پــــــــدر

سلام … این ترانه رو حدود یک ماه و نیم پیش برای پدر بزرگوار و از دست رفته ی یکی از دوستان نوشتم … و وقتی تموم شد خودم با خوندنش گریم گرفت … این ترانه در عین سادگی قدرت نفوذ پذیری بالایی داره … امیدوارم همیشه و در همه حال قدر داشته هامونو بدونیم مخصوصا پدر و مادر که دیگه نمونشون تو زندگی یک نفر پیدا نمیشه… ببخشید اگه سرتونو با نوشتن این مطلب درد اوردم فقط خواستم توضیحی باشه برای دوستان…

همین دیوار میون ما
من و از تو جدا کرده
تو نیستی تا ببینی که
چقد دستای من سرده
همیشه تکیه گاه بودی
تو لحظه های اشوبم
چه جوری بعد تو میشه
به این مردم بگم خوبم
کنارت بودن اسون بود
این و من دیر فهمیدم
همون وقتی که عکست رو
روی تابوت میدیدم
کجا میری که حال من
با بودن تو خوب میشه
فقط برگایی میریزن
که تنها اند و بی ریشه
قسم خوردم که با یادت
یه عمری در به در باشم
منی که فکر نمیکردم
یه روزی بی پدر باشم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علي جعفري

راه ارتباط با من : ali.jafari.lyricist@gmail.com ...//... لحظه لحظه ی زندگی من همانند تلاطم دریاییست که ارامش ندارد و این تلاطم فقط با ترانه هایی که هرکدام زندگی و احساس دورانی از زندگی من را بیان میکند ارام میگیرد .