جنون

بعد از مدتها، گفتم یه ترانه ی قدیمی بذارم:

دیوونگی دست خودم نیست
من بی تو درگیر جنونم
من ماهی ِ در حال مرگم
نگذار تو خشکی بمونم

دست کدوم صیاد من رو
در حال جون دادن رها کرد
وقتی نباید ماهیارو
یک لحظه از دریا جدا کرد

یک لحظه آرامش ندارم
جایی که دلتنگ تو باشم
من ماهی آزادم اما…
وقتی که تو چنگ تو باشم

راضی نشو هر لحظه ی من
با این عذاب و زجر سر شه
وضع جنونم ترسناکه
برگرد شاید خوب تر شه

دیوونه م اما با تو خوبم
با تو که قلبت قد دریاست
نزدیک تو پهلو بگیرم
آرامشم از دور پیداست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: