بی وفایی

صدای قدم های آرامشو
شنیدی و میخوای عذابش کنی
کدوم پل دوباره دلت رو زده
هوس کردی رد شی خرابش کنی؟

بازم لذّتت که به اوجش رسید
یکی از چش تو سقوط می کنه
یکی نرم میشه که عاشق بشه
یکی خسته میشه سکوت می کنه

بگو چن تا عشقو تلف کردی و
چقد آه و نفرین به دنبالته؟
بگو مرگ چن تا گل بی پناه
مقدّر تو پاییزِ هر سالته؟

همیشه همینه مرام دلت
که عشقو دو روزه تموم می کنه
یه بچه س که احساس ؛ بازیچشه
می ریزه می پاشه حروم می کنه

همیشه پشیمون میشه هر کسی
که تنهایی شو با تو قسمت کنه
برو باید این دفعه هم قلب من
به تلخی تقدیرش عادت کنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. زیبا بود و اقای شمس و اقی معظمی چیزی برای من نذاشتن که بگم.موفق باشید
  • سلام انیس عزیز ترانه بسیار خوب و زیبایی بود کارت رو دوست داشتم مرسی
  • درود بانو لذت بردم از نقد و نظر دوستان هم استفاده کردم ممنونم موفق باشید
  • سلام خانم جزایری کار بهتری نسبت به کار قبلیتون خوندم.البته این نظر شخصیمه.درسته عمقش کمتر بود از کار قبلی اما بدون شک ارتباط بیشتری رو مخاطب باهاش برقرار میکنه منم با واژه ی مقدر مشکل داشتم.اما بجز مشکلی که مجید داشت با معنی مقدر مشکل دارم.چون مقدر چیزیه که دست خود آدم نیست.شما از مقدر با معنی (برنامه) استفاده کردین.مقدر چیزیه که آدم ازش خبر نداره و شما دارین از اون بنده خدا میپرسید که تقدیرت چیه؟میخواستید بگید برنامت تو هر پاییز چنتا گله؟هرچند اینم میدونم که شما به طعنه داری اینارو میگی.ولی به هر حال مقدر رو دوس ندارم.بند بچه هم بند خوبی بود آفرین.در مورد بند اول هم به نظر میاد نرمال نیست.سخت نویسی کردین انگار.میشد ساده ترش رو هم نوشت. بدون شک استعدادتون ثابت شدس موفق باشید
    • سلام آقا رضا. ممنون که نظرتونو گفتید.میدونید که نظرتون برام اهمیت زیادی داره و اگه شما نیاید پای یه ترانه م ترانه م رو میارم پای نقد شما. ترانه "تنها مسافر " رو هم از نقد و نظرتون محروم نکنید: موهای زیتونی مو میبندم روی سرم تا گردنم برهنه تر لب هاتو حس کنه پوستم برنزه میشه تو آغوش داغ تو تا تشنه تر طراوت شب هاتو حس کنه می خوام توو ساحل دلم توفانی باشی تا از قایق نگاهمون غربت پیاده شه توو سرزمین بکر من زبری دست تو تنها مسافر تن تبدار جاده شه می خوام که زیر سایه ی این عشق تا ابد تنهایی ازجهان من شرش رو کم کنه تن پوش شرم آب شه تا بین قلب ما روزی نیاد که فاصله باز قد علم کنه اسم تو رو توو پنجره فریاد می زنم حتی درختا هم می رقصن با صدای عشق با لهجه ی ترانه ها مهتاب ازم میخواد این راهو با تو طی کنم تا انتهای عشق
      • سلام مجدد.این لطف شمارو نسبت به بنده نشون میده در مورد کاری که باهاش روبرو هستیم در ابتدا بگم که این کار نمیتونه ترانه باشه.بیشتر به شعری شبیهه که به زبان محاوره نوشته شده.شعر محاورس من به عنوان یه ترانه سرا کلی رو هر جمله ی این کار فکر کردم تا متوجه بشم چی گفتید در واقع کار شکل مصنوع به خودش گرفته و واقعن محسوس نیست.خیلی سخت میشه با همچین کاری ارتباط احساسی برقرار کرد اونم به عنوان ترانه.در مورد وزنی که این کار داره متشکل از ۱۴ هجاس که کلی فضای مانور به نویسنده میده و خب معمولن این مدل کارا با وزنای بلند فرصت و فضای کافی برای حرف زدن رو در اختیار میذاره.از نظر من این کار سعی در عمیق نشون دادن خودش داره به خاطر زبان سختی که داره.تو نظر اول آدم حس میکنه که خیلی عمیقه چون نمیشه راحت فهمیدش اما این برای یه ترانه میتونه ضعف بزرگی باشه.اما وقتی خوب به جمله ها و ترکیب ها فکر میکنی میبینی که این همون حرفای یه ترانه معمولی و سطحی رو میزنه که پیچیده نوشته شده.در صورتی که ارزشهای ترانه در جهت عکس این مدل نوشته هاست.یعنی در عین سادگی زبان و دوری از پیچیدگی حرفهای عمیقی رو میزنه.من توجه کردم تو این کار حدودن ۱۴ ۱۵ تا ترکیب و تشبیه و صفت و این چیزا داره.اینا باعث میشه کار احساسشو از دست بده.مثلن:وو سرزمین بکر من زبری دست تو تنها مسافر تن تبدار جاده شه سرزمین بکر/زبری دست/تنها مسافر/تن تبدار/تن تبدار جاده/تنها مسافر تن تبدار جاده من میفهممش ولی اصلن حسش نمیکنم.این شدید ترین پیچیدگیش بود به نظرم ولی از این دست پیچیدگی ها در کلیت این کار زیاده.این در مورد کلیات کار و اما اگه بخوام ریزتر بشم و بند بند کار رو بررسی کنم چند تا نکته به ذهنم میرسه که عرض میکنم: موهای زیتونی مو میبندم روی سرم تا گردنم برهنه تر لب هاتو حس کنه پوستم برنزه میشه تو آغوش داغ تو تا تشنه تر طراوت شب هاتو حس کنه///ببینید وقتی میگید "تا" این تا برای آوردن دلیل هست.یعنی اینکه پوست من تو آغوش داغ تو برنزه میشه "برای اینکه" تشنه بشه.یعنی اگه نخواد تشنه ی طراوت شبهای معشوق بشه تو آغوش داغ برنزه نمیشه؟اون "تا" کاملن اضافیه.بعد طراوت روزاش چی؟اون شب به خاطر لب اومده بدون شک.بعد آغوش داغ چیزی نیست که بخواد برنزه کنه.شاید میخواستین به خورشید تشبیه کنید آغوش معشوق رو که به نظرم درنیومده.آغوش داغ میتونه بسوزونه و این سوختن خیلی بهتره.چون ارتباط تشنگی و سوختن قابل لمس تر و بیشتره. می خوام توو ساحل دلم توفانی باشی تا از قایق نگاهمون غربت پیاده شه///مسائل سخت آنالیز ریاضی(۲) رو ساده تر از این بیت متوجه میشم توو سرزمین بکر من زبری دست تو تنها مسافر تن تبدار جاده شه///شاید فضای نیمه اروتیکی که توش این کار رو نوشتید مجبورتون کرده که پیچیده بنویسید.اگر نه دلیل دیگه ای برای انقدر پیچیدگی نمیبینم می خوام که زیر سایه ی این عشق تا ابد تنهایی ازجهان من شرش رو کم کنه تن پوش شرم آب شه تا بین قلب ما روزی نیاد که فاصله باز قد علم کنه///البته این چیزی که گفتید همیشه صادق نیست.بعضی مواقع با آب شدن این تن پوش شرم فاصله خیلی زودتر از اونی که باید قد علم میکنه اسم تو رو توو پنجره فریاد می زنم حتی درختا هم می رقصن با صدای عشق///صدای عشق یعنی صدای شما؟یعنی شما خودت عشقی؟یعنی باد؟زوزه ی باد صدای عشقه؟وقتی درختا میرقصن یعنی باد شدیده.یعنی ممکنه از نظر شما صدای اون باد شدید صدای عشق باشه؟یا اصلن خود باد صدای عشقه.بیت خوبی نمیبینم این دو خط رو با لهجه ی ترانه ها مهتاب ازم میخواد///لهجه ی ترانه"ها" که اون "ها" اضافیه.چرا به جای مهتاب ننویسیم دنیا؟چرا ننویسیم این شهر؟چرا ننویسیم قلبم؟خیلی چیزای دیگه که میتونیم جایگزین مهتاب کنیم و این نشون میده اومدن مهتاب بدون تفکر خاص بوده.بعد هم مهتاب و آفتاب هردو نور هستن.شما منظورتون ماه بوده.میشه به این فکر کرد که شما به ماه نگاه میکردی و احساساتی شدی. ماه منطقی تره تا مهتاب. این راهو با تو طی کنم تا انتهای عشق ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا به حال با همچین زبانی تو آکادمی ترانه روبرو نشده بودم.من یه هفته میرم مرخصی زبان کارتونو یکم تغییر بدین اگر میخواین ترانه بنویسین.عمیق بنویسین اما ساده.امیدوارم روند این ترانه تا آخرین ترانتون رو ادامه بدین.چون ترانه آخرتون(بیوفایی) ساده تر نوشته شده و من باهاش ارتباط برقرار کردم.در صورتی که حرفای خیلی بیشتری نسبت به این کار برای زدن داره موفق باشید خانم جزایری
      • خیلی ممنون آقای معظمی عزیز. تک تک کلماتتون خورشیدی هستن که راه پیشرفتو برام روشن میکنن. ولی از این نظر شخصیم هم باید صحبت کنم که اگه بخوام بهترین بندی رو که تو عمرم گفتم انتخاب کنم همین بند هست: می خوام توو ساحل دلم توفانی باشی تا از قایق نگاهمون غربت پیاده شه توو سرزمین بکر من زبری دست تو تنها مسافر تن تبدار جاده شه از نقدتون خیلی استفاده کردم. ممنون
  • سلام. ترانه ی زیبایی بود. به ویژه شروع خیلی خوبی داشت.
  • سلام خانم جزایری ترانه ی خوبی شده موفق باشید
    • سلام آقای قاسمی عزیز. نمی دونم چرا تصمیم گرفتید کامنتایی بذارید که اعتقادی بهش ندارید. سلیقه ی شما خاص تر از این حرفاست که به ترانه هایی در این سطح بگه خوب.منتظر یاسر قاسمی قبلی هستیم. سلام بهشون برسونید.
      • راستش بعد از اون اتفاقات که خیلیا از دستم ناراحت شدن و احساس گردم باعث دلخوری خیلیا شدم سعی میکنم نظرمو نگم البته بعضی دوستام ترانه هاشونو تو فیسبوک یا با ایمیل میفرستن و من هم تا جایی که میتونم نظرمو میگم اما راستش نه وقتش مثل قبل هست نه دل و دماغشو دارم که ریز بشم و نقد کنم خداروشکر شما و رضای عزیز و آقای شمس و شیخی و بقیه ی دوستان هستین و به فضای نقد کمک میکنین
      • خوب من که از اون خیلیا نبودم. خودم پیام خصوصی میدادم بهتون که دعوتتون کنم به نقد ترانه م.شما هم می تونید مثل من پای ترانه ی اون خیلیا نرید و دوستیتونو محدود کنید به معدود دوستان نقد دوست.اگه ممکنه به این آقای قاسمی بی دل و دماغ بگید برن و اون آقا یاسر با دل و جرات تشریف بیارن که همه از کامنتاشون یاد میگرفتن و استفاده میکردن :)
      • من در حدی نیستم که چیزی به کسی یاد بدم ولی سعی میکنم تا جایی که میتونم نظراتمو بگم و مثل قبل اگه نکته ای به ذهنم برسه حتمن اونو بگم
  • سلام انیس عزیزم من هردفعه که میام پای کارات چندین بارترانه تومیخونم واقعا یادمیگیرم ازت موفق باشی وباغ ترانه هات همیشه سبز گلم
    • سلام کوثر عزیزم. دل به دل راه داره فداتشم. منم خودتو ترانه هاتو خیلی دوس دارم. مطمینم یه روز معروف تر از همه میشی و اسمت همه جا رو زبونا میفته. چون توی ترانه های پر احساست این استعداد هست و یه روز حتما موفق میشی.
  • همیشه همینه مرام دلت که عشقو دو روزه تموم می کنه یه بچه س که احساس ؛ بازیچشه می ریزه می پاشه حروم می کنه دوس داشتم عزیزم.افرین
  • دوست مستعد و آینده دار کارتون خوب بود صدای قدم های آرامشو شنیدی و میخوای عذابش کنی در مورد این مصراع باید بگم ضعف تالیف وجود داره حذف " تبدیل " به توجه به شرایط قرار گرفتن واژگانتون صحیح نیست چون فعلی که آوردین باعث می شه مخاطب برداشت دیگه ای کنه و فکر کنه صدای قدم هارو میخواد عذاب بده چون عذاب کردن هم کاربرد داره و با توجه به این که شما گفتین منظورتون تبدیل کردن ارامش به عذابه پس ضعف تالیف داره این مصراعتون. اگر اعتراف نمی کردین به معنیش / می تونستم ایهام در نظر بگیرمش :) """ مقدّر ""تو پاییزِ هر سالته؟ باهاش ارتباط نگرفتم خیلی کلاسیکه دوست من یه بچه س که احساس ؛ بازیچشه می ریزه می پاشه حروم می کنه / دوس داشتمش :) در کل خوب بود و ادامه بدید گل گل گل
  • سلام خانم جزایری واقعاً ترانه زیبایی بود چه مسئله ای و چه زبان پر ایهام قشنگی خیلی لذت بردم از ترانتون.... ....موفق باشید.....
  • سلام آفرین هرچند من از این گله شکایتا دوست ندارم. امیدوارم هر روز بهتر از دیروز.
  • سلام انیس گلم...به به چه کار زیبایی.... احسنت.... اینجا فکر میکنم جابجایی ارکان خوب ننشسته: مقدّر تو پاییزِ هر سالته درکل عالی.موفق باشی
  • سلام بانو جزایری محترم ... ترانتونو چند بار خودنم ...واقعا خوب بود ..خیلی زیبا اعتراض کرده بودید ...صادقانه می گم هر چی خواستم ازتون ایراد بگیرم نشد و این خیلی عالیه که اینجوری مینویسید مشخصه که روی تک تک بند ها و بهتره بگم کلمه ها فکر کردید ...فقط یک مورد عذابش کنی واسم جالب نیست .. فعل مناسبی واسش به کار نبردید به نظر من ...عذاب دادن بهتره ...عذاب کردن از محاوره دوره .... و اما گلچین : بازم لذّتت که به اوجش رسید یکی از چش تو سقوط می کنه یکی نرم میشه که عاشق بشه یکی خسته میشه سکوت می کنه بگو چن تا عشقو تلف کردی و چقد آه و نفرین به دنبالته؟ بگو مرگ چن تا گل بی پناه مقدّر تو پاییزِ هر سالته؟ همیشه همینه مرام دلت که عشقو دو روزه تموم می کنه یه بچه س که احساس ؛ بازیچشه می ریزه می پاشه حروم می کنه در آخر صادقانه می گم که زیاد اهل تعریف و تمجید نیستم ، اما خوبی ها رو باید گفت ، شما به قول آقای شهیار قنبری به خوبی راه نوشتن ترانه نوین رو پیدا کردید ...ترانه نوین یعنی ترانه ای برای اندیشیدن ...سرشار از تصاویر ناب با نتیجه گیری اخلاقی که به جرات می شه گفت، کارتون ارزش هنری داره ...حتی اگه مثه این ترانه عاشقانه باشه ....دیگه عصر ترانه های کلیشه ای و ساده تموم شده ...امیدوارم موفق باشید ....
    • سلام آقا علیرضای گل. ممنونم از شما که با دقت ترانه هام رو پیگیری می کنید. معنای اون بیت به این صورته: صدای پای آرامش رو شنیدی و می خوای آرامش رو (تبدیل به) عذاب کنی.اینکه "آرامش" رو " عذاب" کردن درست هست یا نیست دست مهیا خانم رو می بوسه. اکثرا تو ترانه هام بیشتر سعی میکنم حرف دلم رو بزنم و اصلا اجرا برام اهمیت نداره. ممنون که سر زدید عزیز.
  • درود بانو جزایری ترانه زیبایی سرودین لذت بردم احسنت
  • سلام انیس جان آفرین خیلی قشنگ و راحت با کلمات بازی می کنی و ازش ترانه می سازی آفرین به این احساس
    • سلام نسترن جان. ترانه ساختن که کاری نداره. ترانه خوب گفتن سخته. از همه ترانه هام واقعا مطمین نیستم دو سه تا بیشتر خوب باشن. جدیدا دارم سخت گیر میشم به ترانه هام.خیلیاشونو مینویسم خوشم نمیاد میریزم دور. مرسی که سر زدی.
  • سلام خانم جزایری دوست داشتنی.خیلی ترانه های زیبایی ازتون میخونم خیلی بااستعداد هستین.فقط حیف که بروجردین و خیلی دور به امید ترانه باران
    • سلام. من که نزدیکم آقای سلیمی. شما چرا انقد دورید آخه. جای ما رو تو شب شعرای آقای رامندی خالی کنید. مرسی که سر زدید.
      • گلم! شماهم جای من و علیرضا رو توو شب شعرای بروجرد خالی کن!
  • سلام دختر نازم! خیلی زیبا سرودی.احساساتمو خوب بلدیا شیطون بلا خخخ بازم لذّتت که به اوجش رسید یکی از چش تو سقوط می کنه یکی نرم میشه که عاشق بشه یکی خسته میشه سکوت می کنه همیشه همینه مرام دلت که عشقو دو روزه تموم می کنه یه بچه س که احساس ؛ بازیچشه می ریزه می پاشه حروم می کنه پسندیدم! این عکسه رو نگا! چه بامزه اس! (..')/♥ ♥('..) .\♥/. = .\█/. _| |_ ♥ _| |_