قهر

سه روزه آسمون خاکستری پوش
سه روزه گرد غم پخشه تو این شهر
سه روزه جون میدم دور از چش تو
تو کنج زندون لجبازی و قهر

دلم وابستگی شو تازه فهمید
همین حالا که یخ بسته دو دستم
همین حالا که مثل ساقه ای ترد
توی توفان قهر تو شکستم

تنم با تب توی جنگ و گریزه
یه بغض لعنتی خار گلومه
هنوز چشم یکی مونده به راهه
هنوز یک سمت این عشق نا تمومه

یه مردابم که شب بی ماه مونده
یه رودخونه م که از دریا بریده
یه زن که از جنون کارش گذشته
که از دنیای آدم ها بریده

انیس تو دوست داره عزیزم
بگو عشقت به من باز برمی گرده
بازم آغوشتو وا کن برام که
سه روزه دست و پام بدجوری سرده

از این نویسنده بیشتر بخوانید: