . بحث اینکه بنیامین اثارش چقدر پربار و یا فاقد اثر ادبی است بحثی است که در این مقوله نمی گنجد. بحث دیروز مردم دنیا نیوتن بود و کشفای تازه ش بحث امروز ما توی فیس بوک ریش سیروان و شکل و اندازه ش»»» ریش سیروان... اینکه کسانی در فیسبوک در مورد ریش سیروان بحث میکنن واقعا برای من جالب بود. اما در مورد اسم ترانه که گذاشتی ریش سیروان ، خب اسم ترانت میتونست خیلی چیزای دیگه مث خواب قیلوله ، کشفای نیوتن ، دیو و دلبر یا هر تصویر دیگه ای که تو ترانه ارائه دادی باشه و اسم ترانه باید در مورد مفهوم کلی ترانه نباشه و نه صرفا یک برجسته سازی از یک تصویر کوچک ارائه شده در متن ترانه. جز خود ما کسی مقصّر نیس دیو و دلبر* فقط بهونه مونه ما همه ساکتیم و دلخوش به رٲفتی که تو حصر خونه مونه در مورد دیو و دلبر که تضمین کردی چیزی نمیگم ... در مورد ( رأفتی که تو حصر خونه مونه ) ... یک پایان بندی بی نظیر برای کامل کردن کلمات مهجور و دوگانگی زبان.. کلمات رأفت و حصر در ترانه اصلا زیبا نیستن و یک کاربرد سنتی هستن عزیزم . من رگه هایی از کلمات و مفاهیم ارائه شده در ترانه های یغما رو در کارهای شما می بینم و نمیگم این بده ، خب بهرحال هر شاعری اگر دارای سبک مخصوص بخود نباشه بهر حال تحت تاثیر گفته ها و سروده های شاعر بزرگتر از خودش هست . اما در ادبیات مباحثی هست تحت عنوان ، الهام و تقلید ... الهام گرفتن و تاثیر گرفتن از مفاهیم و مضامین یک شعر با تقلید محض متفاوت است . و متاسفانه امروزه مقلدان یغما از این مسئله غافل مانده اند که مضمون پردازی در قالب کلمات مهجور و صرفا ادبی ، چیزی بیشتر از تقلید صرف می طلبه . یغما که خود گاها از ایرج جنتی عطایی تقلید داشته است به این نکته واقفه که اگرچه در عبارتی می شود تقلید کرد ولی باید این تقلید چنان در متن ترانه بکار گرفته شود که جز اشخاص معدود نتواند رد پای این تقلید را احساس کند . اگر شما هم هر شاعری را الگوی مضمون پردازی خود قرار داده ای وام گرفتن چند عبارت از آن شاعر را در ذهن خود باید چنان بپرورانی و مضمون تازه ای ازش بسازی که من مخاطب بیگانه با قلم شما ، نتوانم رد پای عبارات یغما را در ترانه شما پیدا کنم. چیزی که نمیشه نادیده گرفت اینه که یغما در ترانه های اجتماعی خیلی موفقه . و چون به حرفی که تو ترانش میزنه ایمان داره و با اعتقاد راسخ این حرفارو میزنه و درد توی ترانش و دردی که از دیدن صحنه هایی تو وجودش می شینه رو به خوبی و با تمام صداقتش بیان می کنه ، یغما رو در اجتماعی گفتن به یک ترانه سرای مطرح تبدیل کرده و هیچ گونه تم شعاری در ترانه هاش ملموس نیس و یا اگرم باشه خیلی کم و کمرنگه.. اما این شعر شما برعکس ، کاملا شعاری هستش و خیلی سطحی به ذکر چند کلمه اجتماعی و چند عبارت برجسته ساز ، اکتفا کردی . در صورتی که ترانه اگر اجتماعی قراره باشه باید عمیقا به مسایل اجتماعی پرداخته بشه و صرف تقلید از فلان ترانه فلان ترانه سرا ، از اون اثر یک اثر اجتماعی نمی سازه . بابت طولانی شدن عرایضم عذرخواهی میکنم
    • سلام مهیا جونم. داری دیگه خیلی منو مدیون خودت میکنی با اینهمه وقتی که صرف نقد ترانه هام می کنی. امیدوارم یه روز بتونم به هر نحوی از دستم ساخته هست لطفتو جبران کنم. نظراتت همه برام شنیدنی و عزیز بودن. ولی تو بعضی زمینه ها باهات اختلاف نظر دارم که کاملا طبیعیه.ترانه های اجتماعی و سیاسی معمولا تو خیلی زمینه ها می تونن مورد توافق همه نباشن. اول در مورد بند آخر بگم که منظور از دیو ودلبر اگه ذهنتون بره سمت این شعر انقلابی "دیو چو بیرون رود فرشته درآید" مشخص میشه.حصر و رافت و خونه باید ذهن شما رو ببره به سمت عزیزانی که بنا به رافت اسلامی تو حصر خونگی هستن و تازه منت سرشون میذارن که گرفتن آزادیتون لطفی بوده که از رافت ما ناشی می شده.طبیعتا برای بیان این منظور من چاره ای جز استفاده از کلمات رافت و حصر که به قول شما مهجور هستن نداشتم. در مورد اسم ترانه چرا فکر می کنید خواب قیلوله اسم مناسبی می تونس باشه ولی ریش سیروان نه. به قیلوله و دیو و دلبر هم فقط تو یه بند اشاره گذرایی شده.این اسم که انتخاب کردم بیشتر مخاطب رو به خوندن ترانه دعوت می کنه و مثل تیتر یه مقاله هست که شما رو کنجکاو می کنه. در مورد دور انداختن یغما و روی آوردن اکثریت مردم و حاکمیت که منظور از "ما" بوده باید بگم همین که آلبوم بنیامین راحت مجوز می گیره وپرفروش ترین میشه و ممنوع کار شدن و مجوز نگرفتن یغما و سکوت یه ملت در مقابل این اقدام چیزی جز پشت کردن و دور انداختن کسی که( به نظر من) میتونه نماینده ای از جامعه روشنفکری ایران باشه هست؟ محبوبیت یغما تو قشرروشنفکر هست که اقلیت این ملت بزرگ محسوب میشن.این ترانه شکایت از رفتار اکثریت هست. ریش سیروان هم تو یه بند اشاره ای کرده به این خصیصه ی زشت ملتمون که همیشه سرش تو کارای خصوصی در و همسایه و کوچیک و بزرگ هست و همه چیزو به خودش مربوط میدونه و در مورد کوچک ترین جزییات ظاهر و باطنمون باید مواظب باشیم که چه عکس العملی نشون میدن. در حالیکه این مسایل شخصی هست و اگه مردی دوس داره ریش بذاره یا نذاره کروات بزنه یا نزنه خانمی مانتو کوتاه بپوشه یا نپوشه .... این عکس العمل ها انقد محدودش میکنن که شاید حکومت انقد محدود نکنه کسی رو. در مورد بنیامین من به هیچ وجه توهین نکردم.نظرمو گفتم در مورد آلبومش که جلف و سبکه. این توهین نیس عزیز دلم. بیان یه واقعیته که به مذاق اکثریت خوش نمیاد.چقد آخه این شعر شاملو مناسب این بحث ما هست: موضوع شعر شاعر پیشین از زندگی نبود. در آسمان خشک خیالش او جز با شراب و یار نمی‌کرد گفت‌وگو. او در خیال بود شب و روز در دام گیس مضحک معشوقه پای‌بند حال آنکه دیگران دستی به جام باده و دستی به زلف یار مستانه در زمین خدا نعره می‌زدند. □ موضوع شعر شاعر چون غیر از این نبود تاثیر شعر او نیز چیزی جز این نبود. آن را به جای مته نمی‌شد به کار زد در راه‌های رزم. با دست‌کار شعر هر دیو صخره را از پیش راه خلق نمی‌شد کنار زد. یعنی اثر نداشت وجودش. فرقی نداشت بود و نبودش. آن را به جای دار نمی‌شد به کار برد. حال آنکه من به‌شخصه زمانی همراه شعر خویش هم دوش شن چوی کره‌ای جنگ کرده‌ام. یک بار هم "حمیدی" شاعر را در چند سال پیش بر دار شعر خویشتن آونگ کرده‌ام... □ امروز شعر حربه‌ی خلق است زیرا که شاعران خود شاخه‌ای زجنگل خلق‌اند نه یاسمین و سنبل گل‌خانه‌ی فلان. بیگانه نیست شاعر امروز با دردهای مشترک خلق. در مورد اینکه : ‌در این که می فرمایید اسطوره ای مث یغما ، خب این نظر شماس و یغما از نظر من اسطوره نیس و یک ترانه سرای موفق و پر آوازه س که هم موافق و هم مخالف بسیار داره. خوب مهیای عزیزم مگه قراره ترانه سرا چیزی جز نظرات خودش رو به مخاطب عرضه کنه. مخاطب هم مختاره بپذیره یا رد کنه. این نقد محتوایی میشه فدات شم. تازیانه زدیم به انگور تا عبرت ملّتی که مسته بشه انگور میتونه جزیی از کل باشه عزیزم. اینو خود شما به من یاد دادید. به درخت انگور تازیانه می زنیم تا مردمان مست عبرت بگیرن. یه کنایه هست و انگور هم یه مثال هست. در مثل هم جای مناقشه نیست که بگیم از خرما و سیب و ... هم میشه شراب تهیه کرد. در مورد کاسه کوزه رو اون شکسته بشه حذف سر آیا به رسوندن مفهوم ضربه زده؟شما استاد منید و بهتر میدونید. رفتنُ بهتر از همه بلدیم مقصد امّا همیشه مجهوله گاو صندوق خونه رو بردن ما همه غرق خواب قیلوله در مورد اینکه ارتباط دو مصراع این بند چی هست باید بگم بند اول میگه مردم گیجی هستیم. انقلاب می کنیم و نمی دونم چی می خوایم. فقط می خوایم وضعیت موجود رو از بین ببریم. مصراع دوم داره میگه خوابیم و سه هزار میلیارد رو هم تو روز روشن ببرن ما از خواب نیمروزمون پا نمیشیم. ارتباط مصرع اول و دوم ارتباط گیجی و خواب آلود بودنه. قیلوله رو اگه تو ترانه ای که قرار بود اجرا بشه میاوردیم می شد گفت نا مناسبه. این ترانه اصلا ماهیتش برای اجرا نیست. گاو صندوق مگه امروز و در محاوره اسم تازه ای پیدا کرده که جایگزین کنیم؟ مثلا باید می گفتیم حساب های بانکیمون رو هک می کنن که امروزی بشه؟ در مورد "فکر ما اینکه از کناره بریم" جایی صحبت از حذف فعل و مجاز بودنش در مواقعی که به رسوندن معنای جمله آسیب نمی زنه کردید و من طبق آنچه از شما آموختم که فرمودید تو بند اول ترانه آقای شمس حذف فعل ایرادی نداشت فعل رو حذف کردم. وگرنه قبلش بود فکر ما اینه از کناره بریم. در مورد" کناره" کافیه یه سرچ بکنید بنویسید کناره ی جاده. ببینید چقدر مطلب هست. درست یا غلط بودن استفاده از اون رو شما بهتر می دونید ولی استفاده شدنش قطعی هست: این جاده از کناره دیواره ی سد منجیل عبور کرده و در رودبار ، به جاده ی اصلی قزوین – رشت وصل میشه. /منظره ای از کناره ی جاده ی ده چناشک در یک روز مه آلود بهاری... در مورد دست انداز بله درستش همون دست انداز هست که البته ما خودمون تو محاوره معمولا ت رو حذف می کنیم و می گیم دس انداز. در کل این ترانه رو یه کار صرفا تقلیدی و شعاری دونستن و حتی یه ترانه اجتماعی ندونستن اون فکر می کنم کمی بی انصافی باشه. اینکه شما و آقای شمس و معظمی و قاسمی و دوستان دیگه بدون چشمداشت مادی و مالی وقتشونو صرف ترانه های ما می کنن واقعا جای ستایش داره مهیا جان. هیچ وقت این لطفتو فراموش نمی کنم عزیزم.
      • سلام مجدد انیس خانوم خوب... بدون هیچ مقدمه ای میخوام در مورد حرفات ، چند تا نکته رو برای خودم تکرار کنم . اینکه فرمودی از دیو و دلبر ، ذهنم بره به سمت شعر انقلابی « دیو چو بیرون رود فرشته در آید » مفهومش مشخص میشه ، این شعر انقلابی نیس دختر گل ، از حافظ هستش و در زمان انقلاب در سرودی تضمین شد . خلوت دل نیست جای صحبت اضداد / دیو چو بیرون رود فرشته در اید و نکته دوم اینکه « دیو و دلبر » خودش یه داستان عاشقانه است که همه ما حداقل کارتونش رو دیدیم و چطور میشه از دیو و دلبر ذهنمون ، همین دیو و دلبر رو رها کنه و بره سمت چیزی که هیچ قرینه ای ازش در مصراع داده نشده است نه از نظر کلامی نه از نظر مفهومی . من اگه گفتم چیزی نمی گم بخاطر این بود که از کوثر عابدی بودش . در مورد انتخاب اسم ترانه ، هر کس مختاره هرچی دوس داره انتخاب کنه ولی اسم ترانه باید موید مفهومی کلی از ترانه باشه ... نه یک تصویر کوچک هرچند برجسته تو متن ترانه .. در مورد حذف افعالی که اشاره کردی .. در شعر مجید شمس با حذف فعل لطمه ای به مفهوم و ساختار و زبان کار وارد نمیشد. مثلا در جواب کسی که می پرسه چگونه ای .. می گیم : خراب ولی اینجا حذف فعل زبان شعر شما رو کلاسیک کرده و از زبان عامیانه ترانگی درش آورده . فکر ما این که ... ازین دسته : من در این فکر که بجای من در این فکرم که ، تصمیم من این که بجای تصمیم من اینه که ... و هزاران مثال دیگر ... در زبان عامیانه ما نمی گیم من تو این فکر که.... درستش اینه که بگیم من توو فکر اینم که مثلا چه و چه و چه ..... در مورد اختلاف سلیقه های شخصیمون دیگه چیزی نمی گم . و همینطور در مورد اشکالات دستوری کارت ... اما آخرین نکته ای که دلم میخواد واقعا بخاطر گفتنش درکم کنی اینه که اگر زمانی بدون خوندن ترانه ای از یغما ، و بدون وام گرفتن تعابیری و تصاویری از ایشون ، بدون دنبال کردن خط سیری فکری ایشون ، خودتون به شخصه از نزدیک و با همه قلبتون دردی رو در کارتون به تصویر کشیده باشید که مشخصه و مولفه شخصیت و طرز تفکر شما باشه ، با افتخار به اجتماعی بودن اون اثر اقرار خواهم کرد ولی این کار از نظر من ، یک کار اجتماعی نیس و در طیف خیلی کمرنگ و سطحی از چند اصطلاح و عبارت اجتماعی بهره برده که هیچ کمکی به کشیده شدن ذهن مخاطب ، به همون مفهوم و جهان بینی ای که مدنظر مولف بوده ، نمی کنه . خیلی مهمه اینکه کمرنگ تر و کوچکتر و نامحسوستر پیشرفت داشته باشی ولی از خودت پیشرفت کنی ، و مرهون کلمات و مضامین دیگران نباشی ، یغما اسطوره شماست درست ، من هم به نظر و تفکر شما فوق العاده احترام میذارم ، ولی مطمئن باش اگر به همین منوال ادامه بدی ؛ با عرض معذرت ازهمین حد فراتر نخواهی رفت که هیچ شاید با افول ستاره های ذهنت از یغمای اسطوره ای ، خودت رو در بیراهه بن بست به اتلاف رفته ای خواهی دید ، ولی اگر خودت باشی و صرفا برای خودت بگی و از خودت بگی ، خلق کنی بجای الهام گیری ، خواهی دید خدای ترانه های خودت خواهی شد . با شناختی که ازت دارم ، میدونم منظورم رو از این حرفها خواهی فهمید و دلگیر نخوای شد چون هیچ غرضی ندارم و واقعا دوست دارم و دلم میخواد پیشرفت کنی چون استعدادشو داری ... فقط اگر خودت رو رها کنی... رهای رها همواره به درخششی از جنس خودت بیندیش خواهر کوچیکه قشنگم... در پناه حق
      • خواهر بزرگ قشنگ ترم. من واقفم به اینکه یه جورایی بی احترامی هست به کسی که استاد خودمون میدونیم و دلسوزانه نظراتشو با ما در میون میذاره وارد بحث بشم و نقد رو نقد بنویسم. ولی اعتقادم اینه که توضیحات مولف پای کار می تونه به فهم جزیی تر و دقیق تر ترانه کمک کنه. هیچ کدوم از کلمات تو دلگیرم نمی کنه و تنها نیومدن تو پای کارام و نشنیدن نقدات هس که ممکنه دلگیرم کنه. دوستدارم و خواهم داشت. همیشه باش و همیشه یادمون بده و همیشه پایه ی بحثای مفید آکادمی باش.
      • در مورد دیو ودلبر هم فقط همینو بگم که "شاه و رهبر" بوده و برای گذر از فیلتر های آکادمی دیو و دلبر جایگزین شده. اون بیت رو هم می دونم اصلش بیت حافظ بوده ولی از وقتی که وارد اون شعر انقلابی شد تو ذهن همه های لایت و معروف شد. بازم مرسی از نظراتت مهیای نازنین.
      • نه عزیزم ... بی احترامی نیس و هرچند من خودم مایل به توضیح از طرف مولف نبوده و نیستم اما خب دوستان استفاده خواهند کرد مطمئنا... انیس جان ، با دایره واژگانی گسترده ای که داری من یقین دارم میتونی بهترین ترانه ها رو تو سبک مخصوص به خودت بگی .. ترانه هایی که با شنیدنشون فقط خودت تو ذهن مخاطب تداعی شی.. مثلا گاهی شده ترانه ای با صدای احسان خواجه امیری شنیدم و بدون اینکه اسم شاعرش رو بدونیم از قبل ، از سبکش مشخص بوده برای روزبه بمانیه... تو هم اینطوری باش دختر با استعداد.. از گنجینه ذهنت برای ترانه سرایی استفاده کن... به امید ترانه مخصوص به خودت تو آپ بعدی....(گل )
      • من دلیل اصرار شما رو به عدم ارایه توضیح از طرف مولف درک نمی کنم و فکر می کنم حداقل تو آکادمی که فلسفه ش یادگیری هست هم به مخاطب کمک می کنه هم به منتقد هم به خود شاعر. در مورد سبک فکر می کنم هنوز برای من و سپینود و خیلی از بچه های دیگه زوده. هنوز باید تو سبکای مختلف فقط طبعمون رو ورزیده کنیم و تجربه کنیم حتی اگه با چند تجربه ضعیف همراه باشه.
  • درود بانو خیلی عالی بود ولی الکی اسطوره نسازیم از ادما اسطوره واژه مقدسیه یغما در حاین حدو اندازه نیست
    • درود آقا نیما. خوب به نظر من هست. هم نظر شما محترمه هم نظر من. الکی چیه دیگه.
      • میشه اسطوره رو تعریف کنید و بعد ویژگیهاشو بگید و بفرمایید یغما چند تا از اون ویژگیها رو داره
      • این بحثا خیلی گسترده هستن آقا نیما. خیلیا هستن که مثلا امام رو اسطوره می دونه یا شاملو رو یا خاتمی رو یا خیلی شخصیتای اجتماعی یا مذهبی یا سیاسی رو الگو و اسطوره آزادیخواهی یا معنویت یا موضوعات مختلف دیگه می دونن و این بستگی به کل منظومه ی فکری اون انسان داره و شما اگه بخواید با اون فرد به توافق نظر برسید شاید روز ها و سالها باید تو همه زمینه هابحث کنید و آخرش هم به نتیجه نمی رسید. به خاطر همین بهتره در مورد شخصیت ها هر کدوم نظر خودمونو داشته باشیم و به نظرات هم فقط احترام بذاریم.فکر می کنم شما به شاملو ارادت خاصی دارید. ولی شاید نتونید خیلیا رو که طرز فکرشون با شما متفاوته به پذیرش نظرتون وادار کنید. بحثا هم مفصل تر از اون هستن که تو کامنتا بهش پرداخته بشه. مرسی از شما.
  • سلام انیس جان.... رسالت ترانه تو دوس داشتم ولی فکر نمیکنم اوردن اسم هنرمند یا حداقل یه شخصیتی که اکثرا باهاش آشنا هستند و بعضا با هنر و کاراشون خاطراتی دارند،به این شکل(بعنوان مثال آلبومش جلفه و...) تو ترانه خوب باشه.... در کل کارتو دوس داشتم عزیزم موفق باشی
    • سلام مریم عزیزم. میدونی که خیلی دوست دارم و دوس ندارم سلیقه ی موسیقی و ترانه کسی که دوسش دارم در حد مردم معمولی باشه. من ممکنه با پسری که دوسش دارم رفته باشم سینما و فیلم معراجی ها یا اخراجی ها رو دیده باشم و انقد بهم خوش گذشته باشه که خاطره دیدن اون فیلم همیشه برام خوشایند باشه. ولی می تونم ده نمکی رو هنرمند بدونم؟؟در هنرشناس بودن کسایی که به ایشون هنرمند میگن باید شک کرد. از دید یه ترانه سرا من ترانه های اون آلبوم رو سبک می دونم و به نظرم خیلیاشونو اصلا نمیشه ترانه دونست. جسارتی که بنیامین به یغما کرد هم مزید بر علت میشه که از چشمم بیفته. تو مصاحبه ای در مورد یغما حرفایی زده بود که یغما جوابشو به این صورت داد: می خواستم چند سطری درواکنش به اظهارنظرهای خواننده ای به نام بنیامین بنویسم که در مصاحبه ای، از عبارت «راه بزرگ شده میان بر ندارد» و «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف» درباره ی بنده استفاده کرده. شکی نیست که هرکس حق اظهارنظر درباره دیگران را دارد؛ یک نقاش، یک موزیسین، یک بازیگر و حتی خواننده متوسط الحالی که صدای نه چندان صدایش را، به پشتوانه کمی ناله و اندکی بیش از کمی صداهای اغواگرانه که از خود خارج می کند، به خورد جماعت اش می دهد. در این بین نباید از خاطر برد نقش تهیه کننده و مدیر برنامه مجرب ایشان آقای رجب پور را که کار خود را بلدند و اگر نبودند، این طفلک مشغول آوازخوانی در مراسم عروسی و نوحه خوانی در مراسم عزاداری بود! از آنجایی که قضاوت درباره دیگران را حق هرکسی می دانم و در کل به هر آوازخوانی (یا نیمچه آوازخوانی از این دست) حق قضاوت درباره آثارم را می دهم، تنها سکوت می کنم و در پاسخشان، با یادآوری این نکته که سلیقه آن جناب درمورد ترانه، از ترانه های اجرا شده شان (مثلا یکی به رسم زمزمه کت شلواری های دوره گردی که می گویند: ساعت، گیتار، دمپایی پاره و... خریداریم!) پیداست و حرف هایی که در آن مصاحبه راجع به دیگران (از جمله دوست خوبم افشین یداللهی) زده اند هم از بادِ نوجوانی شان ناشی می شود. تنها می توانم برایشان آرزوی بزرگ شدن داشته باشم و آرزوی آگاهی از این که فروش بالای دو آلبوم به ضرب تبلیغ و شانس و اندکی استعداد در مرثیه خوانی، اتفاقی کوچک تر از آن است که باد بیاندازید در دل بادکنکی که دیر یا زود به سوزن زمان خواهد ترکید. چون بسیاری آوازخوان های موسیقی مصرفی که تا همین چند سال قبل همه گیر شدند برای چند ماه و امروز حتی به یاد آوردن نام هایشان دشوار است. کاش از خاطر نمی بردیم که بادکنک های کم باد بیشتر عمر می کنند.
      • ممنون عزیزم باعث افتخاره و قطعا همچین حسی متقابله.. ولی راجب موضوعی که عرض کردم،کلی گفتم... در هنرمند دونستن یا ندونستن یه نفر دیدگاه ها متفاوته و اصولا هنر به نظر من چیزی نسبیه.... فارغ از محتوای بحثی که بش اشاره کردی و قضاوت درباره اون،نظر من اینه که اگه حتی همچین بحثی هم بین این دو عزیز رخ داده باشه،باز هم فکر میکنم درست نباشه ما قضاوت درباره ی این اتفاق و اتفاقات مشابه رو تعمیم بدیم و در ترانه اونو بگنجونیم(اون هم در ترانه ای که رسالتی اخلاقی به گردن داره) چون قطعا واکنش هایی رو در پی داره... بنابراین فکر میکنم با این وجود بند مورد نظرتون با توجه به تعصبات شخصیه و ترانه سرا در ترانه باید حتی الامکان از تعصبات به دور باشه.... منو ببخش عزیزم...فقط نظرمو گفتم...
      • تعصب نیس عزیزم. نظرم هست و ترانه سرا باید تو ترانه ش نظر خودش رو بگه دیگه. از واکنش ها هم ترسی نداریم. دوسدارای اون هنرمند هم می تونن نظرشونو بگن و تبادل نظر یعنی همین.خوندن این ترانه ی یغما هم خالی از لطف نیست. چه قدر این دَکه دوره از خیابون، با یه گله مجله روی پیشخون، نه انگار آسمون رنگِ دروغه، نه انگار خون پاشیده توی میدون مجله های خوبِ خانواده، با جلدای گلاسه، ورنی خورده توشون تنها خبرهای قشنگه، نه هیچکس حبسیه، نه هیچکی مُرده رو جلداشون همیشه اول ماه، یکی شیش در چهار داره می خنده خبر هاشون همه در حول و حوشه زنای جلف و مَردای زننده: سوپراستاره چشم آبی دوباره، یه لامبورگینی تازه خریده فلان خانم بازیگر ازازسر، یه سانت از طولِ بینیشو بُریده آقای فوتبالیست آخر هفته، بازم می ره جزایره قناری تا ده، بیست، سی، چهل بازی کنه با، قراردادای چند میلیون دلاری نمایشگاه گذاشتن بازیگرها، با عکس چوب و آب و کوه و جنگل می گن بهرام رادان زن گرفته... خبر اینه قشنگ و دستِ اول! مجله های موسیقی پُرن از، جوونایی با موی برق گرفته با آلبومایی که بیرون نمیان، ولی آگهی می شن هر دو هفته پدیده های تازه، رنگ و وارنگ، که سقفِ آرزوشون بنیامینه، تو رو من، من تو رو، من، تو، تو رو من... کلام نابِ آهنگاشون اینه توی شعرای یه خواننده ی راک، همیشه حرفِ دارا و نداره ولی مانکنه چَرمه، چون می گن چَرم، لباس آدمای استواره!؟ تا وقتی که یه دختر بچه داره ، تنش رو واسه شامش می فروشه، به من چه که فلان آرتیست و مطرب، چه جنسی، یا چه مارکی رو می پوشه؟ به من چه که کدوم خواننده ی پاپ، به دستش ساعتِ مارکِ رولکسه؟ کدوم رنگ توی دنیا رنگِ ساله؟ تو هالیوود کی اسطوره ی سکسه؟ من این جام! بین این مردم که امید، داره کم کم می میره تو دلاشون، چه قدر فاصله دارن تیترا از ما، چه قدر این دَکه دوره از خیابون...
      • ممنون از گذاشتن این ترانه ... نخونده بودم ... بانو همیشه اون راهی رو که دوس داری ادامه بده و بهش پایبند باش ، مطمئنا خیلی ها ممکنه از دست منو شما و امثال ما ناراحت شن و نپسندن کارمونو و اعتقادمونو(البته منظورم این نیست که نظر من و شما به هم نزدیکه ،منظورم اینه که ممکنه اعتقادات ما با دیگرون متفاوت باشه) اما مهمترین اصل اینه که به اعتقاد دیگرون احترام بذاریم ... کاش دیگرون هم به اعتقادات ما احترام می ذاشتن ... باور کنید هر اعتقادی که خالصانه باشه اعم از مذهبی بودن و نبودن و افکار و روشهای زندگی چه خوب و بد، به شرطی که به دیگرون لطمه نزنن، همشون قابل احترامند ...اما متاسفانه مسئله اینه که هممون می گیم فقط حرف من درسته ... هیچی نیستیمو همه چی هستیم و بزرگترین مشکل این روزها تظاهره.. من خودم به شخصه دوس دارم گرگ باشم تا گرگی در نقاب میش... حداقل خودمم ... موفق باشید ...
      • اینا که گفتی جدی بود؟ (شوخی)
      • ازین حرفایی بود که همه می زنن و پوز روشن فکری می دن ....مگه من چی کم دارم ازونا ...;-) ... بذار حالا ما هم یه پوزی بدیم ....گرگمو گله می برم ...راستی کلا ترانه های منو دوس نداریا ... به سلیقت احترام می ذارم ....:-) ...پر حرفی کردم ...بازم بابت ترانه یغما ممنون ..بیشتر بذارید ازین ترانه ها ..
  • ترانه خوبی بود
  • سلام خانم جزایری عزیز کار خوبی خوندم ازتون. به خصوص اینکه می بینم خیلی زودتر از خیلی ها مفهوم ترانه رو درک کردید. انتخاب واژه ها رو خیلی خوشم اومد. ترانه های انتقادی ممکنه اسیر اغراق بشن. نمیگم جاهایی نشدید، اما کم بود این اغراق و این خیلی خوبه. استفاده از اسامی توی ترانه اتفاقا بد نیست. خیلی ها شعار میدن ترانه اینطوری تاریخ انقضا پیدا می کنه. متاسفانه این به دلیل ناآگاهی و مقاومت بی منطق دوستان در مقابل به روز شدن ترانه ست. فقط من با اینکه کسی یا چیزی توی ترانه مون مسخره بشه یا تحقیر بشه مخالفم. حتی اگه اون چیز دشمن مطلق هم باشه نباید از تحقیر استفاده کرد. اینو به خاطر "آلبوم جلف "بنیامین" دارم میگم.من بیشتر از شما معتقدم ایشون و ترانه سراشون کارشون ارزش هنری چندانی نداره، اما نباید بهشون توهین کنیم. این ترانه رو خراب میکنه. اما خوشحالم که بچه های اینجا دارن بیشتر به سمت آقای گلرویی تمایل پیدا میکنن. این به ترانه ما کمک میکنه. چون ایشون برغکس خیلی ها مقلد نیستن و مولفن. آفرین شاد و سلامت باشید
    • سلام آقا مجتبی عزیز. خوب ببینید اگه کسی با وجود اینکه می تونست بهترین زندگی رو داشته باشه خطرناک زندگی کردن رو انتخاب کرده و می تونه یه الگو باشه برای تمام ترانه سراها و شاعرای روزگار خودش چرا تکبیرش نکنیم.اگه ترانه ای میخواد خنثی نباشه باید شفاف باشه. اگه کسی حقیره چرا به مردم نگیم حقارتش رو؟ تحقیر ترانه های حقیر وظیفه یه ترانه سرای آگاه هست.توهینی هم در کار نیست. میگیم آقای بنیامین ترانه هایی که خوندی جلف و سبکن. ترانه سراتو عوض کن.اقبال عمومی به کار تو باعث ارزشمند شدن کارهات نمیشن.این هم بیان مشکل هست هم ارایه راه حل. مرسی از حضورتون .
  • سلام استفاده از اسامی خاص تو ترانه رو نمیپسندم و به نظرم مخاطب پس میزنه چنین ترانه هاییو...مثال روشنشم آلبوم تازه ی رضا یزدانی که خیلی بد بود اصلن سیروان و بنیامین به کسی که میخاد آهنگ گوش بدن چه؟ اصن آیا سیروان و بنیامین در حدی هستن که به مرحله ی نقد برسن و بخایم تو شعرامون ازشون استفاده کنیم؟ آیا واقعا یغما اسطوره س؟ در این که ترانه سرای بزرگیه شکی نیست دغدغه تون ستودنیه ولی انقد نباید قلمبه حرف زد و تنها نق زد، با استفاده از اسم آدم هایی که زود تموم میشن واسه ترانه مون تاریخ انقضا میذاریم میتونیم حرف از کسی نزنیم ولی کد بدیم میتونیم کار اجتماعی با آسیب شناسی دقیق بنویسیم، در اینکه شما کارتون خوبه وخنثی نیست شکی نیست تشکر از شما
    • سلام آقا یاسر عزیز. سلیقه ها مختلفه دیگه. کلا میشه هر ترانه انتقادی رو متهم به نق زدن کرد و ازش خواست راه حل ارایه بده که به نظر من این درست نیست. بیان مشکلات حتی اگه بدون ارایه راه حل باشه مخاطبین رو به فکر وا میداره تا دنبال راه چاره بگردن و اون مشکلات دیده بشن.اگه حرف کلی بزنیم متهم می شیم به قلنبه حرف زدن.اگه وارد جزییات بشیم میگن ترانه نباید به اسم کسی اشاره کنه. من کلا با تاریخ انقضا داشتن یه ترانه مشکلی ندارم. مگه ترانه های سیاسی که سال ۸۸ در مورد تقلب تو انتخابات ریاست جمهوری گفته شدن تاریخ انقضاشون همون چند سال نبود؟ خوب باشه. قرار نیس ما هر ترانه ای میگیم یه شاهکار ابدی باشه که تا ابد خونده بشه و شنیده بشه.قرار نیس هر ترانه ای میگیم برای اجرا باشه. اگه بنیامین رکورد فروش آلبوم موسیقی رو میشکونه و ترانه سرایی مثل یغما ممنوع میشه کارش و ترانه هایی مثل کارای اندیشه فولادوند که شما هم ناراضی هستید ازش مد روز میشن و... ما حق داریم تو ترانه هامون نظرمونو اعلام کنیم. ما که توهین نکردیم به کسی. آزادی بیان یعنی همین که من بتونم بگم پرفروش ترین آلبوم موسیقی سال یه کار جلف بوده. یعنی اینکه بتونیم از ملتی ابراز نارضایتی کنیم که بجای بحث های علمی و فلسفی به بحثای چیپی مثل ریش سیروان وقت می گذرونن که کاملا یه مسیله شخصی هست و به کسی ربطی نداره که کسی ریش بذاره یا نذاره. ممنون از شما آقای قاسمی عزیز. "خنثی نیست" رو هم خوب اومدید.
  • دست تقدیرُ خلق کردیم تا کاسه کوزه رو اون شکسته بشه تازیانه زدیم به انگور تا عبرت ملّتی که مسته بشه واقعا عالیه این بند ...واقعا ما به اسطوره ای مث "یغما" پشت کردیم و دورش انداختیم شعر و شخصیّت ترانه رو به آلبوم جلف "بنیامین" باختیم احسنت ...یه جورایی جلفیش تکه کلام منم هست ... بحث دیروز مردم دنیا نیوتن بود و کشفای تازه ش بحث امروز ما توی فیس بوک ریش سیروان و شکل و اندازه ش بله دیگه madonna های ایرانی ....واسه تو چش بودن کم مونده ....(شوخی) فوق العاده بود ....این بار فقط همینو می گم ...البته باز هم بر می گردم ....
  • سلام! من این یکیو دوس نداشتم...آلبوم جلف بنیامین؟!!! با سیروانم حال نکردم...ولی یغما رو دوس داشتم! نمیدونم چی بگم فقط سکوت...
    • سلام مایده جونم. خوب دیگه سلیقه ها مختلفه. ولی سلیقه ای که ترانه های یغما رو می پسنده نمی تونه از بنیامین و ترانه هایی که میخونه خوشش بیاد. سیروان هم که تو ایت نرانه از خوبی یا بدیش حرفی نزدم فقط در مورد ابتذال بحثایی که امروز میون ما در جریانه صحبت شده و ریش سیروان فقط یه مثاله. ممنون عزیزم.
      • چرا! من عاشق یغمام ولی با بنیامینم حال میکنم اینی هم که پای کامنت یاسر نوشتی پرفروش ترین آلبوم جلف بود رو قبول ندارم شاید ازنظر چن نفر جلف باشه ولی یکی مث من صب تا شب داره همون آلبومی که ازنظر شما جلفه رو گوش میده
      • مایده نازم. این دو تا رو دوس داشتن مثل اینه که هم از رمان های داستایفسکی لذت ببری هم از رمانای دست چندم ایرانی که اگه اسم ببرم میترسم اونا رو هم دوس داشته باشی.هر دو از عشق میگن تو رماناشون.ولی این کجا و اون کجا.
      • من فقط نظرم رو گفتم...همین
      • الهی من فدای خودتو نظراتت بشم. کجا غیبت زده چن وقته نمیای آکادمی. از کی دلخوری بگو حالشو بگیرم.
  • مثل همیشه عااااااااالی بود جادّه هامون پر از دس اندازه فکر ما این که از کناره بریم چند قرنه که گم شدیم و می خوایم کلّ بیراهه رو دوباره بریم دست تقدیرُ خلق کردیم تا کاسه کوزه رو اون شکسته بشه تازیانه زدیم به انگور تا عبرت ملّتی که مسته بشه