میشه از شب پره گفت

میشه از شب پره گفت

 

توو حصار شهر ِ ارواح       توو حکومت ِ تعصب

من به بغض اطلسیها        می کنم ، گریه رو ، تا صب

 

به صراحت ِ تجاوز       به حریم ِ امن ِ ناموس

روز می خنده شب می بینه       دختر ِ فراری ، کابوس

 

شهر من پر از سکوت ِ گریه هاست…..کوچه هاش خنده رو باور نداره

توی نقاشی بچه ها دیگه………دهقان ِ مردو دلاور نداره

توی این دشت ِ بزرگ ِ آرزو…….بوی گندمش حقیقت نداره

توو تنور ِ سردِ بی حرارتش……..نون ِ شب سرمارو طاقت نداره

 

توو تصورات ِ فرزند       همسر ِ شهیدو مادر

تووی حیرت ِ پدر، چون       دخترش داشت یه برادر

شهرِ من پر از چراغه         چشم ِ آزادگی خوابه

سر درِ بهشت ِ زهرا          چشمه ء سجده به آبه

 

به قداست ِ یه هاله توو فضا………به ظرافت ِ حقیقت ِ ریا

به تحمل ِ فریب ِ یه غزل…………به ترانه ، که نگفته ، یغما

یا قسم به آشیون ِ چلچله………..که می لرزه با نگاه ِ یه عقاب

به صداقت ِ شمیم ِ لاله ای……….که روو قبرِ یه شهید ، میره به خواب

 

می شه از پیله ء این شب ……….با یه پروانه گذر کرد

می شه یلدارو نخوابید…………می شه با پرسه سفر کرد

می شه با شب پره پر زد……….تن ِ پا ک ِ ماهو بوسید

می شه تن پوش ِ(رها ) شد……..کفن ِ سیاهو پوسید

 

رها

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • پسندیدم... @};-
  • خوانش احساست همیشه لذت بخشه،ممنون که می سرایی @};-
  • بسیار زیبا @};- @};-
  • من از شما چند تا شعر خوندم.وبه نظرم این گل سر سبد همشونه از نظر حس ناب بود @};- @};- @};- بکشید دستی به سرم تا شاید بتوانم که شاعر باشم
  • اون بیتت که اسم یغما رو آوردی حال کردم اصلا دمت گرم و از این صحبت ها :) =D>
  • زیبا بود ترانه هایتان مصور است مثل یک تابلوی نقاشی و این، یکی از مولفه های مهم شعر و ترانه است. موفق باشید.
  • بازهم زیبا و سراسر احساس.بایکم همچین گلایه یا بهتر بگم فریاد =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام دوست من... سعي شده كار اجتماعي باشه اما خيلي رو بازي كردي دوست من ايجاد پاگرد با وزن متفاوت به كار كمك كرده
    • سلام حضورتون باعث افتخاره..ممنون از نظر خوبتون...حق با شماست ولی حس کردم کارایی از این دست برای اینکه بتونه قشر بیشتری رو در بر گیره و تلنگری برای درگیری اندیشه های متفاوت باشه صریحتر بیان بشه بهتره ..افتخار دادید ..با سپاس @};- @};-
  • سلام تصویر سازی خوبی داشتید اما فکر میکنم بعضی از کلمات میتوانستند جایگزین داشته باشند در کل لذت بردم آفرین و درود @};- @};- =D> =D>
  • سلام ... جالبه چون فضایی که ساختید مردانه و اجتماعی بود . گفتن شعرهای اجتماعی جالبه . من تران تو با اواز خوندم دو قسمتسش مضربهاش یکباره عوض میشه البته این نقص نیست / افرین @};- =D>
  • خیلی زیبا بود بی غرض میگم زیبا بود عبارات نو... فضای نو و حتی سبکی که به ندرت تو ترانه گفتن دیده میشه مخصوصا ترانه هایی که سفارشی نیستن نوشتنش تو این سبک بسیار سخته تبریک میگم @};-
  • سلام خانم موسوی.خیلی زیباست.کاش بشه این ترانه زیباتونو یه خواننده مثل داریوش اقبالی بخونه.ولایک
  • به صراحت ِ تجاوز به حریم ِ امن ِ ناموس روز می خنده شب می بینه دختر ِ فراری ، کابوس فریبا جون زیبا بودتصویر سازی خوبی داشتی =D>
  • سلام خانم سیدموسوی گرامی ترانه های زیباتون رو خوندم و همه دلنشین بودند. با آرزوی بهترین ها... @};-
  • خیلی زیبا بود!! نمیدونم از کدوم قسمتش تعریف کنم، همش خوب بود! @};-
  • فریبا جان زیبا بود.خیلی دوس داشتم.لاییییییییک @};-
  • دوستش دارم مرسی فریبا =D>
  • سلام فریبا اول من شرمندم میدونم خیلی وقته مثل قدیما کارهای شما و بچه های دیگه و کم میخونم و اصولا خیلی وقته نظر نمیزارم ولی کلا کارها و تا جایی که بتونم میخونم کار و فضاسازیت خوب بود . خوشحالم که این موقع که دارم میخوابم قبلش کار با معنی و پر مفهمومتو خوندم @};- @};- =D> =D> ساعت 4 صبح و من هنوز بیدار .... :-) 8->
    • سلام آقا محسن...دشمنت شرمنده باشه .همه گرفتارن و امیدوارم گرفتاریاتون در جهت ابعاد مثبت زندگی باشه...ممنون از اینکه وقت با ارزشتو صرف خوندن ترانم کردی.براتون آرزوی خوابهایی شیرین و رویاهایی دل انگیز دارم ..با مهر @};- @};-
  • سلام خانم موسوی عزیز تصویر سازی .. ایجاز ...استعاره ها و کنایات..ایهام.. استفاده بجا از مجاز ها..تضاد جناس.. از لوازم لاینفک شعر شماست.دکتر شفیعی کدکنی می گوید:شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد. من به نوبه خودم خسته نباشید میگم به شما و ازتون می خوام که با تمام توان ادامه بدید بی شک اسم شمارو در آینده بیشتر خواهیم شنید. و اما چند نکته: در شعر کلمه مترادف وجود ندارد و هر کلمه بار معنایی خود را دارد. شاعر در گزینش کلمات هدف خاصی را دنبال میکند .سعی کنید به شعر خود پیکره بدهید.. خاطرات خصوصی شما شعرتان را دارای تاریخ مصرف می کند و مخاطبانتان را محدود.. فراتر از مرز شخصی خود بیندیشید. بیاییم صادقانه از شعر این میراث جاودان سخن بگوییم و نان هایمان را در کوچه پس کوچه های بی نام و نشان به یکدیگر قرض ندهیم . پوزش .... تشکر مجدد از کارهای زیباتون.
    • سلام جناب منصور حضورتون باعث خرسندیم شد ...خوشحالم که اینبار ترانم به دلتون نشست..حتما دوست عزیز پیشنهادای مفیدتونو توو کارای اینده به کار می گیرم...با مهر دوست من @};- @};-
  • سلام بسیار عالی بهره بردم آفرین بر شما و این قلم و طبع زیبایتان شاعر مردم دوست، کسیست که میخواهد و میتواند حتی بر دهانه آتشفشان فعال و پر گدازه نیز از آرامش و عشق و امید برای عزیزانش، یعنی همه مردم بسراید. و این یعنی امید به فرداهایی بهتر: می شه از پیله ء این شب ……….با یه پروانه گذر کرد می شه یلدارو نخوابید…………می شه با پرسه سفر کرد می شه با شب پره پر زد……….تن ِ پا ک ِ ماهو بوسید می شه تن پوش ِ(رها ) شد……..کفن ِ سیاهو پوسید موفق و پیروز و شاد باشید. با احترام و مهر @};-
  • سلام گلم....ترانه بسیار متفاوتی ازت خوندم موضوع جالبی هم داشت...برات آرزوی موفقیت دارم @};- @};- @};- @};-
  • سلام عزیزم ممنونم ازترانه ت فریبا جان تفاوت شاعرها با بقیه ی مردم اینه که اونها از موهبت خدادادی که دارند استفاده میکنند و کلمات رو به کارمیگیرن که همون حرفهایی که مردم می بینندومیخوان بزنن زیباتر و درعین حال پوشیده تر بیان کنند اگرنه که هرکسی میتونست داعیه ی شاعری داشته باشه همیشه توی شعرت فرصت کشفی برای مخاطب بذار مستقیم گویی باعث میشه مخاطب توی شعرت سهمی نداشته باشه و برای همین شعرت زود از ذهنش میره... پیشنهاد میکنم روی بنداول ترانه ت حتما تجدید نظر کنی. به امیدترانه های زیباتر... ((شادباشیــــد))
    • سلام حمیده خوش ذوق و عزیز...حق با شماست و صراحت لهجم یه کم توو ذوق میزنه راستی بعد از انتشار ،با بیت ( من با بغض اطلسیها ...می کنم گریه رو تا صبح ) مشکل داشتم و چند تا گزینه توو ذهنمه که نمیدونم کدوم بهتره 1-دق میدم گریه رو تا صب.....2- می شمرم گریه رو تا صب...3-نمی خوابم تا خود ِ صب دوستان دیگه هم می توونن نظرشونو بگن خوشحال میشم حمیده جان همیشه ازت یاد می گیرم وامیدوارم با نقدهای سازنده دوستان بزرگی مثل شما کارام پیشرفت داشته باشه...در پناه حق.. @};- @};-
      • سلام عزیزم. دوتا جایگزین اولی خیلی بهترن به خصوص دق می میدم گریه رو تاصب موفق باشید.
      • سلام حمیده عزیز ممنون از توجهت ..مرسی از همفکریت ..منم موافقم ..خیلی محبت کردی ..ارادتمندم @};- @};-
  • فریبا جان درجریان نبودم که به ترانه ات بی احترامی کردند الان پست آخر وکه خوندم متوجه شدم خیلی ناراحت شدم بعضی ها اخلاق غیره حرفه ایی دارند شما نباید خودتان را ناراحت کنید که این رفتارها از حسودی هم ناشی می شود ویا این که برتر ازخودشون کسی رونمی خواهند ببینند اما از رفتن حرف نزنید و میدان را خالی نگذارید اینجا سایت نقد ترانه است نه فروش ترانه که فقط عده ایی شاعرانه برجسته جمع بشندو ترانه بنویسندو برای هم دست بزنندو هفته ایی یه بار از بین خودشان یکی را انتخاب کنند به عنوان محبوبترین ها. در هر صورت من شخضا ترانه های شما رو دوست دارم موفق باشید @};-
    • سلام عزیزم ممنون از همدردیت قربونت برم انقد مهربونی..راستش حذف کردم ..حس کردم شاید بچه گونه باشه..ایشالا ببینم چی پیش میاد...خیلی گلی..راستی با موبایل اومدم تکس نداره وگرنه گل بارونت می کردم...با مهر
  • می پسندم عزیزم موفق باشی @};-
  • واااااااااااااااااااای شاهکار بود =D> =D> درود بانو به قدری فوق العاده بود که نتونستم قبل از سلام این واااای رو نگم ، بهترین کاری بود که تا حالا ازتون خونده بودم و بی نهایت لذت بردم :-x لایکید از صمیم قلب @};- @};- @};-
    • وااااااای ...سحر عزیزم ..چقد خوشحالم که اومدی ..فکر نکن دیر جوابتو دادم نه گلم برات کامنت گذاشته بودم فقط از کسی اسم برده بودم که ترانه (مشترک مورد نظر ) رو مسخره کرده بود بعد حس کردم با اینکار من با ایشون فرقی ندارم و حذف کردم همیشه بهم انگیزه می دی و خوشحالم که خوشت اومد...عزیزم خیلی بهت ارادت دارم..با مهر @};- @};-
  • شهر من پر از سکوت ِ گریه هاست…..کوچه هاش خنده رو باور نداره توی نقاشی بچه ها دیگه………دهقان ِ مردو دلاور نداره توی این دشت ِ بزرگ ِ آرزو…….بوی گندمش حقیقت نداره توو تنور ِ سردِ بی حرارتش……..نون ِ شب سرمارو طاقت نداره سلام خانوم موسوی عزیز دوس داشتم ادامه میداشت...راستش اختلاف وزنو زیاد دوس نداشتم نمی دونم شاید این چند بیت با حال و هوام بهتر جور بود به هر حال سپاس یه گل تقدیم شما @};-
  • سلام خانم موسوی عزیز @};- ترانه زیبایی بود مثه همیشه =D> تصویر خوبی داشت و مثه همیشه به دلم نشست @};- @};- =D>
    • سلام دوست خوبم توو بدو ورودم به اکادمی خیلی بهم انگیزه میدادید وخوشحالم که هر جا باشید بالخره اینجا می بینمتونن ..از نظرات خوبت همیشه بهره بردم...با سپاس @};- @};-
    • سلام جناب باغشینی بازم افتخار دادید که مثل همیشه به ترانه هام اظهار لطف کردید و خوندید این ترانه 2 تا ترجیع بند داره که بر اساس ترانه روش ملودی هم گذاشتم که میدونم توو اجرا اگه همه جی خوب پیش بره کار زیبایی میشه و...ممنون ا ز توجتون @};- @};-
  • فریبا جان چقدر کار احساسی و دلنشینی بود... مخصوصا جدا از تصویر های زیبا این تفاوت وزنی که در بندها آوردید باعث ظرافت بیشتر در کار میشه... مرسی از ترانه زیباتون @};-
    • خوش اومدی سمانه عزیزو خوش فکر...ترانه های شما هم بسیار با احساس و زیبا بودند...و افتخار حضورت خیلی ارزشمنده..ممنونم و خوشحالم که به دلت نشست @};- @};- @};-
  • اونجایی رو که فهمیدم خیلی خوب بود خیلی =D> توو تصورات ِ فرزند همسر ِ شهیدو مادر تووی حیرت ِ پدر، چون دخترش داشت یه برادر ... ا :-?
    • سلام جناب قدیمی ومرسی که همیشه هستید ...لزومی به توضیح در مورد مفهوم نیست ولی عرض کنم وقتی پدر شهیدی پسرش به شهادت میرسه اولش غمگین و حیرونه و دخترش که فقط یه برادر داشته بی برادر میشه ...توو شعرو ترانه کلی گویی ، جمع و جور نوشتن و خلاصه کردن با تصویر و فضای خیال انگیز باعث تمایز این سبک با نثر و انشا می شه وبا توجه به بیت قبل وبعد و جمله معروف (خانواده شهدا چشم و چراغ )این ملتند می تونستید مفهومو بهتر درک کنید...ممنون از توجه و حضور مهربونتون @};- @};-
  • درود خانم سید موسوی یه کار بسیار قوی و واقعا زیبا رو ازتون خواندم و بسیار از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • فریبا جان مثل همیشه با لذت کارت رو خوندم ممنون عزیزم @};- @};-
  • سلام خانوم موسوی تصویر سازی زیبا بود @};-
  • خانم موسوی آفرین تعابیرخیلی زیباست .واژه های جالب کارتون رو زیباتر کرده @};- @};-
  • سلام خلاقیت شما در ساختن فضایی متفاوت و استفاده از دو وزن (گویا هنگام سرودن ترانه برایش آهنگ هم ساخته اید) ستودنیست...